روايتي تاريخي از فلسفهاي اصيل
گزارشي از نشست نقد و بررسي كتاب تاريخ فلسفه اسلامي
نشست
نقد و بررسی کتاب «تاریخ فلسفه اسلامی» زیر نظر دکتر «سید حسین نصر» و «الیور لیمن»
ديروز (سهشنبه) با حضور کامران فانی، محمود یوسف ثانی و حسین هوشنگی در شهر کتاب
برگزار شد.
در این نشست کامران فانی، پژوهشگر فلسفه و ادبیات، دکتر محمود یوسفثانی، عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و دکتر حسین هوشنگی، عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق به بررسی موضوع، محتوا و نیز ترجمه این کتاب پرداختند.
کامران فانی در آغاز این نشست ضمن بیان چکیدهای از چگونگی اهمیت یافتن تاریخ در حوزه اندیشه، گفت: تا قرن 18 حس تاریخی وجود ندارد و برای فرهنگهای پیش از این زمان، جامعه آرمانی دو دوران گذشته وجود داشت اما پس از این زمان، عصر طلایی نه در گذشته که به آینده موکول شد.
وی افزود: این موضوع به این دلیل بود که تغییر امری نیکو در نظر گرفته شد و این تغییر رویکرد ایجاب میکرد که شما سیر تاریخی چیزها را در نظر داشته باشید. سیری که با هگل شروع میشود و در نظر او همه چیز هم به فلسفه خود او ختم میشود.
فانی در ادامه، تاریخ مختصری از تاریخنگاران قدیم و تاریخنگاری پیش از این تغییر در رویکرد را، ذکر و اولین تاریخ فلسفههای اسلامی را همان تذکرهالفلاسفه یا تذکره الحکما عنوان کرد، اما غرب هم پس از قرن 18 تاریخ فلسفه نوشت و پیش از آن نگاه تاریخی به سیر اندیشه و تفکر وجود نداشت.
فانی با بیان این موضوع که هنوز هم در غرب فلسفه اسلامی در دپارتمانهای شرقشناسی و اسلامشناسی و نه فلسفه مورد بحث قرار میگیرد گفت: به همین دلیل اولین کوششها برای نوشتن تاریخ فلسفه اسلامی توسط کسانی صورت گرفت که همینگونه میاندیشیدند.
فانی سپس از تاریخ فلسفههای اسلامی مانند تاریخ فلسفه اسلامی سلیمان مونک، تاریخ فلسفه دبوئر، تاریخ فلسفه عبدالرحمن بدوی، تاریخ فلسفه اسلامی ماجد فخری، تاریخ فلسفه اسلامی م.م.شریف و نیز تاریخ فلسفه اسلامی دکتر سید حسین نصر که شباهت بسیاری به کار شریف هم دارد نام برد.
مترجم بخشی از کتاب «تاریخ فلسفه اسلامی» م. م. شریف که از سوی نشر دانشگاهی و زیر نظر دکتر نصرالله پورجوادی منتشر شده است با دشوار خواندن کار گروهی افزود: این شیوهای که امروز به خصوص در غرب متداول شده که متخصص هر رشتهای باید درباره موضوع خودش بنویسد باعث شده گروهی از افراد کتابی بنویسند که مجموعهای پراکنده از اندیشههای مختلف از کار در میآید. بنابراین زیان این امر این است که شما با یک فکر منسجم و یا یک ایده مواجه نیستید. این موضوع درباره تاریخ فلسفه دکتر نصر و الیور لیمن نیز صادق است.
فانی یکی از پرسشهای اصلی درباره فلسفه اسلامی را خود این عنوان دانست و گفت: الیور لیمن مقدمه این کتاب را با همین سؤال طرح کرده و به خوبی هم به جوانب این موضوع پرداخته است. وی به این نتیجه رسیده که این رابطه رابطه خاصی است چرا که نه همه این فیلسوفان مسلمان بودهاند و نه همگی عرب بوده اند یا به عربی مینوشتهاند. لیمن به این نتیجه میرسد که فلسفه اسلامی اولاً و بالذات فلسفه است و هیچ فرقی با فلسفههای دیگر ندارد.
پژوهشگر حوزه فلسفه و ادبیات در ادامه به طرح انتقاداتی درباره محتوای کتاب پرداخت و گفت: این کتاب بخش پیش از اسلامش خیلی خوب است به خصوص مقالهای که درباره انتقال علوم یونانی به عالم اسلام است. بخش فلسفه یهود نیز خوب است اما به نظر من باید تکلیف عرفان مشخص شود. در این کتاب 90 صفحه راجع به عینالقضات مطلب آمده است در حالی که به برخی افراد آنچنان که باید پرداخته نشده است.
فانی سخنان خودش را با بیان چند نکته ادامه داد و گفت: اولین نکته این است که چرا اسم آقای دکتر نصر بزرگتر از اسم آقای لیمن بر روی جلد است. در کتاب انگلیسی این طور نیست و بدون شک لیمن در این مجموعه زحمات زیادی کشیده است.
مترجم بخشی از کتاب «زندگینامه علمی دانشمندان اسلامی» نکته دوم را حذف معرفی کوتاه نویسنده هر مقاله در آغاز همان مقاله در ترجمه فارسی دانست و افزود: نکته دیگر نداشتن سرویراستار در این مجموعه است. مثلاً شما وقتی تاریخ فلسفه اسلامی را ترجمه میکنید باید حداقل اسمها را درست ترجمه کنید.
نکته آخری که فانی مطرح کرد مربوط به حواشی و کتابشناسی آخر هر مقاله بود که در این ترجمه هر مترجم هر کاری خواسته با این حواشی کرده است.
پس از کامران فانی، دکتر محمود یوسفثانی که خود نیز عضوی از گروه مترجمان این مجموعه بوده است درباره اين كتاب سخن گفت. از نظر وي تاريخ فلسفه براي آموختن فلسفه ضروري است و فقط مختص فلسفه نيست هر چند ضرورت آن در فلسفه بيشتر است.
وي افزود: ما ميتوانيم تواريخ فلسفه را به سه دسته تقسيم كنيم يعني سير تاريخي فلسفه بر اساس آراي فيلسوفان كه مشي غالب در تاريخ فلسفه نويسي است، سير تاريخي فلسفه بر اساس مكاتب فلسفي و سير تاريخي فلسفه بر اساس موضوعات فلسفي. اين كتاب در واقع ملغمهاي است از اين سه. اين كتاب به حوزههايي پرداخته است كه تا پيش از اين مورد غفلت واقع شده است.
عضو هيأت علمي مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران در ادامه به بيان انتقاداتي درباره اين كتاب پرداخت و گفت: به بعضي موضوعات و افراد مثل فخر رازي پرداخته نشده است. نيز هر چند قرار بوده اين تاريخ فلسفه تا امروز مدنظر باشد اما در بخشهايي مثل مابعدالطبيعه يا منطق، تا ابنرشد بيشتر بحث نشده است. ارتباط فلسفه و ادبيات يا فلسفه و منطق تحت غلبه نگاه پيشين غربيان باقي مانده و زمانه ما مدنظر نبوده است.
يوسفثاني با اشاره به ناهماهنگ بودن مقالات گفت: برخي از مقالات هيچ ارجاع مستقيمي ندارند و برخي از مقالات سرشار از ارجاعات گوناگون هستند. از طرف ديگر ميبينيم كه در برخي از مقالات نويسنده خودش هم نميداند چه چيز ميخواهد بگويد. مثل مقاله معرفتشناسي كه همه چيز هست الا معرفتشناسي تا جايي كه مترجم مقاله آقاي مازيار هم خود در همانجا گفته است كه كجفهميهاي نويسنده در اينجا از هر حدي گذشته است.
دكتر حسين هوشنگي، عضو هيأت علمي دانشگاه امام صادق به عنوان سخنران آخر به بيان نظرات خود درباره اين كتاب پرداخت وگفت: فلسفه به عنوان علمي كه در جهان اسلام پا گرفته در تبادل و تعامل با محيط فرهنگي خود بار آمده است. بررسي نسبت فلسفه با اين علوم از جمله فقه كه بعيد و دور هم به نظر ميآيد ضروري و لازم است.
وي با اشاره به اينكه تاريخنگاري در اين كتاب روشي تلفيقي است افزود: در تاريخ فلسفه خواندن و درس دادن سه چيز را بايد لحاظ كرد. نخست عامل منطقي كه تعامل و نبادل منطقي ميان آراي فيلسوفان است؛ دوم عامل جامعهشناختي كه شامل عوامل غير معرفتي ميشود و سوم عامل زندگينامهاي كه به زندگي شخصي و علايق و تعلقات خاطر فيلسوف مربوط ميشود.
هوشنگي وجود عامل منطقي در اين كتاب را به دليل تعداد زياد مؤلفان مقالات دور از انتظار دانست و يادآور شد كه دو عامل ديگر بيشتر مورد نظر بودهاند هر چند توازني در آن وجود ندارد. وي همچنين از دو رويكرد اصلي عيني و همدلانه در تاريخفلسفه نگاري نام برد كه البته آقاي نصر صريحاً اعلام موضع كردهاند و گفتهاند كه همدلانه با موضوع برخورد كردهاند.
عضو هيأت علمي دانشگاه امام صادق در ادامه سخنان خود با تأكيد بر اينكه يكي از پيشفرضهاي سرويراستار اين مجموعه اصالت فلسفه اسلامي است گفت: تا كربن اين نگاه غالب وجود داشته كه فلسفه اسلامي اصيل نيست و بيان امانتدارانه فلسفه يونان است. اما نصر در اين كتاب به نوعي دارد از ايده كربن دفاع ميكند كه فلسفه اسلامي هم فلسفه است و هم اصيل.
هوشنگي در پايان به بيان انتقادات خود بر اين كتاب پرداخت و حاكم نبودن نگاه واحد، يكدست نكردن مقالات، حجم متفاوت و نامتناسب مقالات، حذف نكردن مكررات، حذفهاي ناموجه و يكسان نبودن كتابشناسيها را از مهمترين ايرادات اين مجموعه دانست.