راهی به جهان هایدگر؛ درباره كتاب «چگونه هایدگر بخوانیم؟»
مجموعه طنزي تلويزيوني (مسافران) که چندي پيش
پخش ميشد، با خلق موقعیتی نامتعارف، به دور از لودگی، طنزهای کلامی مبتذل و مانند
آن به موضوعات گوناگونی که در زندگی هر روزه ما جریان دارند ميپرداخت. چند شخصیت
اين مجموعه که از سیارهای دیگر برای انجام پارهای تحقیقات به زمین آمدهاند، در
موقعیتهایی که کمابیش برای همه ما آشنا هستند و برای آنها ناآشنا، قرار گرفتهاند
تا هم سويه طنز اين مجموعه حفظ شود و هم سويه انتقادي آن. از دیگر سو اما این
مجموعه به ناکامیهای ما آدمیان در فهم دیگران نيز میپردازد؛ تجربهای از ناکامی
در فهم که نه فقط در این مجموعه طنز بل در زندگی روزمره همگی ما هم میتواند رخ
دهد. اين چنين موقعيتي را ميتوان با گشت و گذاري در همين ايران و مواجهه با خردهفرهنگهاي
گوناگون ايران نيز مشاهده كرد.
مسافران این مجموعه طنز تلويزيوني «پیوسته خود را در وضعیتهایی گیجکننده مییابند زیرا نمیفهمند که چگونه باید رفتار کنند یا چگونه باید اشیاء و اعمال را به هم مرتبط سازند.» این نقل قول در فصل دوم کتاب «چگونه هایدگر بخوانیم؟» با عنوان «جهان» آمده است و هر چند درباره مجموعه مسافران نیست اما به خوبی میتواند به ما کمک کند تا درکی بهتر از جهانی که در آن سر میکنیم به دست آوریم.
«چگونه هايدگر بخوانيم؟» عنوان كتابي است از مارك راتال با ترجمه مهدي نصر كه نشر رخ دادنو منتشر كرده است. کتابی خواندنی راهها و سرنخهایی برای راه بردن به اندیشه هايدگر را در اختیار خوانندهاش میگذارد.
مارتین هایدگر (1976-1889م.) از تاثيرگذارترين اندیشمندان تاریخ فلسفه است که میتوان با او مخالفت کرد اما نمیتوان به او بیتوجه بود. وی از آن دست فيلسوفاني است كه سرنوشتي عجيب در ايران يافته است. فيلسوفي سختنويس، دشوارفهم و ديرياب كه همچون ماهي مدام از لابهلاي انگشتان ميلغزد و ميگريزد. انديشههاي هايدگر و فلسفه او تلقي متداول از جهان را دگرگون كرده و چشم اندازي نو در برابر انسان جديد قرار داده است. تاكنون آثار بسياري درباره وي و انديشههايش در ايران منتشر شده اما پر بيراه نيست اگر بگوييم هنوز آن چنان كه بايد و شايد، در ايران به خوبي فهميده نشده است.
ميتوان گفت سیداحمد فردید از اولين كساني بود كه هايدگر را به ايرانيان معرفي كرد. فرديد را «فیلسوف شفاهی» نامیدهاند. وي اگر چه بسيار از هايدگر و انديشه وي سخن گفت اما هرگز چیزی درباره او ننوشت. شايد همين سرآغاز آشنايي ما ايرانيها با هايدگر بود كه سبب شد تصویری خاص و شايد ناقص از هایدگر در ذهن ما به وجود آید. تا آن زمان، هنوز هيچ اثري از هايدگر يا درباره فلسفه او به زبان فارسي در دسترس نبود و همين امر سبب شد موقعيت هايدگري كه از مجراي فرديد به ايران وارد شد هر چه بيشتر پيچيدهتر و مبهمتر شود. اما پس از فرديد كه تأثيرات مهمي بر فضاي انديشهگي گرداگرد هايدگر در ايران نهاد، مترجمان و انديشمندان ايراني بسياري كوشيدند به ارائه تصويري هر چه كاملتر و همهجانبانهتر از اين فيلسوف بپردازند، كوششي كه از خلال ترجمه آثار اصلي وي، كتابهايي كه به زندگي و فلسفه او ميپردازند يا حتي پژوهش و تأليف پي گرفته شده و در نتيجه آن، هماكنون منابع بسياري در اختيار اهالي فلسفه و هايدگرپژوهان وجود دارد.
كتاب راتال یکی از چندین کتابی است که در قالب مجموعهای با عنوان «چگونه بخوانیم؟» منتشر شده است. «چگونه هایدگر بخوانیم؟» ميتواند مقدمهاي خوب براي مواجهه با انديشههاي هايدگر محسوب شود. هر يك از 10 فصل اين كتاب با قطعهاي برگزيده از هايدگر آغاز ميشود كه راتال میکوشد آن را به نحوي واضح و روشن توضيح دهد و لذت خواندن متون فلسفی هایدگر را به خوانندگانش بچشاند. وی در اين كتاب به خوانندهاش كمك ميكند تا بتواند بياموزد كه چگونه هايدگر بخواند. بنابراین میتوان اين كتاب را مقدمهاي موجز و خواندني در خوانش آثار هايدگر در نظر گرفت.
البته به نظر ميرسد مقدمهاي اينچنين كوتاه نميتواند حق مطلب را درباره جهان انديشهگي فيلسوفي اينچنين دشوار فهم و ديرياب ادا كند اما ميتواند شروعي مناسب برای گام نهادن در اين راه باشد، هر چند گاه مؤلف روايتي تقليلگرايانه و ساده از هايدگر ارائه ميكند که این امر به کوتاهی و مختصر-مفید بودن اثر برمیگردد. از همين روي بهتر آن است که تنها به شرح راتال اکتفا نشود. به دیگر سخن میتوان از این شرح به مثابه پلي براي هر چه نزديكتر شدن به جهان هايدگر بهره برد.
راتال در این کتاب به درستی نشان ميدهد كه هايدگر حرفهاي زيادي براي گفتن دارد و شاید به همین دلیل باشد که میکوشد مخاطبانش را مستقيماً با متون فلسفي هايدگر مواجه كند تا شاید از این رهگذر، خود بتوانند باز هم با این فیلسوف به گفتوگو بنشینند و هر یک به فراخور بهرهای ببرند.
اگرچه ايدههاي اصلي هايدگر به صورت گذرا در این کتاب طرح شدهاند اما گسترهاي وسيع از مفاهيم موجود در انديشه هايدگر - از هايدگر متقدم تا هايدگر متأخر – مورد بحث قرار گرفته است. راتال در 6 فصل ابتدایی به جهان اثر سترگ «هستي و زمان» و در 4 فصل پاياني به هايدگر متأخر پرداخته است. متوني كه وی برگزیده همچون اكثر متنهاي هايدگر پیچیده و ثقیلاند، به سختي فهميده ميشوند و داراي اصطلاحات تخصصي بسياری هستند كه هر يك نيازمند توضيحاند.
با این اوصاف اگر خواندن متن برگزیدهای که در آغاز هر فصل آمده است با دشواری همراه بود نباید تعجب کرد. حتی شاید ضروری باشد که هر فصل و به ویژه متنهای برگزیده هایدگر بیشتر از یک بار خوانده شوند. چه بهتر که پس از خواندن هر فصل، يك بار ديگر قطعهاي كه در آغاز آن فصل آمده بازخواني شود. چرا که به نظر ميرسد دوباره خواندن سخنان هايدگر میتواند نشان دهد که آیا خواننده فهمي بهتر از اندیشه هایدگر به دست آورده است یا نه.
اين كتاب میتواند نقطه شروع خوبي باشد براي مواجههای مستقيم با جهان انديشهگي هايدگر. به نظر میرسد مؤلف این کتاب توانسته است فهم اين متون را هر چه بيشتر آسان و در عين حال غني كند. راتال در كتاب خود ميكوشد نثر ديرياب و ثقيل هايدگر را كمي وضوح بخشد و از خلال دغدغههاي اوليه هايدگر در باب طبيعت وجود انساني، توجه مخاطبش را به اشتغال ذهني هايدگر درباره تهديدي كه ممکن است تكنولوژي براي توانايي ما براي زندگي كردن داشته باشد معطوف کند.
در مجموع ميتوان گفت «چگونه هایدگر بخوانیم؟» کتابی به غایت سودمند، مفید و مختصر است که دقیق و موجز، مخاطبش را با جهان اندیشه هایدگر مواجه میکند. اما ترجمه فارسی این کتاب که در سال جاری از سوی انتشارات رخداد نو روانه بازار نشر شده است همچون دیگر ترجمهها و تالیفاتی که از آثار هایدگر یا درباره وی به فارسی منتشر شدهاند با دشواریهایی در برگردان متن به فارسی رو در رو است. ترجمه هر متنی را میتوان چونان عمل فهم به نحوی هرمنوتیکی در نظر گرفت که امکان انتقال مفاهیم بهتمامی را دشوار میکند. بر همین سیاق است که میتوان گفت ترجمه آثار هایدگر که برای آلمانیزبانها هم چندان مانوس نیست بسی دشوارتر خواهد بود و نیازمند وسواس و دقتی دو چندان از سوی مترجم است. این شاید مهمترین نکتهای است که در ترجمه کتاب «چگونه هایدگر بخوانیم؟» لحاظ نشده است. به ویژه اگر به این نکته نیز توجه کنیم که متن اصلی اين كتاب را یک انگلیسی زبان نوشته است و بنابراین پیش از این دست کم یک بار عمل فهمی اتفاق افتاده است که میتواند کار را از آنچه هست سختتر کند.
البته مترجم این کتاب کوشیده است تا حد ممکن به متن اصلی وفادار بماند اما این امر سبب شده که متن فارسی، تا حدي در قالب ساختارهای زبان انگلیسی عرضه شود. جملات در این ترجمه گاه بسیار طولانیاند و سبب ابهام و پیچیدگیاي شدهاند که باعث میشود خواننده خود را در وضعیتی گیجکننده گرفتار ببیند. همچنین گاه برابرنهادهایی که در متن فارسی آمده از دقت لازم برخوردار نیستند، بهویژه که در پایان کتاب فهرستی از واژگان و برابرنهادها به آلماني، انگلیسی و فارسي وجود ندارد. اگر ترجمه را نوعی پژوهش در نظر بگیریم آنگاه نقش مقدمه و پانوشتهای مترجم بیشتر از پیش آشکار خواهد شد كه جايشان در اين ترجمه خالي به نظر میرسد. وجود ویراستار فارسی نيز ضرورت ديگري است كه گويا از قلم افتاده است يا دست كم در كتاب نامي از وي نيامده است. ضرورتی که باید امیدوار بود ناشر محترم در چاپهای بعدی این کتاب و نیز دیگر کتابهایی که قرار است از این مجموعه منتشر شود جدی بگیرد.
چاپ اول كتاب «چگونه هايدگر بخوانيم؟» نوشته مارك راتال (ويراستار مجموعه: سايمون كريچلي) با ترجمه مهدي نصر، در شمارگان 1650 نسخه و قیمت 3000 تومان در سال 1388 منتشر شده است.
براي خواندن يادداشت مترجم كليك كنيد.
اين مطلب پيش از اين در شماره پياپي 865، شنبه 12 دي 1388 هفتهنامهي «كتاب هفته» منتشر شده است.