وارونگيِ «مطلق» در هگل؛ نوشته‌ي تونو ويک

(ترجمه و تلخیص)

ميثم پورافضلدر مقدمه درس‌گفتارهاي تاريخ فلسفه‌، هگل مي‌پرسد فلسفه چگونه مي‌تواند ادعا کند که «دانشي ابژکتيو درباره حقيقت» است حال آنکه سرتاسر تاريخ، نظريه‌هاي فلسفي حقايقي مختلف را به ما عرضه‌کرده‌است. هگل مسئله را اين گونه فرمول‌بندي مي‌کند: «اين امر مشهود است که فلسفه‌هايي متعدد و متفاوت بوده و هست. اما حقيقت يکي است.»(LHP, 17) چند سال قبل، او اين درس‌گفتارها را با اين دوراهه آغاز کرده‌بود: «اگر از اين امر آغازکنيم که حقيقت ازلي است، پس نمي‌تواند در قالبي فاني جاي گيرد و بنابراين تاريخ ندارد. اما اگر تاريخ داشته باشد، از آنجا که تاريخ تنها نمايشي از سلسله صورت‌هاي پايان‌يافته دانش است، پس حقيقت در تاريخ يافت نمي‌شود زيرا حقيقت پايان‌يافته نيست.»(LHP, 11)

 

ادامه نوشته

اُسوالد اشپنگلر و نظريه‌ي زوال فرهنگ

 

يک جنگ طولاني را تنها تعدادي معدود مي‌توانند تحمل‌کنند، ولي صلح طولاني را هيچ کس نمي‌تواند تحمل‌کند.

«اشپنگلر، سال‌هاي تصميم، نقل به مضمون»

 

 

تمهيد

به عقيده هگل عقل و شعور در بستر تاريخ نهفته است و اصولا عقل حرکت تاريخ را همراهي مي‌کند. اما او فاجعه‌هاي تاريخ را به خوبي مي شناخت. تاريخ براي او يک ميز سلاخي است که بر آن خوشبختي‌, خرد و فضايل قرباني شده ‌است. اما اين قرباني‌هاي تاريخ هدف و مقصودي را دنبال مي‌کند چرا که از دل مرگ ققنوس زندگي زاده‌مي‌شود. اين به ظاهر تباهي‌ها «نيرنگ عقل» است چرا که روح پس از هر ويراني، به جواني تازه‌تر مي‌رسد و بدين‌سان به سوي خودآگاهي و مطلق پيش‌مي‌رود.

امروز، يک نگاه کوتاه به حوادث قرن گذشته و اوائل اين قرن نظريه هگل مبني بر وجود شعور در حرکت تاريخ را مورد پرسش قرار مي‌دهد و پيش‌بيني‌هاي اشپنگلر را يادآوري مي‌کند: دو جنگ جهاني، انفجار بمب اتم، جنگ‌هاي مذهبي و يا حادثه ۱۱ سپتامبر در ابتداي هزاره سوم! مي‌توان گفت، پرسش اشپنگلر (Oswald Spengler) اين است که آيا مي‌توان تمام اين حواث را با خرد و منطق تاريخي که هگل از آن نام مي‌برد هماهنگ دانست؟


ادامه نوشته

عرف‌های اخلاقي ما!

 

اغلب ما دوست داريم که براي قضاوت هاي اخلاقي خود استدلال هاي مناسب ارائه کنيم و ممکن است در بسياري موارد موفق باشيم مثل وقتي که کسي صرفا به دليل منفعت شخصي به فردي ضعيف تر از خود آسيب جسمي برساند. ولي در گونه اي از فعاليت ها ارائه استدلال براي درستي و نادرستي پيچيده تر است مثل اموري که تا حد بسياري شخصي است يا آنکه بر اساس رضايت دو طرف انجام مي شود و براي هيچ کس زياني در پي ندارد ولي در عين حال به شدت هنجار هاي اجتماعي را نقض مي کند.

در سايت philosophersnet.com آزموني براي سنجش شهودهاي اخلاقي ما وجود دارد، اينگونه که در چند موقعيت فرضي، شهودهاي اخلاقي و ارزشي ما سنجيده مي شود و بناست که هر پرسش بازسازي يک تابوي اخلاقي باشد. پاسخ اين پرسش ها تنها بله يا خير است و حد ميانه اي در کار نيست:...

ادامه نوشته