| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| آخرين اخبار |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: گزارش | |
| محمد نجفی |
اين مذهبي انقلابي اصلاحگر
نخستين نشست از سلسله نشستهاي نقد و بررسي كتاب علوم
انساني با بررسي كتاب راهنماي «در باب حكومت لاك»، روز دوشنبه، 14 ارديبهشت 1388 از
سوي جهاد دانشگاهي دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران، در تالار باستاني
پاريزي اين دانشكده برگزار شد.
در اين نشست عباس اسكوييان، مترجم كتاب و دكتر عباس منوچهري، عضو هيأت علمي گروه علوم سياسي دانشگاه تربيت مدرس حضور داشتند.
در آغاز نشست عباس اسکوییان، مترجم کتاب «در باب حکومت لاک» سخنانش را با ارايه توضيحاتي درباره رسالههاي لاك درباره مسايل سياس آغاز ميكند. وي با اشاره به كوشش لاك براي يافتن مباني متافيزيكي براي مباحث خود رسالهای در باب حکومت را نيز مستثني نميكند: شما در اين رساله هم مشاهده میکنید که لاك اراده خدا را دخیل ميکند. این موضوع بر اساس آن جوی بوده كه لاك در آن ميزيسته است. توماس، نویسنده کتاب در باب حکومت لاک، به این دو جنبه نظر داشته: از یک طرف خواسته کتاب را طوری بنویسد که به درد امروز ما هم بخورد كه به نظر من تا حدی موفق بوده است. از طرف دیگر بنیانهای استدلالهای لاک را هم آورده و در ادامه آنها را نقد هم کرده است؛ نقدهایی که خیلی اوقات پذیرفتنی هم هست. تا قبل از آن شاید چنینی چیزی به این قوت مطرح نبود که حکومت در قبال مردمش مسئول است و مردم هم باید به این حکومت اعتماد کنند تا این حکومت برای آنها کاری انجام دهد. اگر این اعتماد وجود نداشته باشد مردم میتوانند این حکومت را کنار بگذارند. این قرارداد هم نیست و در واقع از نگاه لاک ما با حکومت قرارداد هم نمیبندیم. این یک اعتماد و حس درونی است و ما باید حس کنیم حکومتی که الآن وجود دارد مشروع است و اگر این حس را از دست دهیم این امر به ما حق میدهد که به شکل محافظهکارانهتر یاحتی رادیکالتر در جهت تغییر نظام سیاسی بکوشیم. این ایدهها در کل هنوز زندهاند. اینکه مردم هستند که مشروعیت میدهند. ما اگر بخواهیم منشأ مشروعیت را به چیزی بیرون از مردم نسبت دهیم از نظر لاک در نهایت خیلی موفق نخواهیم بود.
وي در ادامه دو محور اصلي اين كتاب را چنين برميشمارد: یکی اینکه یک حکومت چگونه میتواند مشروع باشد؟ و دیگر اینکه چگونه میتوان حکومتی را که دیگر از نگاه مردم مشروعیت ندارد کنار گذاشت؟ یعنی چگونه اینکار توجیهپذیر است.
وي در پايان سخنانش با اشاره به اينكه لاک در نهایت به تئوری دموکراسی نميرسد پرسشي ديگر را مطرح ميكند: آیا این حکومت باید دموکرات باشد یا نباشد؟ لاک در این باره ساکت است. یعنی سیستم میتواند با دموکراسی بالا بیاید اما در نهایت حکومت دموکرات نباشد. در نهایت نویسنده کتاب اعتقادش این است که اگر لاک تبعات نظریاش را دنبال میکرد نظریهاش خیلی موفقتر ميبود.
در ادامه دكتر عباس منوچهری، عضو گروه علوم سياسي دانشگاه تربيت مدرس سخنانش را درباره اين كتاب آغاز ميكند: ما در حوزه اندیشه سیاسی به شکلهای گوناگونی میتوانیم به این کتاب بپردازیم. تا آن جا که بحث ترجمه کتاب است به نظر من ترجمه این کتاب یکی از روانترین کارهایی است که من خواندهام.
اما سواي بحث ترجمه اهميت خود كتاب است. مسألهاي كه آقاي اسكوييان درباره ارتباط كتاب با ما گفتند به اصلي كليتر برميگردد و آن اين است كه اساساً انديشه سياسي يا فلسفه سياسي حوزهاي است كه ميتوان گفت يكي از انضماميترين حوزههاي تأمل بشري است.
وي در ادامه چارچوبهاي اصلي را در رابطه با اين كتاب عنوان ميكند: يكي اهميت و جايگاه اين كتاب در انديشه سياسي به معناي اعم است. در اينجا بحث فلسفه سياسي است كه مطرح مي شود. چون ما انديشه سياسي را به معناي عام در نظر ميگيريم به اين معنا كه تفكري هنجاري است. هنجاري به اين معنا كه درباره آنچه نيست و بهتر است باشد سخن ميگويد. متأسفانه در خيلي از موارد اين هنجاري با هنجاري در جامعهشناسي اشتباه گرفته ميشود. هنجاري در حوزه جامعهشناسي به معناي موازين و ملاكهاي پذيرفتهشده و مسلط بر جامعه است. در حالي كه در انديشه سياسي كاملاً بر عكس است. هنجاري در اينجا به معناي طرح آن چيزي است كه نيست و بهتر است كه باشد.
منوچهري سپس با شاره به مذهبي بودن لاك، آثار وي را كاملاً مبتني بر تعاليم مسيحي ميداند: اصلاً دعواي اصلي لاك آمدن مجدد كاتوليسيسم به جاي پروتستانتيسم خاص انگليسي است. ما اينجا ضرورتاً با نمونهاي از فلسفه سياسي مواجه نيستيم چون در جايي كه بحث كليدي است اصلاً استدلال عقلاني نميكند گرچه انطباق اين دو را با هم مطرح ميكند. در چنيني مواردي استدلال شاهد براي درستي حرف لاك، متن مقدس و كلام الهي است نه استدلال فلسفي و عقلاني.
وي از چارچوب روششناسانه به عنوان چارچوب دوم در بررسي كتاب توماس نام ميبرد: اگر چه اين كتاب كتاب راهنماست اما كتاب راهنما درباره انديشه لاك نيست بلكه درباره يكي از رسالههاي لاك است. اين كتاب راهنما حول سه مفهوم كليدي درباره رساله دوم لاك بحث كرده است و آراي لاك را در مورد قرارداد اجتماعي، شورش و مالكيت بررسي كرده است. توماس در اين مسير از رويكرد فلسفي در كار خود استفاده كرده و معتقد است كه اين انديشه نبايد محدود به شرايط زماني و مكاني خودش باشد.
استاد علوم سياسي دانشگاه تربيت مدرس اين پرسش را به ميان ميكشد كه آيا اصلاً براي فهم آنچه كه توماس گفته است ما ميتوانيم فارغ از رابطه بين شرايطش انديشهاش را بفهميم يا نه: اشكال رويكرد فلسفي اين است كه فارغ از شرايط مي خواهد موضوع را بفهمد. اگرچه در اينجا از زمينه و شرايط سخن گفته مي شود. ولي الآن رويكردي كه در انديشه و شناخت آن ديده ميشود بيشترين كاربرد و به يك معنا اعتبار جدي پيدا كرده است مؤلف – زمينه است. آن چيزي كه الآن به مكتب كمبريج معروف است و از كنش گفتاري (Speech Act) به عنوان الگو استفاده ميشود. بنابراين بايد گفت كه متن به تنهايي براي ما كفايت نميكند.
منوچهري در ادامه با مقايسه اين كتاب راهنما با شرحهاي ديگر به عنوان چارچوبي ديگر در بررسي آن سخنانش را پي ميگيرد: مسأله لاك اين بوده است كه اين حكومت يا شخص دارد پايش را فراتر از محدوده خودش ميگذارد. در حالي كه در مورد روسو و قرارداد اجتماعي وضع كاملاً متفاوت است. قرارداد اجتماعي براي لاك كاملاً اصلاحگرايانه است. براي روسو همه چيز به انحطاط كشيده شده و بايد واژگون شود. اما توماس در اينجا به اين موضوع نميپردازد و ميتوان آن را به عنوان نقدي به اين كتاب مطرح كرد چرا كه توماس به خود آراء به معناي جهانشمول آنها پرداخته است.
توماس لاك را به يك معنا متفكري انقلابي ميداند. اما به نظر ميرسد كه توماس چند پارادوكس را مطرح كرده است: يكي اينكه لاك انقلابي محافظهكار است. ما نميتوانيم متصور باشيم كه كسي هم انقلابي باشد و هم محافظهكار. براي يك انقلابي تغيير اصل است و براي محافظهكار حفظ وضع موجود. پارادوكس ظاهري ديگر اين است كه لاك به يك معنا در يك شرايط تاريخي انقلابي تدافعي است و مي خواسته وضعي را كه قبلاً بوده دوباره مستقر كند يعني وضع قبل از چارلز دوم و جيمز دوم را كه ميخواستهاند تغييراتي بر خلاف سنت پذيرفته شده ايجاد كنند اما به يك معنا راديكال است به ويژه وقتي كه وجوه انديشه وي به ديگر كشورهاي اروپايي نفوذ ميكند. در واقع مي توان گفت كه لاك اين خصلتها را به طور همزمان دارد.
منوچهري يكي ديگر از مشكلات اصلي كتاب راهنماي توماس درباره رساله حكومت لاك را اين ميداند وقتي نويسنده ميگويد لاك چيزي را گفته است ما نمي دانيم بر چه اساسي اين سخن را ميگويد: يعني بيشتر مفروض نويسنده مطرح است. ما از كجا بدانيم لاك اين را گفته است و نه چيز ديگري را كه البته اين امر بيشتر خصلت شرح است. شما ممكن است واژهاي را كه متعلق به متني در قرن هفدهم است در قرن بيستم بخوانيد ولي معنايي كه شما الآن براي واژه در ذهن دارد حتي متضاد معناي آن در قرن هفدهم باشد. بايد هميشه در نظر داشت كه مفاهيم در متن خاص خودشان معنا دارند.
منوچهري در پايان با آوردن مثالهايي درباره اين موضوع كه توماس فهم خودش را از موضوع مفروض گرفته است سخنانش را خاتمه ميدهد: اين موضوع در شرايط امروز ما هم مشاهده ميشود. مثلاً دو مفهوم مثل جامعه مدني و آزادي را ميتوان در نظر گرفت. در سال 1376 جامعه مدني در ايران مطرح شد كه مباحث شكل گرفته پيرامون آن آشكار ميكند كه جامعه مدني لاك با آن چه ما در نظر داشتهايم متفاوت است. جامعه مدني براي لاك شكل دولت است نه نوع جامعه. لاك سه مفهوم را مكرراً به جاي هم به كار ميبرد: جامعه مدني (Civil Society)، جامعه سياسي (Political Society) و دولت مدني (Civil Government). از نظر لاك جامعه مدني نوع متفاوتي از جامعه نيست و اصلاً به آن نگاه اجتماعي ندارد. بنابراين استفاده صرف از مفاهيم و ارجاع به آنها نميتواند به تنهايي راهگشا باشد.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| سایتهای مرتبط |
![]() |
| جستوجو در اينك فلسفه |
|
|
| از سایتهای دیگر |
|
:: گفتوگو با حمید طالبزاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران :: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم :: در ستایش زبالهگردی :: غبارزدایی از چهره سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب :: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟ :: ما روشنفکر بومی نیستیم :: اهمیت رواج فلسفه در مدرسههای ایران :: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی :: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال :: همنشینی با افلاطون و دریدا :: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ :: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکاملگرایی :: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
all rights reserved © 2008 Isphilosophy استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |