خلاصه مقالات همایش علوم انسانی و چالش اشتغال - دكتر محمدرضا بهشتي
علوم انساني: چالش در دو عرصه ي معرفت و اشتغال
دكتر محمدرضا بهشتي
عضو هيأت علمي گروه فلسفه دانشگاه تهران
معضل اشتغال در جامعهی ما در دهههاي اخير مسألهاي است كه دامنهاي گسترده دارد و مختص به دانشآموختگان علومانساني نيست و بايد بيترديد در چارچوبي فراخور دامنهی خود مورد تحليل قرارگيرد. در اين ميان، علوم انساني از وضعيت خاصي برخوردارند كه آنها را از ساير رشتههاي علمي ممتاز مي سازد، زيرا در مقايسه با علوم ديگر، يكي از مؤلفههاي مؤثر در معضل اشتغال دانشآموختگان اين علوم به نامعلوم بودن جايگاه و تصوير اين علوم در عرصهی معرفت در جامعهی فكري ما باز مي گردد. ناروشنيها وكاستيهاي موجود در بنيهی نظري كشور، شناخت ناكافي از حيطهی كار علومانساني و توانمنديهاي آنها و نقش مهم و تعيينكنندهاي كه ميتوانند در اين حيطه داشته باشند، موجب شده است كه بهرغم آنكه در سطح نوشتارها و گفتارها به وفور از آنها نام برده ميشود، نقشي را كه معمولاً در ساير جوامع برعهده دارند، در جامعهی ما ايفا نكنند.
در عرصهی برنامهريزيها و تصميمهاي كلان و خرد كشور نيز، چه در مرحلهی هدفگذاريها و برنامهريزيها و چه در مرحلهی مطالعاتي كه ميتوانند در زمينهی تحقق عملي اهداف تعيين شده در برنامهها راهگشا باشند، به دليل احساس بينيازي كاذب، بسياري از جهتگيريها و اقدامات عملي صورت ميگيرد كه بدون اتكا به مطالعات بنيادين پيشين، براساس برداشتهاي محدود و غالباً سطحي مراجع برنامهريزي و تصميمگيري به اجرا گذاشته ميشوند، در حالي كه بسياري از اين مطالعات بايد در حيطهی علومانساني صورت گيرد.
بهعلاوه، نبودن معيارهاي روشن به لحاظ معرفتشناختي براي داوري دربارهی اصل هدفگذاريها و سپس چگونگي ارزيابي برنامهها و درنهايت، سنجش عملكردها حداقل زمينههاي لازم براي حركت با ثبات اين علوم را از آنها سلب كرده است.
گره نخوردن فعاليتهاي آموزشي و پژوهشي با روند عمل و اجرا نوعي كندي و رخوت را در اين رشتهها به همراه داشته است.
به دليل سردرگمي در هدفگذاريها و برنامهريزيهاي آموزشي و پژوهشي، حجم و كيفيت تربيت نيروي كارآمد آموزشي و پژوهشي و انطباق آن با نيازهاي كشور در بوتهی ابهام قرار گرفته است. اين در حالي است كه آمار تعداد مؤسسات آموزشي و پژوهشي، دانشجويان و دانشآموختگان اين رشتهها رشدي پرشتاب داشته و اشتغال آنان را به چالشي جدي مبدل ساخته است.