مونتسکیو
چاپ اول کتاب "مونتسکیو" نوشته آیزایا برلین و ترجمه نادر انتخابی با شمارگان 1000 نسخه و قیمت 2500 تومان در سال 1389 از سوی نشر نگاره آفتاب منتشر شده است.
"مونتسکیو" یکی از جستارهای آیزایا برلین، (۶ ژوئن ۱۹۰۹ - ۵ نوامبر ۱۹۹۷)، فیلسوف سیاسی، اندیشهنگار و نظریهپرداز سیاسی قرن بیستم است که در کتاب "بر خلاف جریان، جستارهایی در تاریخ اندیشهها" به چاپ رسیده است. بیشتر بررسیهای این کتاب به اندیشههای متفکرانی چون ماکیاولی، ویکو، مونتسکیو، هیوم و سورل اختصاص یافته است.
برلین در هر جستار کتاب خود در باب یکی از این اندیشمندان سخن میگوید و در "مونتسکیو" که نادر انتخابی آن را به فارسی برگردانده و هماکنون در دسترس علاقهمندان اندیشههای برلین قرار گرفته است، این متفکر قرن هجدهم را نه "فسیلی غولپیکر" در میان اندیشه روزگار خود، بل بر خلاف آرمانگرایی پر شور روشناندیشان همروزگارش، اندیشهای سازگار با روح آزادی معرفی میکند.
مونتسکیو در روزگار برلین به عنوان نویسندهای پر جاذبه، بزرگمردی صاحب ذوق، تیزبین و شکاک و مؤلف آثاری شناخته میشد که در گذشته تحسین بر انگیخته و در زمان خود تأثیر بزرگی بر جای گذاشته بود و هم اکنون و یک قرن پس از مرگش، فقط فسیلی غولپیکر در کنار اندیشه زنده بود و به یادمانی میمانست که به افتخار گذشتهای از بین رفته و به خاک سپرده شده، بر پا شده است.
برلین اما بر عکس در این جستار خود میخواهد نشان دهد که "اندیشههای مونتسکیو بیش از اندیشههای جانشینان او در سده نوزدهم با حال روزگار ما سازگارند" و بنابراین "در پرتو روشنایی پریدهرنگی که بر زمانه ما میتابد این اندیشههای آنان و نه اندیشه مونتسکیو است که کهنه به نظر میرسد".
به گمان مونتسکیو نهادهای انسانی، ابدی و ازلی نیستند و همچون دیگر موجودات زنده، به طور طبیعی پدید آمده و بالیدهاند. رفتار آدمی به گمان او، تابع شرایط محیط زیست اوست.
وی در کتاب "روح قوانین" (1748) از دو ویژگی بارز حکومت انگلستان، نخست رسم نمایندگی و برقراری جلس و دوم اصل تفکیک قوا سخن میگوید. مونتسکیو بر آن بود که یگانه قدرت مشروع، قدرتی است که برخاسته از رأی و رضایت مردم باشد، اما این به تنهایی تضمین کننده آزادی نیست زیرا حتی حکومت ناشی از رأی مردم نیز میتواند به سوی خودکامگی گرایش یابد.
قدرت را باید با ضد قدرت مهار کرد. این همان آموزه معروف "نظارت و موازنه" است که مونتسکیو آن را شالوده نظام سیاسی انگلستان میپنداشت. به عقیده او تضاد اساسی، میان استبداد و آزادی است، یا به عبارت دیگر میان حکومت مبتنی بر ترس و حکومت مبتنی بر قانون.
روشناندیشان میگفتند از آنجا که آدمیان در آفرینش ز یک گوهرند پس اندیشهها، ارزشها و نهادهایشان نیز سرشتی جهانشمول دارند. آنها به وجود ارزشها و سنجههای مطلق و همگانی اعتقاد داشتند که برای همه انسانها و در همه مکانها و زمانها معتبر است.
در برابر این دیدگاه که گروهی آن را مطلقباور خواندهاند، نسبیباوران وجود اصل یا ارزش واحد مورد قبول همگان را رد میکنند و میگویند در میان این همه تنوع نمیتوان اصل واحدی یافت که سنجه مقایسه و ارزیابی چیزها باشد.
به گمان آنان، مطلقباوران اغلب اصل و ارزش حاکم بر محیط اجتماعی خود را به عنوان قانون غایی و مطلق برای همه مردم جهان معرفی میکنند. مونتسکیو و آیزایا برلین هر دو به این گرایش دوم دلبستگی داشتند، هر چند مونتسکیو، دستکم در یک زمینه، به ارزشی مطلق باور داشت و آن عدالت بود که برلین این تضاد در اندیشه مونتسکیو را حلناشده میداند.
نگاه برلین به مونتسکیو نگاه متفکری است که در نیمه نخست سده بیستم تجربه کمونیسم و نازیسم را با پوست و گوشت و استخوان خود لمس کرده و در گرماگرم جنگ سرد دلبسته اندیشههایی است که ساهسازی رویدادها و تقسیم جامعه به دو اردوگاه خیر و شر را بر نمیتابند.
برلین همچون مونتسکیو بر آن بود که برای مشکلات جامعه بشری راهحلهای ساده و قطعی وجود ندارد، زیرا اگر چنین راهحلهایی وجود داشت تاکنون همه مشکلات بشر حل شده بود.
آیزایا برلین که در خانوادهای متمول و یهودی در ریگا، پایتخت لتونی بهدنیا آمد، تا سال ۱۹۲۱ همراه با خانوادهاش در روسیه زندگی کرد و انقلاب 1917 را از نزدیک دید. آنها سپس به انگلستان مهاجرت کردند و در حومه لندن مستقر شدند. او به دبیرستان سنت پل و سپس به کالج کورپوسکریستی در دانشگاه آکسفورد رفت و در آنجا تاریخ و زبانهای باستانی، سیاست، فلسفه و اقتصاد خواند.
برلین در ۱۹۳۲ در نیوکالج به سمت مدرس و به فاصله کوتاهی به عضویت هیأت علمی کالج اُلسولز در آکسفورد منصوب شد که در محیط دانشگاهی بریتانیا افتخاری استثنایی بود. وی همچنین سفری به اتحاد جماهیر شوروی داشت و در آنجا با شماری از روشنفکران روسی که از تصفیهها جان سالم به در برده بودند، به خصوص دو شاعر یعنی آنا آخماتوا و بوریس پاسترناک آشنا شد که این آشناییها باعث شد مخالفت او با کمونیسم محکمتر و سرسختانهتر شود.
برلین پس از جنگ به دانشگاه آکسفورد بازگشت. گرچه تا اوایل ۱۹۵۰ به تدریس و نگارش در فلسفه پرداخت اما توجهش به تاریخ سیر اندیشهها به ویژه تاریخ روشنفکری روسیه، تاریخ نظریههای مارکسیستی، سوسیالیستی و نهضت روشنگری جلب شده بود.
آوازه برلین بیشتر مرهون دفاع از لیبرالیسم، گفتگوهای مهم و درخشان، حمله به تحجر، تعصب و تندروی سیاسی و نوشتههای قابل فهم در زمینه تاریخ اندیشههاست.
"آزادی و خیانت به آزادی: شش دشمن آزادی بشر" (ترجمه عزتالله فولادوند، نشر ماهی)، "مجوس شمال؛ یوهانگئورگ هامان و خاستگاههای عقل ناباوری جدید" (ترجمه رضا رضایی، نشر ماهی)، "کارل مارکس: زندگی و محیط" (ترجمهی رضا رضایی، نشر ماهی)، "سرشت تلخ بشر: جستارهایی در تاریخ اندیشهها" (ترجمه لی لا سازگار، انتشارات ققنوس)، "ریشههای رومانتیسم" (ترجمه عبدالله کوثری، نشر ماهی)، "بهنام آزادی" (ترجمه محمدامین کاردان، انتشارات مروارید)، "متفکران روس" (ترجمه نجف دریابندری، انشتارات خوارزمی) و "چهارمقاله درباره آزادی" (ترجمه محمدعلی موحد، انتشارات خوارزمی) از دیگر آثار آیزایا برلین هستند که به فارسی ترجمه شدهاند.
منبع: خبرگزاری مهر