علي مسعودي لطف كرده است و مقالهاي با عنوان "بازخواني چيستي فلسفه در تفكر كانت" براي isphilosophy نوشته است. از وی بسیار سپاسگزاریم و امیدواریم دوستان دیگر نیز ما را در هر چه پر بارتر شدن محتوای isphilosophy یاری کنند. هم چنین از دوستانی که این مقاله و مطالب دیگر این سایت را مطالعه می کنند تقاضا می کنیم نقطه نظرات خویش را با ما و سایر مخاطبان در میان گذارند.
بازخواني چيستي فلسفه در تفكر كانت
علي مسعودي
چكيده:
اين مقاله با نظر به فلسفه كانت در جستجوي پاسخي بدين پرسش كه «فلسفه چيست؟» خواهد كوشيد. مسيري كه براي پاسخ به پرسش فوقالذكر طي شده از اين قرار است:
نگارنده بخش شناختشناسي را در فلسفه كانت با نظر به پيشينهي تاريخي اين مبحث بررسي كرده و كوشيده است تا از اين منظر نقبي به دريافت كانت از مفهوم فلسفه باز كند. نگارنده معتقد است كانت براي گذر از چالش شكاكانهاي كه به واسطه هيوم در امكان اخذ معرفت ايجاد شده بود، با طرح احكام تركيبي پيشين تحصيل معرفت رياضي و فيزيكي (و بهطور كل علمي) را توجيه كرده و با جمع خردگرايي دكارتي و آمپريسم انگليسي شناخت را از ورطه سقوط و شكاكيت نجات ميدهد.
او به جدايي پديدار و ناپديدار (نومن) رأي داده و معتقد است شناخت نظري ناپديدار در توان فاهمه بشري نميباشد. و از آنجا كه فلسفه نيز محصول عقل بشر بوده و مابعدالطبيعه نيز بخشي از همين فلسفه، نتيجه ميگيرد كه فلسفه در حدود عقل بشر محدود باقي ميماند. و با پذيرش اين حكم است كه وي پرسش محوري بحث را با نگاهي سلبي پاسخ گفته و ادعاي هرگونه شناخت نظري مابعدالطبيعي، كه مترادف با شناخت حقيقت مطلق است، را مساوي با نوعي جزميت و دگماتيسم ميداند؛ و مسلم است كه فلسفه ميبايد خود را از اين نوعِ نگاه رهايي بخشيده و صرفا به پژوهشهايي بپردازد كه محدوديتهاي عقل بشري را در نظر گيرد.
كليدواژه: شناختشناسي، عناصر پيشيني (عناصر ماتقدم، پيش از تجربه)، دگماتيسم (جزمانديشي)