اين تله است، زيباترين تله دنيا
نگاهي به كتاب «جنگ بيپايان و هشت مقاله ديگر»
«جنگ
بيپايان و هشت مقاله ديگر» نخستين جلد از مجموعه نگاه نوست كه از سوي نشر نگاره
آفتاب منتشر شده است._
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، جنگ بيپايان و هشت مقاله ديگر كتابي است كوچك در 114 صفحه كه البته مطالب آن همگي مقاله نيستند و داستان و گفتوگو هم در ميانشان هست. مطالبي كه ارتباط موضوعي چنداني با هم ندارند و تنها نام مترجم است كه آنها را به هم پيوند ميدهد و محل انتشار اوليه آنها كه مجله نگاه نوست.
مطالب اين كتاب در فاصله زماني بهار 1376 تا بهمن 1382 براي نگاه نو ترجمه شدهاند. مطالبي كه البته برخي بسيار هم كوتاهند، اما باز همگي كمابيش خواندنياند و به خوبي آشكار ميكنند كه مترجم از عهده برآمده تا متني خواندني را به مخاطب فارسيزبان تحويل دهد. شايد اين نكته زماني مهمتر جلوه كند كه بدانيم مهتاب ميرزايي نخستين ترجمهاش را در سن پانزدهسالگي در نگاه نو منتشر كرده است. گيريم رابطهاش با سردبير نگاه نو كه پدرش بوده سبب خير شده تا چنين شود؛ اما نميتوان منكر شد كه او كارش را خوب بلد بوده با وجود آن صغر سني كه داشته است.
اولين ترجمه، مقالهاي است از كاتا پوليت درباره پرل باك [1892 - 1973] كه نويسندهاي انساندوست معرفي شده است؛ يكي از مشهورترين نويسندگان زن جهان كه بيش از 70 كتاب نوشت و كم و بيش در همه انواع نويسندگي كار كرد – داستان بلند، مقاله، داستان كوتاه، زندگينامه، روزنامهنگاري، ترجمه، خاطرات، شعر و...
مهتاب ميرزايي، «هايدگر روباهصفت» را هم در همان سال نخست آغاز فعاليتش در نگاه نو ترجمه كرده است. نوشتهاي كوتاه از هانا آرنت كه برگرفته از يادداشتهاي روزانه اوست و آرنت در آن به زبان استعاره درباره يكي از بزرگترين فيلسوفان قرن بيستم كه تأثيري بلامنازع نيز بر زندگي خود وي داشته سخن گفته است.
سومين مطلب داستاني است از جوئل بنايزي، داستانسراي آمريكايي در بركلي كاليفرنيا كه داستانهايش را بر روي نوار و سي. دي. ضبط و منتشر ميكند. داستاني با نام داستان حقيقي كه خواندني است و بيشتر به داستانهايي ميماند كه پدربزرگ ها و مادربزرگ ها براي انتقال حكمت نهفته در دل زندگي براي نوههاشان ميگويند.
چهارمين ترجمه اما مصاحبه جياف هارتمن با سليمه غزالي است از فعالان جنبش زنان الجزاير كه در نيمه دوم قرن بيستم با قوانين سركوبكننده خانوادگي مقابله ميكرد و تجربه رياست اتحاديه زنان اروپا و آفريقاي شمالي و نيز اتحاديه آزادي زنان را نيز داشته است. وي در سال 1994 تنها سردبير زن در الجزاير بود و همواره در پي راهحلي صلحآميز و سياسي براي بحران الجزاير. غزالي گزارشهاي بسياري از ناآراميهاي الجزاير نوشته و در آنها شهامت بسياري از خود نشان داده در ارائه گزارشهاي غيرمتعصبانه و واقعي از خشونتي كه در مورد مردم الجزاير اعمال ميشد.
پنجمين مقاله از ميشل اسلانگ درباره دستنوشت اوليه ماجراهاي هاكلبريفين، رمان بسيار دوستداشتني مارك تواين است. پس از آن مصاحبهاي با جان كنث گلبريث – اقتصاددان و فعال سياسي حزب دموكرات ايالات متحده آمريكا - آمده است كه متأسفانه بي هيچ توضيحي درباره وي منتشر شده است. هفتمين مطلب، باز مقالهاي است با عنوان پايان يك اسطوره كه جان ساترلند در آن به كتاب همينگوي: سالهاي آخر نوشته رينولدز پرداخته است. زندگينامهاي كه رينولدز در آن كوشيده است به زندگي اين نویسنده برجسته آمریکایی نزديك شود.
اما هشتمين مقاله كه نام اصلي كتاب هم برگرفته از آن است مقالهاي است كوتاه به مناسبت اولين سالگرد حادثه 11 سپتامبر كه سوزان سونتاگ، باز با همان ذهن تيز و نقاد هميشگياش به رخدادي پرداخته كه هنوز بعد از 8 سال و پس از مرگ اين روشنفكر بزرگ معاصر آمريكايي (2004 م.) همچنان تأثيراتش بر جاي مانده است. اين مقاله يكي از خواندنيترين مطالب اين مجموعه است و نشان ميدهد كه سونتاگ بر نكتهاي درست انگشت نهاده است:
جنگي كه دولت بوش به راه انداخته است و به گمان سونتاگ اين جنگ، نه جنگي واقعي، بل مجازي است. جنگي كه نميتوان پاياني براي آن متصور شد. هر جنگ واقعي بالاخره دير يا زود تمام ميشود اما جنگ با تروريسم، چيزي شبيه جنگ با سرطان، فقر و مواد مخدر است، قرار نيست به اين زوديها تمام شود. سونتاگ آنقدر زنده نماند تا دولت بعدي آمريكا و رييسجمهوري را ببيند كه بسياري اميد داشتند پاياني را براي چنين جنگي رقم ميزند. اما سونتاگ به درستي گفت كه پاياني براي اين جنگ متصور نيست. اوباما هم نتوانست با شعار تغييرش چندان تأثير متفاوتي بر رخدادهايي داشته باشد كه زنجيروار و پس از 11 سپتامبر 2009 آغاز شده بودند و چيزي نبودند جز جنگي خيالي و بيپايان.
پايانبخش كتاب جنگ بيپايان مصاحبهاي است با استيون كينزر، نويسنده كتاب «همه مردان شاه» كه وي در آن به كودتاي 28 مرداد 1332 ايران ميپردازد. كودتايي كه انگليس و آمريكا براي بازگرداندن شاه به قدرت طراحي كردند و الگويي را به دست آنان داد كه تا به امروز هم تداوم داشته است: دخالت در تغيير حكومتها كه آمريكا هر كدام را به بهانهاي انجام داده است.
اما از محتواي مطالب مندرج در كتاب «جنگ بيپايان و هشت مقاله ديگر» كه بگذريم باز بايد اعتراف كرد كه مترجم به خوبي از عهده ترجمه آنها برآمده است. مترجمي كه بيشك استعداد و توانايياش را در همين چند كار ميتوان بهعينه مشاهده كرد، اما افسوس كه آنقدر مجال نيافت تا باز چيزي را ترجمه كند و ما بخوانيم.
«هيچكس ماهيت تلهها را بهتر از كسي كه سراسر عمرش را در تلهاي ميگذراند، نميشناسد.»* شايد مهتاب ميرزايي هم چنين بود. وي صبح ششم تير ماه 1385 در سن 25 سالگي از تله زندگي گريخت و حالا دستكم همين كتاب كوچك از وي به يادگار مانده است؛ و البته جايزه مهتاب ميرزايي كه پس از مرگ وي هر سال به آثار برگزيده منتشر شده در مجله نگاه نو اهدا ميشود.
مهتاب از تله زيباي زندگي گريخته است اما نميتوان افسوس نخورد بابت همه آن مطالبي كه ميتوانستيم با ترجمه خوب او بخوانيم و ديگر نميتوانيم. چاپ نخست كتاب جنگ «بيپايان و هشت مقاله ديگر» با ترجمه مهتاب ميرزايي با شمارگان 500 نسخه و قيمت 1500 تومان از سوي نشر نگاره آفتاب روانه بازار نشر شده است.
* به نقل از هايدگر روباهصفت، نوشته هانا آرنت، دومين مقالهاي كه با ترجمه مهتاب ميرزايي در كتاب جنگ بيپايان منتشر شده است.
اين يادداشت پيش از اين در سايت خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) منتشر شده است.