عقلانیت از منظر فیلسوفان؛ روایت مارکوزه و پاگ
جواد حیراننیا
روایت شاگرد جان رالز از عقلانیت
پروفسور "توماس پاگ" فیلسوف اخلاق معاصر و استاد فلسفه دانشگاه ییل که تز دوره دکتری خود را با راهنمایی جان رالز گذرانده در یک تعریف عقلانیت را به معنی پیش بینی مناسب وسایل و ابزارهای لازم برای رسیدن به هدف میداند...
چندی پیش سایت گوگل نام خلیج فارس را از نقشهی خودش (گوگلمپز)
حذف کرد. این اقدام گوگل طبعاً برای ایرانیها ناموجه بود و اعتراض آنها را بر
انگیخت. مدیران گوگل در برابر این سؤال قرار گرفتند که چرا به این اقدام دست زدند
اما پاسخ آنها به این پرسش شاید هیچ کس را قانع نکرد. نه فقط ایرانیها را قانع
نکرد، بلکه به نظر میرسد هیچ فرد بیطرف دیگری هم، اگر منصفانه و صرفاً از منظر
منطقی، به قضیه نگاه کند از پاسخ مسئولان گوگل راضی نمیشود...
فلسفه، به عنوان یک حوزهی معرفتی، اگرچه استقلال و معنای
ویژهی خود را دارد، اما همچون تمام حوزههای کلان دیگر، یک تعریف ثابت و مشخص را
برنمیتابد و در چهارچوب مفاهیم پیشساخته نمیگنجد. به همین دلیل نیز وقتی سخن از
آموزش یا انتقال فلسفه به قشری خاص، به ویژه کودکان و نوجوانان به میان میآید، و
از آن مهمتر، این سخن در قالب برنامهای مدون درآمده و در سطوح کلان، به اجرا
درمیآید،بدون شک حساسیتهای ویژهای پیش میآید که میتوانند برسازندهی جولانگاه
و عرصهی ارائهی مباحث انتقادی باشند، و راهها و افقهای متفاوتی را پیش روی ما
بگسترانند...
رویکرد
پدیدارشناسانه لویناس به اخلاق با سخنرانی مسعود علیا مورد بررسی قرار میگیرد
عقلانیت،
برای
فوتبالیها، کلمهی سلطان فقط یک اسم را تداعی میکند: علی پروین. او را به
فرمانروایی بلامنازعش در تیم پرسپولیس میشناسند. او کسی بود که شاید بیشترین
افتخارات را برای تیم پرسپولیس به ارمغان آورد، اما همه میدانند که بنای این
افتخارات (همچون بنای خیلی از آثار تاریخی دیگر!) قربانیان زیادی گرفت. از
بازیکنانی که به خاطر سر تعظیم فرود نیاوردن در برابر ایشان به حق خودشان نرسیدند
تا کسانی که میتوانستند پرسپولیسیهایی آیندهدار در عرصهی مربیگری باشند اما به
دلیل تمایل سلطان به یکهتازی مجالِ عرض اندام پیدا نکردند...
ویرایش
جدید «پرسش های بنیادین فلسفه» اثر ای. سی. یوئینگ با ترجمه سید محمود یوسف ثانی
توسط انتشارات حکمت منتشر شد...
کم نیستند کسانی که کل زندگیشان
به خاطر یک فکر نادرست (بله، فقط یک فکر نادرست) بر باد میرود. از آن دانشآموزی که
فکر میکند در انتخاب رشته باید رضایت دیگران را تأمین کند و به همین دلیل یک عمر به
علاقه و استعداد خودش پشت میکند، تا آن فرد افسردهای که فکر میکند هیچ کس بهتر
از خودش نمیتواند در مورد روانش کاری انجام دهد و به همین دلیل به روانشناس مراجعه
نمیکند و مشکلش مزمنتر و عمیقتر میشود، تا رانندهای که فکر میکند درمان خوابآلودگیاش
سرعتِ بیشتر است، و ...