سهیل اسدی

 

الف- برکلی به موجودیت جوهري1 کائنات معتقد نیست. نقطه جنجال‌برانگیز فلسفه ایدئالیسم او نیز در همین جا نهفته است. اعتقاد او چنین است که مجموع هر آن‌چه در عالم خارج وجود دارد، یا هر آن‌چه را از طریق حواس درک می‌کنیم در حقیقت انعکاسی از ایده‌های ذهنی ما هستند. پیش از آن‌که این مبحث را بگشائیم، بهتر آن است که چند سطری زندگینامه اندیشمندی را از دیده گذرانده باشیم که در سده‌ی روشنگری اروپا می‌زیست. قرن هجدهم میلادی. اما آن‌چنان هم به ابعاد و اصول جنبش روشنگری وفادار نماند، که منتقد آن بود. کما این‌که در نقطه‌ای از اروپا می‌زیست که مذهب هم‌چنان از عزت و احترام بسیاری برخوردار بود.

 

ب- «جُرج برکلي»2 از اجداد انگلیسی اما در ایرلند متولد شد. سال 1685 میلادی. پدربزرگش در عصر بازگشت پادشاهی به انگلستان راهی ایرلند شده بود. در پانزده سالگی جواز ورود به «ترینیتی کالج»3 دوبلین را اخذ کرد. در آن‌جا فلسفه و الاهیات را به خوبی فراگرفت و در 24 سالگی فارغ التحصیل شد. مشهورترین آثارش «تألیفی درباره‌ي نظریه جدیدی از تصور»4 و «رساله‌ای درباره‌ي اصول دانش بشري»5 محصول این دوره است. در 1734 میلادی به اسقفی شهر «کِلُین»6 از توابع ایرلند در آمد. در 1752 پس از سال‌ها تدریس فلسفه و الاهیات در آکسفورد بازنشسته می‌شود. در همان اطراف خانه‌ای برای خود دست و پا می‌کند. یک‌سال پس از آرامش بازنشستگی، روزی که همسرش با صدای بلند برایش انجیل می‌خواند، چشمانش را برای همیشه فرو می‌بندد. در 1753 میلادی.

 

ج-  هر اندیشه‌ای که باور داشته باشد جهانِ خارج محصول ذهن است، «ایدئالیسم»7 نامیده می‌شود. برکلی یکی از طرفداران این منطق بود. در بسط و قبض آن تلاش‌ها کرد. او باور داشت که خداوند ایده‌ها را در ذهن ما بنا به ترتیبی که باید موجود شوند قرار می‌دهد. اما تمام ایده‌ها در ذهن او قائم به‌ذات و بدون ترتیب زمانی واقع شده‌اند. آن‌گاه "واقعیت" چیزی به‌جز ذهن ابدی خدا و مجموع اذهان محدود ما آدمیان نمی‌باشد. و ارتباط منطقی مابین خدا و بندگانش توسط ابزار "ایده" صورت می‌گیرد. جُرج برکلی حتی فراتر می‌رود و موجودیت جوهر مستقل از ایده را نفی می‌کند. در باور او هرآن‌چه در اطراف ما نهاده شده است از جنس ایده است و بس. در هستی دو موجودیت برقرار است؛ ایده8 و روان9 (روح). ایده معلول است و روان عامل. روان خود به دو قسم تقسیم می‌شود. روانِ مطلق که همان ذات باری‌تعالی باشد بر سیطره‌ی هستی محاط است. و آدمیان – هم‌چنین دیگر جانداران - دارای روانِ محدود می‌باشند. روان آن‌ها بر آمده از منبع مطلق الاهی است. هر ایده‌ای که به روانِ محدود خطور می‌کند، بنا بر اراده‌ی روان مطلق صورت یافته است. در عالم واقع، روان دریافت‌کننده است و ایده‌ها دریافت شونده. اما در حوزه‌ی روان، روانِ محدود قادر به شناسایی و دریافتِ مستقیم مشابه خود نیست. هم‌چنین نمی‌تواند مستقیماً به دریافت روان مطلق نایل شود. ایده نقش واسطه را بر عهده دارد. روان‌های محدود به‌واسطه‌ی ایده‌ها با یکدیگر و جملگی به روانِ مطلق که منشاء هستی است متصل می‌باشند. مبحث «دریافت‌کنندگی و دریافت‌شوندگي»10 نقطه‌ی آغازین استدلال برکلی را تشکیل می‌دهد. او می‌گوید، برای موجودیت، یا بایست دریافت کرد یا دریافت شد. حالت سومی وجود ندارد. برکلی تا به این حد با پیشین خود «جان لاك»11 هم عقیده ماند که ایده‌های ذهنی خصوصیاتی را بر اشیاء قرار می‌دهند. تمام خصوصیاتی که از یک شیء ساطع می‌گردد، بر آمده از ماهیت آن نیست. برخی را ذهن ما به مجرد دریافت تصویر به آن اضافه می‌کند. جان لاک می‌گوید، دسته‌ای از خصوصیات مثل حجم، اندازه و حرکت از نوع بنیادین یا اولیه می‌باشند بنابراین در ماهیت شیء قرار دارند، اما دسته‌ی دیگر مثل رنگ، مزه و حرارت خصوصیات ثانوی هستند که ذهن ما برای شیء می‌شناسد و در شیء به خودی خود موجود نیست. اما برکلی این را قبول ندارد. او می‌گوید هر دو دسته از خصوصیات به اذهان ما تعلق دارند و اشیاء، خارج از ذهن ما نه تنها موجود نیستند، بلکه هیچ خصوصیت قائم به‌ذاتی بر خود حمل نمی‌کنند. همه و هرچه که دریافت‌شونده است از ذهن ساطع شده است.  

 

د- او معتقد بود که فرضیات علمی دانش‌های پایه هیچ‌کدام دارای مبنای عملی نیستند، چرا که تمام جهانی که آن‌ها درباره‌اش سخن می‌گویند، دارای ماهیت جوهری نیست. در مقابل، فرضیات علمی صرفاً برای فهم و درک بیشتر ما سودمند می‌باشند. لاجرم سودمندی نظریه در مقابل کاربردی بودن آن را جدل فلاسفه و دانشمندان سده‌ی بیستم تصدیق کرد. امروز می‌دانیم که انبوه نظریات علمی بیان‌کننده‌ی آن‌ چیز نیستند که در واقعیت رخ می‌دهد. بلکه صرفاً توجیحات سودآوری برای فهم مکانیزم آفرینش می‌باشند.

 

منابع:

 

-Armstrong, D.M. 1960. Berkeley’s Theory of Vision. Melbourne: Melbourne University Press.

 

-Collinson, D. 1989. Fifty Major Philosophers; a Reference Guide. 2nd Ed. London: Routledge.

 

-Flage, D.E. 1986. Meaning and Notions in Berkeley’s Philosophy. London: Croom Helm.

 

 

پي‌نوشت‌ها:

 

1. Matter or Corporal Substance)

2. George Berkeley

3. Trinity College

4. An Essay Towards a New Theory of Vision (1709)

5. A Treaties Concerning the Principles of Human Knowledge (1713)

6. Cloyne

7. Idealism

8. Idea

9. Spirit

10. Perceive and be perceived

11. John Locke