نجفقلی حبیبیدکتر نجفقلی حبیبی با اشاره به این‌که مبنای فلسفه، عقل است و بنابراین فلسفه مبتنی بر استدلال است، گفت: ممکن است مبناها در فلسفه‌های گوناگون متفاوت باشد اما چون ما با استدلال و عقل مواجهیم بنابراین در عین حال که ممکن است مبانی متفاوتی وجود داشته و شرایط بر نحوه تفکر تأثیر گذاشته باشند، باز می‌توان بر همین اساس به تأیید و تکذیب امور پرداخت.

وی افزود: اندیشه مدام در حال تحول است و توقف نمی‌کند و می‌بینیم که فلسفه از یونان به جهان اسلام آمد و دوباره به غرب رفت. نکته دیگر هم این است که فلسفه در التقای فرهنگ‌های گوناگون نیز تحول یافته و رشد می‌کند. بنابراین اگرچه فلسفه غرب به مسایل بسیای پرداخته است اما به نظر می‌رسد دوران اسکولاستیک و تفتیش عقاید تأثیر بسیاری بر موضع‌گیری‌های فلسفه غرب گذاشته است؛ تأثیری که فلسفه غرب امروزه می‌کوشد تا حدی آن را تغییر دهد.

این پژوهشکر فلسفه اسلامی با تأکید بر این‌که مسلمانان باید با فلسفه غرب مواجه شوند و با استدلال و عقل با آن برخورد کنند، تصریح کرد: کنار کشیدن از فکر و استدلال راه به جایی نمی‌برد؛ به ویژه که امروزه ارتباطات سبب شده‌اند دسترسی به این افکار وجود داشته باشد. در نتیجه چاره این است که بنیان‌ها و مبانی فکری در جامعه قوی باشند تا پس از بررسی و تحلیل مسایل، آن‌چه با این مبانی سازگار است توسعه یابد و آن چیزهایی هم که با این بنیان‌ها سازگار نیستند، خود به خود فراموش می‌شوند؛ همان طور که در اولین برخورد جهان اسلام با فلسفه یونان می‌بینیم که بسیاری از چیزها که با اندیشه اسلامی سازگاری نداشتند باقی نماندند.

وی ادامه داد: هر چند برخی مبانی فلسفه غرب با آموزه‌های ما هم‌خوان نیستند اما باید با استدلال با افکار برخورد کرد. مرحوم عبدالهادی حائری در یکی از آثار خود با عنوان "نخستین رویارویی اندیشه‏گران ایرانی با دو رویه تمدن بورژوازی غرب" به دو وجهه تکنولوژیک و فکری تمدن غرب اشاره می‌کند و می گوید مسلمانان صنعت تمدن غربی را گرفتند در حالی که برخی از بخش‌های دیگر را کنار گذاشتند، در حالی که با بستن راه‌ها مشکلی حل نمی‌شود چرا که با انواع راه‌ها افکار وارد جامعه می‌شوند. تنها راه تقویت خویشتن برای مواجهه با این افکار همراه با تقویت مبانی اعتقادی است که این مبانی در اسلام مبتنی بر عقل و اندیشه است.

این استاد فلسفه خاطرنشان کرد: با تحکیم مبانی اعتقادی این امکان فراهم خواهد شد که آن‌چه هم‌خوان با این مبانی است باقی بمانند و آن‌چه هم‌خوان نیست خودش کنار برود. آن‌چه اهمیت دارد وجود روح خدایی در ماست که سبب می‌شود افراد بی‌دین نشوند و در غیر این صورت با بی‌عدالتی‌های اجتماعی، فقر، تبعیض‌ها، بت‌سازی‌ها و مانند آن به نتیجه عکس خواهیم رسید.

حبیبی در پایان با اشاره به این‌که در فلسفه غرب ممکن است نکات مثبت و منفی بسیاری وجود داشته باشد، گفت: آن‌چه مهم است مواجهه عقلانی و مستدل با این افکار و مسایل گوناگون است و نه بستن امکان برخورد با معرفت‌های دیگران با خود، چرا که با این رویکرد در نهایت آن‌چه با ذهن و مبانی اعتقادی ما سازگار است باقی خواهد ماند.