هنر در عصر رنسانس؛ درباره کتاب «هنر رنسانس»
عصر رنسانس را فصل نوزایی فرهنگی و تاریخی اروپاییان قلمداد میکنند. در این دوران است که مقدمات ورود به دوران مدرن فراهم می شود اما نه با گسست کامل از آن چه پیش از این وجود داشته است. هر چند هر چه میگذرد تغییراتی بنیادینتر در وجوه گوناگون زندگی مردمان این عصر حاصل و بروز و ظهور این تغییرات پیش از هر چیز در هنر و ادبیات آشکار میشود. کتاب «هنر رنسانس» به چنین زمانهای نظر دارد، هرچند نویسنده آن جرالدین ا. جانسون تمرکزش را تنها بر هنر این دوران و به ویژه هنرهای تجسمی گذاشته است.
جانسون بر این باور است که مطالعه هنر رنسانس نباید به نگریستن به مجموعهای از آثار مستقل و منفرد جدامانده بر دیوار موزهها یا صفحات کتابها مقید و محدود شود، بلکه بر عکس باید حاوی کشف ارتباط و تأثیر متقابل و پیچیدهای باشد که بین اشیا و مکانها، حامیان و سفارشدهندگان، ناظران و شرایط تاریخی خاص آن زمان وجود داشته و موجبات پیدایش این آثار را فراهم آورده است. این رویکردی است که مؤلف «هنر رنسانس» بر آن بوده در تمامی کتابش به آن پایبند بماند. از همین روی وی در جای جای کتابش به مقتضای بحث به تصاویری از آثار هنری عصر رنسانس ارجاع میدهد و تصویر آن را میآورد و درباره آنها نه فقط همچون یک اثر هنری بلکه پیش و بیش از هر چیز به مثابه اثری بر جای مانده از عصری سخن میگوید که در دل خود آگاهی گستردهای از وجوه گوناگون مردمان این عصر ارائه میکند. به ویژه که جانسون به درستی بر این نکته مهم انگشت میگذارد که این آثار بیشتر از آنکه به عنوان آثاری هنری به معنای امروزین در نظر گرفته شوند کارکردی دینی و عبادی داشتهاند. البته جانسون از آثاری که وجهه دنیوی نیز دارند غافل نمیشود و در سراسر کتاب به درهم تنیدگی امور دنیوی و دینی موجود در آثار هنری عصر رنسانس توجه دارد.
نکتهای که باید در نظر داشت این است که واژه «هنر» برای اولین بار در دوره رنسانس، به ویژه در اواخر سده پانزدهم به این سو بود که به شیوهای که امروزه آن را به کار میبریم مورد استفاده قرار گرفت. این امر درباره واژه «هنرمند» هم مصداق دارد. در واقع در طی دوره رنسانس است که مفهوم امروزی از هنر همراه با مسایلی چون جایگاه هنرمند به عنوان نابغه خلاق، اهمیت اصالت کاری (به جای صناعت محض) در ارزیابی ارزشهای هنری و اهمیت بهرهگیری از معیارهای زیباییشناسانه در داوری آثار هنری پا به عرصه وجود نهاد. از سوی دیگر همانگونه که جانسون متذکر میشود نباید به سادگی فرض را بر این بگذاریم که ما نیز میتوانیم با همان چشمی به آثار به جای مانده از عصر رنسانس «نگاه کنیم» که بینندگان آن دوران به آنها نگاه میکردند. به همین دلیل است که مؤلف کتاب میکوشد مفهوم «هنر» را از منظر بینندگان آن عصر مورد بررسی قرار دهد.
کتاب با پیشگفتاری آغاز میشود که چشماندازی کلی از مفهوم و عصر رنسانس را تصویر میکند. در هشت فصل بعدی وجوه گوناگون هنر رنسانس بررسی و همراه با ارائه مثالهایی ارزیابی میشوند. نقاشیهای محراب و سنت خلق آثار محرابی در کلیساها و نیز روایتگری در هنر رنسانس از مباحث مهم کتاب است. در واقع یکی از کارکردهای اصلی هنر در این دوره، انتقال داستان و فکر به مدد تصاویر و به روشهایی بود که معمولا جذابتر، سرزندهتر و به یادماندنیتر از هر متن، خطابه یا سخنرانی از کار در میآمد، به گونهای که هر ناظر باسواد یا بیسواد را به خود جلب میکرد و روح و روان او را تکان میداد.
هنرمندان عصر رنسانس عموما نگاهشان به یونان و رم باستان بود و حس دلتنگی آنان برای گذشته گمشده و آرزوی احیای این «عصر طلایی» در آثارشان بارز است. این هنرمندان نه فقط به گذشته مینگریستند بلکه میکوشیدند به خلق فضاهایی به لحاظ بصری قانعکننده برای مضامین دینی و دنیوی نیز دست یابند و در این مسیر بود که پرسپکتیو در آثار هنری آنان راه یافت. از دیگر ویژگیهای این دوره توجه و تمرکز بر فردیت و عرضه چهره خود هنرمند به جهانی پهناورتر از محدودههای بسته جغرافیایی بود که میتواند تصویری از «انسان رنسانسی» را در مقابل چشمان ما ترسیم کند.
احتمالا یکی از خواندنیترین فصلهای این کتاب فصل ششم آن است که به این پرسش میپردازد که «آیا زنان نیز رنسانسی داشتند؟». به بیان دیگر جانسون در زمانهای که هنر را میتوان عرصهای مردانه محسوب کرد به زنان رنسانسی نظر دارد و آنها را از سه منظر مورد بحث قرار میدهد: زنان در مقام موضوع هنر، زنانی که آثار هنری سفارش میدادند و زنان هنرمند. این فصل از آن جهت مهم است که بررسی هنر رنسانس با نگاهی به جنسیت، دیدگاههای تازهای در دسترس ما قرار میدهد و پرسشهای جدید و متفاوتی در مقابل ما مینشاند.
بررسی هنر رنسانس در زندگی روزمره مردمان این عصر بسیار مهم است. در واقع بخش زیادی از آثار تولید شده در این دوره، اشیای خردهریز و کوچک و بزرگی بود که هنرمندان و صنعتگران کمتر شناخته شده یا بینام و نشان آنها را به منظور استفاده در منازل یا در مراسم عبادی خلق میکردند. با بررسی دقیق این آثار و شرایط فیزیکی و تاریخی دایما متغیر در عرصههای خصوصی و عمومی مرتبط با آنهاست که میتوان به نحو کاملتری پیوندهایی را درک کرد که بین مفاهیم این آثار و فضای پیرامون آنها وجود داشته است. بنابراین اگر بکوشیم و چشم تاریخی خود را بر تمامی آثار این دوره بدوزیم میتوانیم از چارچوب بررسی اینکه «چه کسی» این یا آن کار هنری خاص را خلق کرد فراتر رویم و به تدریج درک کنیم که این آثار «چرا» و «چگونه» پدید آمده و بینندگان اصلی آنها در دوران رنسانس احتمالا چه برداشتی از آنها داشتهاند.
چاپ اول کتاب «هنر رنسانس» نوشته جرالدین ا. جانسون و ترجمه رحیم قاسمیان درسال 1388 با شمارگان 1000 نسخه و قیمت 3500 تومان از سوی انتشارات بصیرت روانه بازار کتاب شده است. کتابی که انتشارات آکسفورد آن را در مجموعهای با عناون A very short introduction to every thing منتشر کرده است. کتابی خواندنی که متأسفانه ترجمه آن به نظر میرسد نیازمند ویرایشی مجدد است. به عنوان مثال ضبط واژگان در همه جا یکسان نیست. در کتاب ما با نامهایی مواجهیم که به دو صورت آمدهاند مثل «وازاری» و «واساری» یا «ماتم بر جنازه عیسی مسیح» و «زاری بر مسیح». اغلاط تایپی هم آنقدر زیاد هستند که به چشم بیایند. از سوی دیگر برخی جملات طولانی و گاه گنگ و دشوارخوان شدهاند که نیازمند بازنویسی و شکسته شدن آنها به جملاتی کوتاهترند تا راحتتر خوانده و فهمیده شوند.
اين مطلب پيش از اين در كتاب هفته، در تاريخ 9 آبان 1388 منتشر شده است.