استاد گمنام ما
بابك عباسي*
خانم دکتر شايگان استاد و محقق گمنام جامعهي فلسفي ايران بود. در خارج از ایران تا جایی که میدانم بجز معدودی استادان فلسفه گمنامند اما در ایران قاعده برعکس است. استادان فلسفه بجز معدودی مشهورند و روشن است که این به دلیل اهمیتی است(كدام اهميت؟!) که فلسفه در ایران دو دههي اخیر پیدا کرده است. نمیدانم این موضوع از نظر فکری نشانهي خوبی برای ماست یا نه. این تردید بيش از آنكه از منظر اصالت عمل(پراگماتيسم) كساني چون رورتي باشد ، ناشی از مواجهه با قطعات فلسفیای است که این روزها خصوصا در روزنامهها میخوانیم؛ قطعاتی که گاهی بیش از آنکه نشانهي تفکر باشند به يك جور هذيان شبيهاند... بگذریم. در هر حال خانم شایگان متناسب با فضل و موقعیت دانشگاهيای که داشت، چندان توجهی ندید. ایشان دانش آموختهي دانشگاه هاروارد بود و شاگرد مارتا نوسبام - ارسطوشناس معروف. در زمينهي فلسفه اسلامي نيز محضر كساني چون هانري كربن و ايزوتسو و محسن مهدي را درك كرده بود.
با خانم دکتر شایگان در کلاس فلسفهی ارسطو (دورهي دکتری فلسفهي غرب انجمن حکمت) آشنا شدم در يکی از روزهای زمستان83. از همان اول قرار شد کلاسهایمان دوزبانه(فارسی و انگلیسی) باشد. این پیشنهاد ایشان بود(شايد با زبان انگليسي راحتتر بود) و ما هم از این پیشنهاد استقبال کردیم. به رغم شوخطبعي و صميميتش با دانشجويان، در تدريس خيلي جدي بود. حجم کتابهایی که سر کلاس میآورد آنقدر زياد بود که معمولا یکی از ما باید در حمل کتابها کمکش میکردیم. کتابها متنوع بود و به زبانهای مختلف و انتظار طبيعي ايشان اين بود كه ما بتوانيم از همهي آن منابع فرانسوي و آلماني و لاتيني و يوناني استفاده كنيم و البته خودش اينطور بود و به زبانهاي زيادي آشنايي داشت(گاهي هم با من به تركي آذري صحبت ميكرد و اين رشك همكلاسيهايم را برميانگيخت!).
شخصاً در كلاس فلسفهي ارسطوي ايشان نكات دقيقي دربارهي ارسطو و خصوصا تفسير هايدگر از ارسطو آموختم. اما نكتهاي كه براي همهي ما توجهبرانگيز بود جديت و تعهد ايشان در خواندن نوشتهها و تحقيقات كلاسي ما بود. ايشان نوشتههاي كلاسي دانشجويان را سطر به سطرمی خواند و با توضيحات دقيق و طرح سوال حاشيهنويسي ميكرد به نحوي كه ميشد گفتگويي جدي وپويا را در ورقهاي تحقيقمان بيابيم.
متاسفانه خانم دکتر شایگان مجال آن را نیافت که نتیجه مطالعات و تحقیقات خویش را که عمدتا بر محور ارسطو و ابن سینا بود به جامعهی فلسفی ایران عرضه کند و این دو سبب داشت. اول اینکه ایشان به علت تحصیل و اقامت طولانی در غرب ، به زبان و واژگان فلسفی فارسی ـ عربی ما چنانکه باید و شاید مسلط نبود. و اين موضوع، انتقال دانشاش را گاه با مشكل مواجه ميكرد. ديگر اينكه خانم دكتر شايگان كار فلسفي و آموزشياش را در ايران خيلي دير(حدودا چهار سال پيش) شروع كرد و با كمال تاسف مهلت كافي نيافت كه ثمره مطالعات و تحقيقات خويش را خصوصا در زمينهي تفاسير ارسطو منتشر کند. خود ايشان به زبان فارسي چيزي منتشر نكرد اما يكي دو نوشته از ايشان به فارسی ترجمه شده است.
خانم دكتر شايگان استاد فاضل، جدي و باصفايي بود. از اينكه ديگر در ميان ما نيست احساس دلتنگي ميكنم.
دانشجوي دكتري مؤسسه حكمت و فلسفه ايران