گزارشی از نشست نقد و بررسی کتاب «تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطی»
به تازگی کتاب "تاریخ فلسفه مسیحی در
قرون وسطی" اثر اتین ژیلسون فیلسوف فرانسوی، با ترجمه رضا گندمی نصرآبادی از
سوی انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب و انتشارات سمت منتشر شده است.
ژیلسون در این کتاب به فلسفه مسیحی پرداخته و دوره تاریخی پانزده قرن را بررسی میکند و در عین اختصار به ابعاد و زوایای مختلف تفکر متألهان و فیلسوفان مسیحی قرون وسطی پرداخته است. علاوه بر این ژیلسون در بخش پنجم و ششم، به فلسفه اسلامی و یهودی، از باب تأثیرگذاری آنها بر فلسفه مسیحی پرداخته است .
به همین مناسبت در ادامه مجموعه نشستهای هفتگی شهرکتاب، نشست روز سهشنبه 31 خرداد به نقد و بررسی این کتاب اختصاص داشت که با حضور دکتر شهرام پازوکی، دکتر حمید طالبزاده و دکتر رضا گندمینصرآبادی در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.
نصرآبادی: ژیلسون کلید واژه فلسفه قرون وسطی را به فلسفه مسیحی گره زده است
دکتر رضا گندمی نصرآبادی در آغاز این نشست گفت: پژوهشهای ژیلسون سبب شده است رویکرد تازهای به فلسفه در قرون وسطی ایجاد شود چرا که وی بسیاری از تحولات فکری و فلسفی عصر جدید را در قرون وسطی ریشهیابی میکند.
وی افزود: کتاب "تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطی" ژیلسون در مقایسه با آثار دیگر در این باره از جامعیت خوبی برخوردار است چرا که وی علاوه بر اینکه به فیلسوفان صاحب مکتب در دوران قرون وسطی میپردازد، متفکران درجه دو و سه را نیز مدنظر قرار داده و درباره ابنرشدیان لاتینی نیز سخن گفته است. نکته مهم دیگر یادداشتهای غنی پایانی کتاب است که حاوی نکاتی بسیار ارزشمندند.
مترجم کتاب "تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطی"در ادامه با اشاره به چیستی فلسفه مسیحی و اسلامی تصریح کرد: ژیلسون میگوید کاربرد درست فلسفه اسلامی در جایی است که به متکلمان اشعری میپردازیم و در واقع به نظر میرسد که وی اعتقاد چندانی به فلسفه اسلامی ندارد. وی معیار تقسیمبندی فلسفهها را زبان میگذارد و از فلسفه عربی سخن میگوید در حالی که اگر این طور باشد بسیاری از فیلسوفان یهودی به زبان عربی مینوشتهاند و بنابراین سخن گفتن از فلسفه عربی کفایت میکرده است.
وی یادآور شد: ژیلسون کلید واژه فلسفه قرون وسطی را به فلسفه مسیحی گره زده است و به نظر میرسد به دیگر فلسفهها اعتقادی ندارد. وی نیز همچون هگل فلسفه را به فلسفه باستان، فلسفه قرون وسطی و فلسفه عصر جدید تقسیم میکند هر چند به لحاظ زمانی کار خود را از قرن دوم شروع و به نحوی از تقسیمبندی هگل عدول کرده است.
پازوکی: "تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطی" یکی از بهترین آثار در حوزه فلسفه قرون وسطی است
دکتر شهرام پازوکی دیگر سخنران نشست نقد و بررسی کتاب "تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطی" بود که گفت: یکی از دلایل علاقمندی من به ژیلسون این نکته است که در فلسفه وی هم جایگاهی برای عقل و هم جایگاهی برای دین وجود دارد. از سوی دیگر فلسفه وی تا حد زیادی به فلسفه صدرایی نیز نزدیک است.
وی با اشاره به توجه به فلسفه توماس آکوئینی در جهان معاصر تصریح کرد: ژیلسون نیز مانند استاد خود ژاک ماریتن با اقتدا به توماس آکوئینی میکوشید جریانی فلسفی ایجاد کند و در آن وضعیت بحرانی تفکر دینی در جامعه مدرن را سامان دهد. اما موضوع دیگری نیز وجود داشت و آن مناقشه در اینباره بود که آیا فلسفه مسیحی وجود دارد یا نه. امیل بریه از آنجایی که راسیونالیست و مورخ بود نمیتوانست وجود فلسفه مسیحی را بپذیرد. ژیلسون اما میکوشید نشان دهد فلسفه مسیحی در قرون وسطی وجود دارد که نه از جنس فلسفه یونانی است و نه از جنس فلسفه مدرن.
عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران ادامه داد: ژیلسون در کتاب "روح فلسفه در قرون وسطی" به هویت فلسفه مسیحی میپردازد و دلایلی برای اثبات سخن خود ذکر میکند. وی از فلسفه مسیحی دفاع میکند و میگوید نمونه تحقق آن تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطی است. در واقع باید گفت فلسفه رسمی کلیسای کاتولیک فلسفه توماسی است.
مترجم کتاب "خدا و فلسفه" ژیلسون به هانری کربن، به عنوان یکی از شاگردان ژیلسون اشاره کرد و گفت: کربن میگوید من نام ابنسینا را نخستین بار از زبان ژیلسون شنیدم. کربن که اصرار دارد فلسفه اسلامی وجود دارد، ابنسینا را فیلسوف ایرانی مسلمان میداند. وی مباحث فلسفی را تاریخی نمیداند و به صراحت میگوید من پدیدارشناسم. ژیلسون اما هیچ سخنی از پدیدارشناسی نمیگوید هر چند روش وی شباهت زیادی به روش پدیدارشناسان دارد.
پازوکی در پایان با تأکید بر اینکه کتاب "تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطی" را میتوان یکی از بهترین آثار در حوزه فلسفه قرون وسطی و شاید یکی از پنج کتاب مهم در این حوزه در نظر گرفت، یادآور شد: نکته مهم دیگر این است که کربن نیز مانند ژیلسون فلسفه حقیقی را فلسفهای میداند که سهم عقل و دین هر دو در آن مدنظر قرار گرفته باشد.
طالب زاده: برخورد ژیلسون با ابنسینا برخوردی دو گانه است
دکتر سید حمید طالبزاده دیگر سخنران این نشست با اشاره به اینکه ژیلسون در پی نقد مسائل دوران مدرن از طریق فلسفه مسیحی بود، گفت: برخورد ژیلسون با ابنسینا برخوردی دو گانه است. وی از یک طرف مبهوت عظمت ابنسیناست و از طرف دیگر نمیخواهد بپذیرد که ابنسینا برخواسته از یک حقیقت است. درباره فهم او از ابنسینا هم همین طور است یعنی از یک سو مسائل بسیاری را در ابن سینا به خوبی فهمیده است و از سوی دیگر برخی موارد را به طور کلی درک نکرده و بنابراین آنها را به شکل واژگونه مطرح کرده است.
عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران در ادامه به چند مورد از این مباحث که ژیلسون به درستی آنها را نفهمیده، پرداخت و افزود: ژیلسون در صفحه 276 از ابنسینا تقدیر کرده و از الهام دینی و گرایشهای عرفانی ابنسینا سخن گفته است. وی سپس در صفحه 277 ذیل بحث منطق چنین میگوید که حقیقت از آن موضوعاتی است که فاهمه ما میتواند آنها را جدای از تغییر در نظر بگیرد و آن دو نوع است؛ نوع اول حقیقت ضروری است که مطابق با موجودات ضروری و واجبی است نظیر خدا یا امور مفارق و نوع دوم حقیقت غیر ضروری است یعنی حقیقت مربوط به اموری است که وجودشان صرفاً جنبه امکانی دارد و غیر ضروری است.
این استاد فلسفه ادامه داد: این جمله از نظر فلسفی بسیار عجیب است چرا که ابنسینا نگفته امور مفارق واجبالوجودند. البته ترجمه دکتر گندمی در اینجا دقیق است اما در واقع فهم ژیلسون مغشوش است. ابنسینا میگوید فلسفه از اموری بحث میکند که در تصور و قوام نیازمند ماده نباشند. ژیلسون بحث حد و قوام را در اینجا اشتباه متوجه شده است.
وی سپس عبارت ابنسینا در مقاله اول کتاب منطق شفا را طرح کرد که اینسینا در آنجا چنین میگوید: اموری هستند که این امور صحیح و درستند برای آنها که مجرد از حرکت باشند. این امور دو جور هستند، یکی آنکه واجب است که از حرکت بیرونند مثل خداوند و عقول که ژیلسون این بخش را به درستی نفهمیده است چرا که تجردشان از ماده مطرح است نه وجوب وجودشان.
طالبزاده افزد: ابنسینا در ادامه اشاره میکند که برخی از این امور هم هستند که ممتنع نیست که در حرکت باشند یعنی میتوانند در حرکت باشند اما از نظر حد و قوام مجردند مثل هویت، کثرت و ... و این بحث همان اشتباه فاحشی است که ژیلسون در فهم خود از اینسینا مرتکب شده است.
مترجم کتاب دیگر اتین ژیلسون با عنوان "هستی در اندیشه فیلسوفان" با تأکید بر اینکه برخی اشتباهات در فلسفه، اشتباهاتی نابخشودنیاند، به مثالی دیگر در صفحه 281 کتاب "تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطی" پرداخت وگفت: ژیلسون در اینجا ماهیت من حیث هی را توضیح میدهد و میگوید ابنسینا از تعریف نفس که در تعریف آن بدن نیست متوجه میشود که نفس بدن نیست. اما باید از ژیلسون پرسید که ابن سینا در کجا گفته است که در تعریف نفس، بدن نیست. در واقع وی در اینجا نیز دچار اشتباه در فهم ابنسینا شده است.
طالبزاده ادامه داد: ژیلسون در جایی دیگر از وجوب منطقی ماهیت سخن گفته است در حالی که ما در فلسفه اسلامی چنین چیزی نداریم و در واقع وی این مطلب را با وجوب ذاتی منطقی اشتباه گرفته است. وی همچنین مواردی چون قاعده الواحد، علم بسیط الهی و مفهوم آزادی را در ابنسینا نفهمیده است.
وی در پایان سخنان خود ضمن بیان این نکته که ژیلسون در مباحث خود درباره نفس ابنسینا، علیت و نیز نظریه افلاک ابنسینا سخنان بسیار ارزشمندی مطرح کرده است، برخی نکات را درباره ترجمه کتاب "تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطی" نیز مطرح کرد.
منبع: خبرگزاری مهر