هرمنوتیک کمیک در اینجا به معنای آن مجال و فرصتی است که به من اجازه می دهد تا برای ورود به اتاق بازجویی یا دادگاه و مصاحبه تلویزیونی خود را هم آماده برای یافتن عناصر مختلف متن کنم و هم آن که با در پرانتز قرار دادن عناصر تعلیقی مراقب آنها باشم. این معنا از هرمنوتیک کمیک به معنای تقابل آن با هرمنوتیک تراژیک-کمیک نیست، بلکه به معنای مقدمه و تمهیدی برای آن و راه ورود به چنان قرائتی است. از این جهت، هرمنوتیک کمیک را می توان آنتی تزی در برابر هرمنوتیک تراژیک دانسته که با کاستن بار جدیت مدعایی آن راه را برای سنتز، هرمنوتیک تراژیک-کمیک، باز می کند. از سوی دیگر، هرمنوتیک کمیک به هیچ وجه به معنای به سخره گرفتن یا شوخی دانستن متن یا عناصر آن نیست. این پرخطاترین تعبیری است که می توان از هرمنوتیک کمیک داشت.

برای توضیح نخستین از هرمنوتیک کمیک بهتر است که آن را در هنر کمدی و بازی یک بازیگر کمدی پی گرفت. آیا یک بازیگر کمدی عملی مسخره انجام می دهد و کنش او شوخی است؟ به هیچ وجه. شاید جدیترین میمیک صورت را در تاریخ سینما بتوان در چهره باستر کیتون یافت که خودش در مورد آن گفته؛ «يكي از اولين چيزهايي كه توجه مرا جلب كرد، اين بود كه هر زمان مي خنديدم يا نشان مي دادم چقدر خوشحالم ، احساس مي كردم مردم بطور طبيعي نمي خندند. بنابراين شروع كردم به خيره و مات نگريستن ، نخنديدن و زل زدن مانند جادو شده ها». کنش کمدین کنشی کاملا جدی است، البته در وضعیتی که دیگری آن را جدی تصور نمی کند.

به عبارت دیگر، در کنش کمدی است که امکان جدی شدن چیزی به وجود می آید که غیر جدی دانسته می شود و البته همین امر نیز موجب خنده دیگری می شود اما همزمان با همین خنده نگاه را به صورت جدی به امر غیر جدی معطوف می کند. این کنش را باید بیش از این بحث کرد اما از همین جا نیز می توان دریافت که این کنش از هنر کمدی و کمدین برای یک قرائت هرمنوتیکی لازم است.

بنابر این، قرائت هرمنوتیکی کمیک از سه متن بازجویی، دادگاه و مصاحبه تلویزیونی به هیچ وجه به این معنا نیست که این پدیده ها اموری شوخی و مسخره هستند، بلکه به طور دقیق به معنای به دست آوردن مجالی برای قرائت این متون است.

هرمنوتیک کمیک در قرائت متن همانند خواندن یک لطیفه یا دیدن یک فیلم کمدی، آسودگی خیالی به وجود می آورد که از یک سو امکان به تعلیق در آوردن امر غیر متنی را فراهم می کند و از سوی دیگر، با کاستن از جدیت امر جدی و جدی بخشیدن به امر غیر جدی مجال برای ورود به متن را ایجاد کند.

من با این آسودگی خیال است که می توانم به خود متن توجه داشته باشم و نه چیزی دیگر، چرا که متوجه می شوم فقط قصد به قرائت و فهم متن دارم نه آن که جهانی را تغییر دهم یا شوری را بیافرینم تا آن که عناصر غیر متن در قرائت من دخالت کنند. علاوه بر این، هرمنوتیک کمیک من را آماده می کند تا در قرائتم از متن به عناصری توجه کنم که شاید پیش پا افتاده، سطحی یا غیر جدی به نظر بیایند اما توجه به آنها برای قرائت من لازم و ضروری هستند. از این رو، من با هرمنوتیک کمیک است که می توانم به ویلچر حجاریان نگاه کنم یا نیاز بازجو به گرفتن اعتراف از وی را متوجه شوم.

چرا بازجو می خواهد اعترافی از او بگیرد و نیاز او در چیست؟ هرمنوتیک کمیک من را آماده می کند تا دادگاه را با تمام عناصر آن نگاه کنم و تنها بر چند نفر متهم برجسته در صف جلو متمرکز نشوم، بلکه نگاهم را به صفوف آخر و چهرهای ناشناس بکشانم. با هرمنوتیک کمیک، لبخندها و خنده های سعید حجاریان در مصاحبه تلویزیونی خود را نشان می دهد و می توانم دریابم که در این مصاحبه، نقش حجاریان و مجری تلویزیون تغییر پیدا کرده تا آنجا که او با تصحیح قرائتهای مجری به نحوی نقش مجری گری و هدایت مصاحبه تلویزیونی را به عهده گرفته است.

من با هرمنوتیک کمیک مجالی می یابم تا متن را در پیوند با لایه های آن دریابم. برای مثال، هرمنوتیک کمیک «قاطی کردن» در مصاحبه تلویزیونی عطریانفر و ابطحی را به معنای خلط ذهنی واقعیت و تحقق کلام بازجو در زبان این دو قرائت نمی کند، بلکه این بخش از متن را نخست بدون هیچ پیش داوری در بستر متن دیده و سپس تمایزاتش را در می یابد. برای هرمنوتیک کمیک اختلاف بیان عطریانفر با ابطحی از «قاطی کردن» اهمیت دارد که اولی می گوید؛ «ما قاطی کرده‌ایم، اما قاطی زیبا، یک امر مهم و زیبایی...» و دومی می گوید؛ «البته من اینجوری قاطی نکردم». در قرائت هرمنوتیکی کمیک همین اختلاف جزئی اهمیت دارد که با توجه به آن می توان لایه ای را برداشت و به متنی دیگر در زیر ظاهر متن رسید؛ دو قاطی کردن با دو کنش مختلف. به همین صورت، هرمنوتیک کمیک این مجال را می دهد تا من در خواندن پدیده 11 سپتامبر، آن را فقط به صورت تروری بزرگ به فرمان خداوندی نخوانم، بلکه بتوانم فرمانی از کاخ سفید برای انجام آن را نیز بخوانم.

هرمنوتیک کمیک چنان متن را در بازی درونی عناصرش نشان می دهد که فهم را بیشتر به قواعد بازی مندرج در متن می کشاند تا لغزیدن به شعارها و آرمانگرایی حزبی و بار کردن آنها بر متن. از این رو، هرمنوتیک کمیک با قرائت «قاطی کردن» عطریانفر و ابطحی یا «فوران نفرت» حجاریان به دنبال قاعده بازی مندرج در متن است که از یک سو، مختص به همین متن بوده و از سوی دیگر، من را به سوی قواعدی دیگر در متونی دیگر می کشاند و به این وسیله، می توانم به هم پیوستگی متون بازجویی، دادگاه و مصاحبه تلویزیونی با یکدیگر و با متون دیگر و همچنین کلیت آنها را درک کنم.

در این قرائت، هرمنوتیک کمیک مجالی به شعارهایی نمی دهد که به اسم ضد ایدئولوژی، ایدئولوژی خاص خود را بر متن بار می کنند، بلکه متن را در موجودیت خودش برای من قابل قرائت می سازد و به این وسیله تضمینی برای حفظ قرائت پدیدارشناسانه خود در دست دارم. این امر درست به معنای حفظ اصل هوسرلی است، بازگشت به خود اشیاء.

 

اين مطلب پيش از اين در سايت فرارو در اين‌جا منتشر شده است.