گزارشی از نشست نقد و بررسی مجموعه "قصههای خوب برای بچههای خوب"
به بهانه ویراست جدید مجموعه "قصههای خوب برای بچههای خوب" و آمادهسازی کتابهای صوتی آن که در انتشارات امیرکبیر در حال انجام است، گروه دین و اندیشه خبرگزاری مهر با همکاری روابط عمومی انتشارات امیرکبیر، در روز یکشنبه، هفتم شهریورماه 1389 نشستی را با حضور مصطفی رحماندوست، نویسنده و شاعر ادبیات کودک، سعید ناجی که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به پژوهش و فعالیت در زمینه فلسفه برای کودکان اشتغال دارد و حسین شیخرضایی، عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار کرد تا اهمیت این مجموعه و نسبت آن با موضوع فلسفه برای کودکان مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
***
مصطفی رحماندوست با اشاره به اینکه در سنت ما "بچه خوب" وجود نداشته است، گفت: آذر یزدی در انتخاب عنوان کتاب خود کار مهمی انجام داده است. او میگوید بچه خوب و نه موجودی که صرفاً قرار است کتک بخورد و تنبیه شود.
به گزارش خبرنگار مهر، به بهانه ویراست جدید مجموعه "قصههای خوب برای بچههای خوب" و آمادهسازی کتابهای صوتی آن، گروه دین و اندیشه خبرگزاری مهر با همکاری روابط عمومی انتشارات امیرکبیر، نشستی را با حضور مصطفی رحماندوست، سعید ناجی و حسین شیخرضایی برگزار کرد تا اهمیت این مجموعه و نسبت آن با موضوع فلسفه برای کودکان مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
مجموعه "قصههای خوب برای بچههای خوب" نوشته مهدی آذر یزدی (1388 - 1301)، نویسنده کودک و نوجوان ایرانی، دیگر، به خاطرهای ماندگار در ذهن بسیاری از کودکان دیروز و امروز تبدیل شده است. جایزه یونسکو، جایزه سلطنتی کتاب سال پیش از انقلاب و انتخاب سه کتاب وی از سوی شورای کتاب کودک بهعنوان کتاب برگزیده سال از جمله مواردی است که در کارنامه آذزیزدی وجود دارد.
وی که در سال ۱۳۰۱در محله خرمشاه یزد در خانوادهای تازه مسلمان با اجداد زرتشتی زاده شد، از هشت سالگی همراه پدرش در زمین رعیتی کار کرد. در بیست سالگی از کار بنایی به کار در کارگاه جوراب بافی یزد کشیده شد. پس از آنکه صاحب کارگاه جوراب بافی تصمیم به تأسیس دومین کتابفروشی شهر یزد گرفت، او را از میان شاگردان کارگاه به کتابفروشی منتقل کرد.
کار در کتابفروشی زمینه آشنایی او با اهالی شعر و ادب را فراهم کرد، و پس از مدتی به تهران نقل مکان کرد و در چاپخانه علمی واقع در خیابان ناصرخسرو مشغول بهکار شد. در ۳۵سالگی، پس از آنکه قصهای از انوار سهیلی در چاپخانه توجهاش را به خود جلب کرد به فکر سادهنویسی قصه آنطور که مناسب کودکان باشد افتاد. این ایده، زمینهساز خلق جلد اول کتاب قصههای خوب برای بچههای خوب شد.
آذریزدی هرگز ازدواج نکرد و هیچگاه به کار دولتی هم مشغول نشد. او افزون بر نویسندگی به امور غلطگیری و فهرست اَعلامنویسی تا سالهای آخر زندگیاش ادامه داد تا در نهایت در ۱۸تیر ماه ۱۳۸۸و در سن ۸۷سالگی در بیمارستان آتیه تهران درگذشت.
از جمله آثار انتشار یافته آذریزدی میتوان به قصههای خوب برای بچههای خوب، قصههای تازه از کتابهای کهن، گربه ناقلا، گربه تنبل، مثنوی برای بچهها، مجموعه قصههای ساده و تصحیح مثنوی برای بزرگسالان، حکایت منظومی به نام شعر قند و عسل و همچنین دو کتاب آموزشی به نام خودآموز عکاسی و خودآموز شطرنج اشاره کرد.
رحماندوست: آذر یزدی تصویر ما نسبت به کودک را تغییر میدهد
مصطفی رحماندوست که آمادهسازی ویراست تازه مجموعه "قصههای خوب برای بچههای خوب" زیر نظر او در حال انجام است، در آغاز این نشست گفت: این ویراست تازه، به معنای زیر و رو شدن متن موجود نیست. مرحوم آذریزدی در دیداری که با ایشان داشتم، دو موضوع را به من گفت. یکی اینکه دوست دارد ابعاد این کتاب مانند گذشته بزرگ باشد و دومین موضوع هم به پیشنهاد من مربوط میشد مبنی بر اینکه برخی تغییرات جزئی در متن ایجاد شود، مثلاً کلمات سادهتر به جای برخی کلمات قدیمیتر و غریبتر جایگزین شوند.
وی افزود: بنابراین در واقع ویراست جدید با حروف درشتتر و با فضایی کودکانهتر و شکل و شمایلی جدید منتشر خواهد شد. البته در این فاصله کتابهای صوتی این مجموعه نیز آماده شده است.
این نویسنده و شاعر ادبیات کودک و نوجوان تصریح کرد: کتاب "قصههای خوب برای بچههای خوب" بیهوده در طول سه نسل باقی نمانده است. در قالبها و قصههایی که از پس گذشت زمان برآمدهاند، رازی وجود دارد. ما میبینیم که دو دسته افراد به سراغ بازنویسی متون کلاسیک میروند، یکی آدمهای تازهکار و دیگری آدمهای کهنهکار. اما بیشک رازی در بازنویسی آذریزدی در این مجموعه وجود دارد که آن را ماندگار کرده است.
وی ادامه داد: آذریزدی زمانی بازنویسی این داستانها را آغاز کرد که کار را بلد نبود اما دغدغههای او باعث شد این کار را ادامه دهد و در نتیجه "قصههای خوب برای بچههای خوب" ماندگار شد.
رحماندوست با اشاره به اینکه در سنت ما "بچه خوب" وجود نداشته است، سخنانش را پی گرفت و گفت: آذریزدی در انتخاب عنوان کتاب خود نیز کار مهمی انجام داده است. او میگوید بچه خوب و نه موجودی که صرفاً قرار است کتک بخورد و تنبیه شود.
وی با اشاره به اصل لذت در ادبیات یادآور شد: ادبیات باید با لذت همراه باشد؛ اگر چنین باشد، ادبیات کارسازی اخلاقی هم خواهد داشت. یکی از راههای ایجاد لذت در ادبیات هم قصهگویی است که در بازنویسی آذریزدی به خوبی حفظ شده است.
شیخرضایی: روبرو شدن با دوراهیهاى اخلاقى سبب رشد قوای فکری میشود
حسین شیخرضایی، عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، در نشست بحث و گفتگو پیرامون مجموعه «قصههای خوب برای بچههای خوب» گفت: من در ابتدا احساس میکردم که این کتاب و به شکل کلی بازنویسیهای موجود از آثار کلاسیک ادبیات فارسی چندان برای تقویت قوای اخلاق کودکان مناسب نیستند چرا که در اکثر آنها با جهانی ساده و تخت و عاری از پیچیدگیهای اخلاقی مواجه ایم، اما وقتی دوباره نگاهی به کتاب انداختم دیدم برخی از کارهای این مجموعه میتوانند برای تقویت قوه اخلاق در کودکان مناسب باشند، هر چند برخی از داستانهای این مجموعه این ویژگی را ندارند.
وی افزود: هر وقت این داستانها به سمت ادبیات تعلیمی میروند برای بحث اخلاق به کار نمیآیند اما هر جا قصه گفته میشود و ما چندان با ادبیات تعلیمی مواجه نیستیم، مایههای خوبی برای بحث درباره اخلاق فراهم میشود.
شیخرضایى گفت: امروزه بحث از اخلاق بحثى میان رشتهاى است و بسیارى از دانشهاى تجربى مانند روانشناسى تجربی مىتوانند به ما درباره رشد قواى اخلاقى و تقویت اخلاق کمک کنند. به عنوان نمونه، تصور اکثر ما این است که ادبیات تنها میتواند از طریق دادن پند و اندرزهاى اخلاقى مستقیم به مساله اخلاق بپردازد. در این تلقى که در جامعه ما باب است و به همه انواع هنر تسرى داده مىشود در بهترین حالت انتظار آن است که اثر هنرى پیامهاى اخلاقىاش را نه به صورت مستقیم بلکه به شکلى غیرمستقیم به مخاطب عرضه کند.
وی ادامه داد: البته کسى منکر اهمیت الگودهى و تقویت رفتارهاى اخلاقى نیست، اما نکته آن است که تحقیقات روانشناسى بسیارى، راههاى دیگری را که از قضا شاید مؤثرتر هم باشند به ما معرفى کردهاند. یکى از این راهها که ریشه در مطالعات مکتب رشدى- شناختى دارد مواجهه فعال با محیط و روبرو شدن با دوراهیهاى اخلاقى است.
شیخرضایی یادآور شد: وقتی در جامعه ما از اخلاق صحبت میشود، دو تلقی وجود دارد. در یک تلقی، اخلاق عبارت است از مجموعهای از فضایل شخصی و خوب و بدها که در حالت کلی با دین هم گره خوردهاند. گروه دومی هم هستند که درباره اخلاق، بحث فلسفی میکنند که البته ربط چندانی به اخلاق عام ندارد. اما به نظر من میتوان این فهم از اخلاق را کمی بسط و گسترش داد.
وی ادامه داد: رشد قوای اخلاقی از طریق بحث و تعامل با محیط شکل میگیرد. مواجهه با دوراهیهای اخلاقی که در آن برخی از اصول اخلاقی مقابل هم قرار میگیرند نمونهای از این شرایط است. مثل مردی که از یک سو همسرش به شدت بیمار است و از سوی دیگر پول کافی برای خرید داروی او را ندارد و بر سر دو راهی اخلاقی همسر خوب بودن یا دزدی نکردن قرار میگیرد.
عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران تأکید کرد: در بحث از اخلاق برای کودکان بسیار مهم است که ما در ادبیات خودمان مواردی را داشته باشیم که در آنها دو راهیهای اخلاقی وجود داشته باشد. در همین مجموعه هم داستانهایی از این دست وجود دارد. مثل داستان «گدای نابینا و دزد بینا». این تیپ داستانها که در این مجموعه هم کم نیستند میتوانند مایه لازم برای بحث اخلاقی را فراهم کنند.
شیخرضایی در ادامه با اشاره به اختلاف نظر میان کسانی که بر روی برنامه فلسفه برای کودک کار میکنند، سخنانش را ادامه داد و گفت: برخی از این افراد در پی ادبیات گلخانهای هستند. این گروه به عنوان مثال داستانهایی مینویسند و مطابق با الگوی فلسفیشان نکتهها و چیزهایی را در آن میگنجانند. اما گروه دیگری هم هستند که سعی میکنند ادبیات اصیل و واقعی را به عنوان ماده کار خود استفاده کنند، چرا که از نظر آنان اتفاقاً یکی از مؤلفههایی که قرار است در کودکان رشد یابد، بحث زیباییشناسی است و بنابر این لذت بردن از داستان هم اهمیت بسیاری دارد.
وی خاطرنشان کرد: متأسفانه ادبیات کلاسیک و بازنویسیهای ما از آن برخی مؤلفههای مهم را ندارد. این مؤلفهها در آثار بسیاری از نویسندگان مدرنی که برای کودکان و نوجوانان مینویسند وجود دارد اما این نکته در نمونههای کلاسیک آن دیده نمیشود. یکی از این موارد، مسئله گفتگو است.
این پژوهشگر فلسفه افزود: چون در این گونه آثار دیالوگ به معنای درست و واقعی کلمه که نوعی تعامل عقلانی است وجود ندارد در نتیجه مسئله عقلانیت هم کمرنگ میشود.
وی سپس به رابطه میان اخلاق و حقوق فردی پرداخت و گفت: بین حوزه اخلاق و حوزه حقوق فردی تمایز ظریفی وجود دارد. در اینجا مسئله در واقع به رسمیت شناختن فرد است که در قصههای کلاسیک کمتر وجود دارد. در جهان امروز و به تبع در ادبیات مدرن برخی حوزهها هستند که حوزه اختیارات و آزادیهای فردیاند و نمیتوان امر و نهی اخلاقی را به آنها بسط داد.
از نظر شیخرضایی یکی دیگر از کاستیهای ادبیات سنتی از منظر اخلاقی مسئله بحث بر سر تغییر اصول و هنجارهای اخلاقی است: عموماً در داستانهای کلاسیک اصول اخلاقی ثابتی وجود دارند و هرگز این اصول زیر سؤال نمیروند، در حالیکه بحث اخلاقی در یک جامعه امروزی گاه بر سر این است که آیا فلان اصل اخلاقی خود فینفسه درست هست یا نیست.
وی در پایان تأکید کرد: مجموعه این نکات سبب میشوند که ما برای تقویت قوای اخلاقی کودکان علاوه بر ادبیات کلاسیک به آثار معاصر وهمچنین ترجمه ادبیات آن سوی مرزها نیز نیاز داشته باشیم.
ناجی: تجربه "قصههای خوب برای بچههای خوب" در نسل قبل مثبت بوده است
سعید ناجی در آغاز سخنان خود گفت: من فکر میکنم برای آنکه ببینیم یک داستان تا چه اندازه برای بحث در حوزه اخلاق موفق است، باید به تجربه رجوع کنیم. به نظر من تجربه مجموعه "قصههای خوب برای بچههای خوب" در نسل قبل مثبت بوده است. اما من دلم میخواست تجربهای هم با کودکان و نوجوانان این دوره زمانه داشته باشم که متأسفانه ندارم. بنابراین در ادامه حدسیات خودم را طرح خواهم کرد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در ادامه به برخی از ویژگیهای مجموعه "قصههای خوب برای بچههای خوب" اشاره کرد و گفت: این داستانها عموماً پندآموز و در پی تلقین برخی باورهای اخلاقیاند، هر چند به نظر میرسد که این ویژگی تلقین را کودکان جامعه معاصر نپذیرند. بنابراین ما باید تلاش کنیم کودکان خودشان قضاوت کردن را بیاموزند.
وی ادامه داد: این داستانها عموماً خیلی سریع به نتیجهگیری پرداختهاند و حتی نتیجهگیری خود را صریحاً ذکر کردهاند. این موضوع در گذشته ممکن بود تأثیرگذار باشد اما باید توجه داشت که در گذشته تکثر مصادیقی که باید درباره آنها تصمیم گرفته میشد، مانند امروز نبود.
این پژوهشگر فلسفه برای کودکان و نوجوانان تصریح کرد: ما باید نحوه قضاوت درست اخلاقی را به کودکان یاد بدهیم. در برنامه فلسفه برای کودکان، به کودکان آموزش میدهند که باورهای جامعه خود را ارزیابی کنند و در نهایت یکی از بهترینها را انتخاب کنند. در این ارزیابی، منطق، مهارتهای جمعی و مواردی مانند آن مدنظر قرار میگیرد.
وی افزود: مثلاً در داستان فال روباه یکی از آموزههای اخلاقی این است که هر کس بی گدار به آب نزند، موفق است یا چشم طمعکار، دام را نمیبیند. اینها آموزههای خوبی هستند اما متعین و خاصند. در داستان تربیت فیل هم این نکته ذکر میشود که بزرگی و افتخار به داشتن امور مادی کمیاب نیست و امور معنویاند که اهمیت دارند. در داستان آتشبازی هم بحث بر سر این است که آتشبازی کار نامعقولی است. همین طور گوش ندادن به پند و اندرز دیگران با نتایج بدی همراه است.
ناجی با اشاره به اینکه این مجموعه در شکل دادن فرهنگ امروز ما بسیار نقش داشته است، افزود: جسارت آقای آذریزدی در بازنویسی این داستانها به نتیجهای ارزشمند منتهی شده است.
وی خاطرنشان کرد: به نظر من هم رازی در این مجموعه وجود دارد که باعث شده این داستانها ماندگار شوند، هر چند به نظر میرسد لازم باشد که این داستانها برای استفاده در برنامه فلسفه برای کودکان کمی دستکاری شوند. مثلاً شخصیتهای این داستانها اکثراً حیوانات هستند. این موضوع برای زمانی که مخاطبان این داستانها اطلاعات زیادی درباره حیوانات نداشتند، مؤثر بود اما شاید برای نسل جدید که فیلمهای مختلفی درباره حیاتوحش دیده و اطلاعات زیادی درباره حیوانات دارد، چندان مؤثر نباشد.
ناجی ادامه داد: از سوی دیگر مصداق برخی از این پند و اندرزها در جامعه ما به سختی پیدا میشود. ما الآن بیشتر در دوراهیها گرفتاریم. مشکل جامعه معاصر ما این دو راهیها یا چند راهیهاست. بنابراین اگر ما بتوانیم ابزاری را پیدا کنیم که بتوانیم در این دو راهیها خودمان تصمیم بگیریم آنگاه این داستانها میتوانند بیشتر مفید و مؤثر باشند.
این پژوهشگر فلسفه برای کودکان همچنین این سؤال را مطرح کرد که ما چگونه به خود اجازه میدهیم که باورهای اخلاقی دوره زمانه خودمان یا باورهای اخلاقیای که آنها را ابدی و ازلی میدانیم، به کودکان خود انتقال دهیم در حالی که شاید کودکان ما به ارزشهای دیگری نیاز داشته باشند.
منبع: خبرگزاری مهر