خودکشی
علی ثابتیپور
امروز شنبه است،
آغاز هفته.
تو نیستی.
هیچ صدایی نیست.
خودکار مشکیِ من حتّی نیست تا این دقیقههای سیاهِ انتظار
را ثبت کند.
در حلقههای موّاج دودهای پیدرپی،
صدای خیالِ کلیدِ سلام تو در قفلِ سکوت من میپیچد
و زنگِ خندههای آبی تو
از تهتوی دالانِ سبز خانة ما سر میرسد.
خوش آمدی ای عزیزِ سفر رفته!
نزدیک بود روز به انتهای صبر خود برسد
و لیوانِ چایِ نخورده سرد شود،
سرد مثلِ ...
من
که
مردهام.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 22:13 توسط
|