همه گوسفندان سياه
يه مهندس، يه دانشمند، يه رياضيدان و يه فيلسوف داشتند پيادهروي ميكردند كه گوسفند سياهي رو ديدند.
مهندس ميگه: شما دربارهي گوسفندهايي كه اين حوالياند چي ميدونيد؟
دانشمند با شك و ترديد به مهندس نگاه ميكنه و جواب ميده: خب، دست كم تعدادي از اونها سياهاند.
رياضيدان چند لحظهاي به تفكر فرو ميره و در جواب ميگه: خب، دستكم يكي از اونها سياهه.
اما در نهايت فيلسوف به اونا رو ميكنه و ميگه: خب، دستكم يك طرفش كه سياهه.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۸۷ ساعت 8:38 توسط
|