تبليغاتX
اینک فلسفه
صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس

خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربه‌هاي ديگر



موضوع: یادداشت |  

احمدعلي حيدري*

 

اگر به تأسي از سقراط بپذيريم که فلسفه با حيرت و پرسش آغاز مي شود جاي دارد بپرسيم که چه زمينه اي مجال لازم را مي دهد به پرسش هاي فلسفي و تاملاتي که به حيرت راه مي برند. از جمله ويژگي هاي بارز آموختن در نظام هاي آموزشي عموماً و نظام هاي دانشگاهي خصوصاً اين است که متعلم به اقتضاي برنامه آموزشي موجود که آن هم با توجه به مصالح فرهنگي آن سرزمين تدوين شده است، دوره هايي را طي مي کند تا در پايان بتواند در تحقق بخشي به آرمان ها و غايات که بزرگان آن ديار در سر دارند، نقشي ايفا کند. به هنگامي که اين موسسات آموزشي و تعليمي تحصيل حقيقت را وجهه همت خويش سازند و همه مولفه ها و عناصر کسب علم را -هم از حيث محتوا و هم از حيث صورت- در اين جهت سازمان دهند و خيال شان از نتايج برآمده از تتبعات و آزمون هاي معرفتي محصلان آشفته نشود، چه بسا در دوره اي واقع شده باشيم که ظهور متعاطيان اصيل فلسفه در آن دور از انتظار نباشد. اما آيا چنين بوده است و چنين توقعي بيش از اندازه آرماني نيست؟ بيش از اندازه آرماني است با اين ملاحظه که غالباً سازمان ها و موسسات آموزشي- دانشگاهي غاياتي را مدنظر قرار مي دهند که ربطي بلافصل با مقاصد سياسي و اجتماعي آنان دارد. آن جايي که همت افلاطون، پدربزرگ فلسفه با خواست به ظاهر صادقانه ديونيزيوس در برپايي نظامي بر پايه اعتلاي معرفت حقيقي طرفي نمي بندد، نبايد بسيار اميدوارانه به اجرايي شدن باورهايي از اين دست در ميان خودمان اميد بست.

تفاوت راهبردهاي نظام هاي مستقر و حاشيه نشينان مخالف همواره دو صورت متمايز از برنامه هاي آموزشي را رقم زده است. از صدر تاريخ تفکر فلسفي، آن جا که شاهد منازعه سقراط شهرآشوب با شوراي قانونگذاري آتن هستيم تا دهه هاي چهل و پنجاه جامعه خودمان که با دو جريان متفاوت در عرصه مطالعات و تتبعات فلسفي مواجهيم. در اين ميان آنچه که فعاليت هاي فلسفي اين دو جبهه را اصالت مي بخشد ميزان تحري آنها به حقيقت است. نبايد از نظر دور داشت که حتي ممکن است يک انديشمند متطور در دو دوره از حيات خودش به تدوين دو نظام تعليمي متفاوت دست زند. افلاطون نمونه اي از چنين کساني است. افلاطون رساله جمهوري با آن برنامه عريض و طويل گزينش اهل فلسفه، البته افلاطون نامه هفتم نيست که فلسفه را «آتشي» مي داند که تنها در پرتو همکاري دروني و معنوي فلسفه دوستان و در نتيجه بحث و مذاکره متوالي تحقق مي يابد. شيخ الرئيس ابن سينا را در عداد بزرگان فلسفه ايران مي شناسيم. او بر اين باور است که براهين فلسفي بايد از چنان مبادي اي برخوردار باشند که شکوک بدان راهي نيابند. دانش آموز فلسفه طالب حقيقت بايد روش هاي برهاني و فهم عقلاني را تحصيل کند و در مواجهه با آنچه که به نام برهان بر او عرضه مي شود چنان موضعي اتخاد کند که «کانه حصل في العالم دفعه و هو مميز و لم يعود شيئا و لم يودب و لم يلتفت الي حاکم غيرالعقل و لم ينفعل عن الحياء و الخجل فيکون حکمه خïلقيا لاعقليا...» يعني به هنگام خريد متاعي که به نام فلسفه به او ارائه مي شود، چنين فرض کند که «ناگهان، هم اينک در عالم هستي قدم گذاشته است و توان تمييز هم دارد و به چيزي عادت نکرده و تحت تاديب هم نيست و به چيزي غير از عقل التفات نمي کند و از حيا و خجالت منفعل نمي شود چه در اين صورت حکم وي خلقي خواهد بود و نه عقلي و...» بر مبناي اين تلقي که براي آن نمايندگاني در سنت فلسفي مغرب زمين همچون دکارت مي توان يافت، طالبان فلسفه بايد خود راه فلسفه را بپيمايند زيرا در اين عرصه تقليد جايز نيست. اما آيا مي توان در اين مواجهه ها از قبيل «انسان هاي معلق» يا «کوجيتو هاي مجرد» از شرايط زيستي بود. هايدگر به خوبي اين نکته را تبيين کرده است که نبايد معرفت آ دمي را تنها در نسبتي سوبژکتيو با جهان تبيين کرد. تازه از توجه به بسته بودن آدمي به شرايط انضمامي و انحيازي وجودي اش است که مجال تبيين نظري دانش فراهم مي شود. با اين توجه است که رفتارهاي انديشمندان و فيلسوفان هر دوره را نبايد منتزع از فرهنگ و سنت شان ارزيابي و تحليل کرد. اينها مولفه هاي تاريخي، فرهنگي و زيستي معيارها و قواعدي را در دست متفکران مي گذارند که به آنها طريقتي متناسب با اين فروافتادگي ارائه مي کند. تبيين فهم انسان ها و تبيين فهم ادواري که در آن زندگي مي کنند پيوسته مستلزم شناخت پيش دانسته هايي است که آرا و افکار آنان را رقم زده است. از سال 1313، زمان تاسيس دانشگاه تهران، دانشگاه مادر، در دانشکده ادبيات و علوم انساني فلسفه تدريس مي شود و اکنون در دانشگاه هاي ديگر تهران، علامه طباطبايي، شهيد بهشتي، آزاد و در شهر هاي قزوين، تبريز و اصفهان نيز فلسفه تدريس مي شود. مجامع دانشگاهي تدريس فلسفه به اقتضاي خصيصه طبيعي فراسياسي دانشگاه به اين نکته توجه داشته اند که در تاليف برنامه هاي درسي با نگاهي تاريخي به تحولات فلسفه و نظام هاي فلسفي در عالم غربي و اسلامي تا حدودي از حواشي هاي فلسفي که پيوسته متاثر از شرايط سياسي و اجتماعي است به دور باشند. فلسفه در مقام يک رشته دانشگاهي که بهره مند از شايستگي هاي ذاتي است، تحصيل مي شود. و تحصيل در معناي حقيقي لفظ مقتضيات خاص خود را مي طلبد؛ صبوري و متانت، دوري از نگاه متفننانه، توجه به فرآيند بسط فلسفه و روابطي که با ديگر شاخه هاي معرفت دارد. از اين منظر از حضور مستقيم عناصري که نماينده شرايط سياسي و اجتماعي ويژه آن دوره هستند ابا ورزيده مي شود يا دست کم اين که کوشش مي شود چنين وانمود کنند که شأن دانشگاه اجل از اين است که در تدوين انتظامات درسي خود در دام شرايط روز افتد. همين ملاحظه، اندکي به تدوين انتزاعي دروس فلسفه به حد استطاعت و تهيه منابع مربوط به آن اعم از ترجمه و تاليف کمک کرده است، از متدولوژي و روش تحقيق مرحوم مهدوي تا ترجمه تاريخ فلسفه کاپلستون. در اين ميان فلسفه ورزان غيردانشگاهي عمدتاً با توجه به اقتضائات اجتماعي و نيازهايي که ناشي از شرايط روز است به فلسفه اقبال دارند. با اين ملاحظه اشتغالات فلسفي انفعالي اند. آثار اين شرايط اعم از تاليف و ترجمه پيوسته از صبغه و بوي شرايط تکويني شان متاثرند. آيا وجود اين همه قيقاچ و ناهماهنگي در ترجمه هاي آثار فلسفي در دهه هاي اخير سرزمين مان گواه مناسب اين وضع واکنشي نيست؟ نبايد از نظر دور داشت که شرايط ناشي از رويارويي فرهنگي ايران و غرب و ناکامي هاي مکرر ما در عرصه هاي نظامي، سياسي و علمي و کوشش براي يافتن راه حل هاي عجالي براي مقابله و گذار از اين شرايط زمينه هاي اصلي پيدايش اين آثار بوده اند.گفتيم که فلسفه از منظر بزرگاني مانند ابن سينا تحري به حقيقت است و در آن تقليد و انفعال جايز نيست. نيز اشاره اي کرديم به اين که آدمي معلق از شرايط زيستي و وجودي اش نيست و همواره مايل است که در ديگ تالاتش طعامي طبخ شود که دستگير خرسندي و کمال حالي وي باشد. رويکردهاي انضمامي به شرايط انحيازي منبعي است که قوه انديشه و تامل مان را به جريان مي اندازد و محصول آن آثار روزآمدي و کارآمدي است که ناظر به نسخه هاي پراگماتيک براي درمان مصائب سرزمين هايي است که خود را فرودست مي دانند. فلسفه که دوستي حقيقت است در اين جايگاه ممتاز قرار دارد که مسائلش را از اين شرايط برآورد و در ارجاع آنان به مبادي از حمايت توان تاليفي و وحداني معرفت وجودي بهره مند مي شود. پس فلسفه در محافل غيرآکادميک و مجامع دانشگاهي دو جزء بسيار لازم براي ترکيبي هستند که اگر صورت بندد، شايد عارضه تب غرب زدگي و رخوت مفاخره نازا به سنت را درمان کند. الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا.

 

* احمدعلي حيدري عضو هيات علمي گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي

اين مطلب پيش از اين در روزنامه شرق منتشر شده است.

 

لینک مستقیم به مطلب

Share/Save/Bookmark



آخرین مطالب
:: دانلود خلاصه مقالات فارسي همايش بين‌المللي فلسفه اسلامي و چالش‌هاي جهان امروز
:: پوسترهاي همايش بين‌المللي فلسفه اسلامي و چالش‌هاي جهان امروز
:: کانت ایرانی به روایت دکتر مجتهدی و دکتر کلباسی
:: «رودكي» و مطالبي درباره هيچكاك، دن چاون و هرتا مولر
:: چه چیز، اثر هنری است؟؛ درباره کتاب «پرسش از هنر»
:: هنر در عصر رنسانس؛ درباره کتاب «هنر رنسانس»
:: بوناونتورا و فلسفه اسلامی
:: عليا «جنبش پديدارشناسي» را ترجمه مي‌كند
:: همايش بين‌المللي «فلسفه اسلامي و چالش هاي جهان امروز» برگزار مي شود
:: دوره آموزشی فلسفه علم برگزار مي‌شود
:: کرامت زن از نگاه ابن‌عربی بررسي مي‌شود
:: نشست نقد و بررسی «نامه‌های ایرانی» مونتسکیو برگزار شد
:: نشست «دين و حقوق بشر در فلسفه سياسي جان راولز» برگزار مي‌شود
:: امير نصري و كتاب‌هايي درباره هنر مسيحي
:: درس‌گفتار‌هایی درباره ایمان
:: «درسگفتارهایي در فلسفه اخلاق» در میزگرد خبرگزاری مهر نقد و بررسی شد
:: نوامیس؛ کتاب پنجم (Ε)
:: گزارشی از سخنرانی دکتر کریم مجتهدی در نشست «توفان و جهش روحی در تفکر آلمان»
:: گزارشی از سخنرانی محمد علی موحد در نشست «در باب فیه ما فیه»
:: فلسفه در جی. ان. یو
:: توفان و جهش روحی در تفکر آلمان بررسی می‌شود
:: دو كتاب جديد از مسعود عليا در راه است
:: فراستخواه: با «امر فرهنگی و نحوه مواجهه گفتمان‌هاي ایرانی با آن» مي‌آيم
:: زندگي همين چيزي‌ است كه هست
:: گزارشي از سخنراني ویکتوریا طهماسبی با موضوع «ديگري در لويناس»
:: اخلاق حرفه‌ای و موضعي روشن از اخلاق هنجاری
:: کتابی برای سنجشگرانه زیستن
:: هم دانش، هم مهارت
:: فلسفه با نومیدی مخالف است
:: آیا فلسفه بخوانیم؟


 


 


سایت‌های مرتبط



جست‌وجو در اينك فلسفه


از سایت‌های دیگر

:: گفت‌و‌گو با حمید طالب‌زاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران

:: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم

:: در ستایش زباله‌گردی

:: غبارزدایی از چهره‌ سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب

:: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟

:: ما روشنفکر بومی نیستیم

:: اهمیت رواج فلسفه در مدرسه‌های ایران

:: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی

:: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان

:: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی

:: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال

:: همنشینی با افلاطون و دریدا

:: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ

:: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکامل‌گرایی

:: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان

عضویت در خبرنامه





دعوت از دوستان














all rights reserved © 2008 Isphilosophy
استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است
نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست