| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| آخرين اخبار |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: گزارش | |
| محمد نجفی |
ترجمهای دورانساز از کتاب مقدس
نشست نقد و بررسي ترجمه كتاب «عهد جديد» با حضور پيروز سيار، مترجم كتاب و با سخنراني دكتر مصطفی ملکیان، كامران فاني و بهاءالدين خرمشاهي برگزار شد.
اين نشست روز سهشنبه 10 ديماه، ساعت 15 تا 17در محل مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران و از سوی انجمن حکمت و فلسفه ایران و با همکاری نشر نی برگزار شد. گزارشی از این نشست را میخوانید.
وقتی خرمشاهی یک قصیده بدهکار میشود
کمتر از 48 ساعت مانده به پایان سال 2008 مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران میزبان مترجم کتابی است که هماکنون بیش از دو میلیارد نفر از انسانهای هماکنون زنده آن را ارج مینهند. عهد جدید که مشتمل بر اناجیل اربعه و چندین متن دیگر است که بر بسیاری حوزهها تأثیر بی چون و چرایی داشته است و دارد. پیروز سیار که به گفته خودش چهار سالی روی ترجمه متنی که در واقع بخش عهد جدید کتاب مقدس اورشلیم است و یک سال و نیمی نیز طول کشیده تا وزارت ارشاد مجوز انتشار آن را صادر کند در این نشست حضور یافت تا هم شنونده سخنان بهاءالدین خرمشاهی، کامران فانی و مصطفی ملکیان باشد و هم خود توضیحاتی در باب کار سترگی که به سرانجام رسانده است ارایه دهد. نشستی که بسیار کسان دیگر چون شاپور اعتماد که گرداننده جلسه نیز بود، ضیاء موحد، حسین معصومی همدانی، سروش دباغ و دیگر اساتید و صاحبنظران حوزه علومانسانی دلیلی بر اهمیت حاصل کار پیروز سیار داشت. آنگونه که شاپور اعتماد هم در آغاز نشست ظاهر کتاب را نشانه عظمت کاری دانست که برای اولین بار است که در ایران عرضه میشود.
بهاءالدین خرمشاهی که سابقه ترجمه قرآن را در کارنامه خود دارد نخستین سخنران نشست بود. وی در باب اهمیت کتاب مقدس سخنانی گفت و اینکه از انجیل، عیسی و مریم فوقالعاده به نیکی در قرآن یاد شده است، با تصریح و تأکید بر اینکه اینها جزئی از تحریف نیستند. بنابراین «سزاوار بود که وزارت ارشاد مجوز این کتاب را بدهد و حتا شاید زودتر از این هم. چرا که از کتب مقدس الهی است و برای پیروان آن تقدس دارد و برای ما هم همان تقدس و احترام را دارد. اگر چه ما به آن عمل نمیکنیم اما به آن احترام میگذاریم و دلیل تعلل و تأخیر روشن نیست اگرچه نیکفرجام بوده و من به وزارت ارشاد هم تبریک می گویم که این همدلی را با دین بزرگ توحیدی مسیحیت نشان داده است.» خرمشاهی در ادامه اما بیشتر از مواجهه خود با ترجمه پیروز سیار سخن گفت: «در یک هفتهای که گذشت من مسحور مطالعه و تأمل در این کتاب شگرف عهد جدید بودم و از کار فوقالطاقه و فوقالعادهای که استاد پیروز سیار انجام دادهاند شگفتزده شدم. چه برای کسی که اندک ممارستی در دینپژوهی دارد و چه برای کسی که نزدیک چهارصد نقد کتاب نوشته و کتابها را دوست داشته یا سعی کرده به آنها منتقدانه نگاه کند با همان چشم، با همان ممارست و سابقه نگاه میکردم و حیران میشدم. از این همه دقت، از این همه صحت و از این همه موفقیتی که ایشان در انتقال معانی به دست آوردهاند. من کاری بزرگتر از این نمی شناسم که توسط یک ایرانی ولو در سدهها انجام شده باشد.»
وی وجوه اهمیت کار را یادداشتهای پای صفحه، یادداشتهای کناری و ... که یا معنایی را روشن میکند یا مشابهی را در سه انجیل دیگر یا 26 کتاب دیگر نشان میدهد عنوان میکند. «ایشان بر مبنای ترجمه مهمی کار کردهاند. ترجمه فرانسوی اورشلیم. من کنجکاو بودم که اورشلیم به چه معناست. بعد معلوم شد که یک انجمن یا مؤسسه بایبلشناسی اورشلیم در پاریس وجود دارد که ترجمهای مهم و گروهی از متن قرن چهارمی عمدتاً یونانی عهد جدید انجام دادهاند. این ترجمه چندان موفق و دقیق از کار در آمده که به بسیاری از زبانهای دیگر اروپایی و غیراروپایی ترجمه شده است. البته جناب سیار به 9 ترجمه فرانسوی دیگر هم مراجعه میکردند و به 7 ترجمه موجود در فارسی هم از آغاز تاکنون رجوع داشتهاند که از مقدمه ایشان این گونه بر میآید. مقدمه بسیار خوبی نوشتهاند درباره ترجمه مبنا و کار خودشان و بعد هم مقدمهای بلند هم هست که درباره اناجیل اربعه یا بلکه عهد جدید است که همه 27 کتاب را در بر میگیرد و بسیار پر اصطلاح است.»
دو چیز خرمشاهی را به شگفت واداشته است: یکی نظم و سامان کتاب با وجود این همه پانویس و کنار نوشته و تحشیههای دوسویه و دیگری نثر ترجمه که در نهایت زلالی و شیرینی و شیوایی و روشنی و خوبی است، به طوری که هیچ نیازی به باز کردن قلاب در هیچ کجا نبوده است. البته پانویسها کمک میکرده است که نیازی به قلاب و پرانتز نباشد. ترجمه متن مبنا هم میبایستی ترجمه اندک تفسیرآمیزی باشد. نثر ترجمه نثری است که با یک عمر کار فرهنگی به دست میآید. کار چهار سال اخیر نیست. ایشان به درستی فرمودند چهار سال و بیست سال. از بنده هم میپرسند که روی ترجمه قرآن چه قدر کار کردی همیشه گفتهام چهار سال و چهل سال. شاید بیش از 200 ـ 300 صفحه از این متن را من خواندهام. در هیچ جا نبود که من بگویم مراد چه هست یا بگویم این کلمه زیر دندانم میآید یا کلمات نامناسب و برساختههای جانیفتاده و بیسلیقه وجود داشته است. همهجا راحت، همهجا مفهوم، همهجا معنیبخش که به سرعت خواندن معنا میداد و اگر کسی هم بخواهد فنی و با دقت بخواند باید با پانویسها و کنارنویسها بخواند و شاید از همینها بعدها متنی یگانی پدید آید تا مشترکات چهار انجیل متناظر یا به تعبیر ایشان نظیر را نگه دارند و اختلافاتشان را فروبریزند تا متنی واحد پدید آید که در گذشته فارسی زبان هم چنین کاری انجام شده و ایشان هم اشارهای کردهاند.
به هر حال هر چه در این کار دیدم، دقت و صحت و کلمات عمیق علمی و کاربرد دانشهای چندگانه و شناخت عمیق کتاب مقدس بود و آنچه لازمه آن است. باری، من هر وقت به اعجاب میافتم معمولاً دلم میخواهد قصیدهای هم بگویم که این قصیده طلب جناب آقای سیار از بنده باشد که با این قصیده حداقل شیدایی و شیفتگی خودم را به کار سترگ ایشان بیان کنم.
چند نکته قابل بحث هم یادداشت کردهام که خدمت ایشان تقدیم میکنم که یک مورد غلط تایپی بوده است و بعد هم چند تا پیشنهاد اصلاحی که مثلاً نقشه الهی را میشود بهتر ترجمه کرد مثل خواست الهی یا اراده الهی. یا اینکه کلیسا دو معنی دارد، یک معنی همان نهاد معروف است و معنی دیگر آن مؤمنان اولیه است. یا مثلاً در جایی اسفار اولیه را گفتهاند که مکاشفات الهی خوانده میشود در حالی که اگر وحی میفرمودند دقیق تر بود.
ترجمهای دورانساز
کامران فانی به درستی در ابتدای سخنانش بر این نکته تأکید میکند که گاهی برای بررسی ترجمهای جدید لازم است به سابقه ترجمههای دیگر از آن کتاب هم توجه شود و در واقع در پرتو تاریخ گذشته به بررسی ترجمه جدید پرداخته شود. وی دلیل دیگری نیز میآورد و آن دورانساز بودن این ترجمه است. وی در ادامه به طرزی شگفت و بی هیچ یادداشتی به تاریخ ترجمه این کتابمیپردازد. «اولین بار که ما برمیخوریم که در جایی از ترجمه فارسی اناجیل صحبت میشود سخنی است که یوحنای زریندهن، اسقف و متکلم برجسته مسیحی قسطنطنیه در قرن چهارم میلادی بیان میکند و میگوید کتاب مقدس به زبان فارسی که احتمالاً پهلوی منظورش بوده ترجمه شده است، یعنی در زمان ساسانیان که البته هیچ چیزی از آن در دست نیست. بعد از آن در اوایل اسلام بخشهایی از آن به عربی ترجمه شد اما من به ترجمه فارسی بر نخوردم تا اینکه میرسیم به قرن هفتم هجری. در این قرن است که آغاز جدی ترجمه کتاب مقدس به فارسی آغاز میشود. در این جا منظورم عهد جدید است اما در کنارش ترجمه عهد قدیم هم انجام میشده است. اولین ترجمه به نام کتاب دیاتسرون معروف است. دیاتسرون متنی بوده است که در حدود قرن پنج و شش میلادی اناجیل چهارگانه را به زبان سریانی خلاصه کرده است. در قرن هفتم از این کتاب سه ترجمه فارسی انجام می شود. علتاش هم این است که در دربار مغول همانطور که میدانید آزادی مذهب زیاد شده بود. در نتیجه آشنایی با مذاهب مختلف خیلی رواج پیدا کرده بود و اینکه شما به یک باره می بینید که ترجمه اناجیل خیلی مورد توجه قرار میگیرد به دلیل این جو عمومی است. به هر حال این دیاتسرون ترجمه میشود و در رم در حدود 950 میلادی چاپ میشود. اخیراً انتشارات اساطیر این کتاب را زیر چاپ دارد که همین طور که گفتم قدیمیترین ترجمه انجیل به زبان فارسی است. این ترجمه از سریانی است و مترجم آن هم شخصی است به نام عزالدین محمود مظفر که از زبان سریانی ترجمه کرده و ظاهراً هم مسیحی نستوری بوده است. در کنار آن، دو ترجمه دیگر هم هست. بعد از این دورهای وقفه ایجاد میشود تا میرسیم به قرن دهم یا یازدهم هجری - شانزدهم یا هفدهم میلادی که باز هم دورهای از ترجمه عهد جدید و به ویژه اناجیل آغاز میشود. در دربار اکبرشاه در هند دو ترجمه به فارسی انجام شده است. در دربار شاه عباس سه ترجمه انجام شده است که نسخههای برخی از آنها در دست است. بعد از دوره شاه عباس و در اوایل سلطنت شاه سلطان حسین ترجمهای دیگر از خاتونآبادی چاپ میشود که آن هم اخیراً چند سالی هست که چاپ شده است. در دوره نادرشاه باز به دورهای بر میخوریم که باز هم ترجمه شروع میشود چون نادرشاه هدفش این بوده که مذاهب مختلف را به نحوی بشناساند تا بعد از تجربه دوره صفویه در واقع به نحوی تقریب بین مذاهب را انجام دهد. بعد از آن دیگر هیچ ایرانیای همت نمیکند اما به جای آن مسیونرهای مذهبی به خصوص پروتستان به انجام ترجمه فارسی اقدام میکنند. اولین شخص و مهمترین شخص در این حوزه کشیشی بوده به نام هنری مارتین که کتاب مقدس را به کمک یکی دو ایرانی به فارسی ترجمه میکند و خودش هم به ایران میآید و بعد به هند میرود و در همانجا روی ترجمهاش کار میکند و متن کامل آن را چاپ می کند. بعد از او ترجمهای دیگر هم انجام میشود و مجموعه این دو را شخصی به نام رابرت بروس که همه ما باید مدیون وی باشیم در سال 1904منتشر میکند. این ترجمه، همان ترجمهای است که در صد سال اخیر همه ایرانیان با آن آشنا هستند، با آن زبان خاص و لهجهداری که تأثیر بسیاری بر ادبیات فارسی ما گذاشته است. به همین دلیل هم بوده که رویکرد ما همیشه نسبت به عهد جدید و عهد قدیم بیشتر ادبی بوده است. در حدود بیست سی سال پیش انجمن کتاب مقدس دو ترجمه دیگر هم منتشر میکند که به زبان سامی هستند و بیشتر هم ترجمههای تفسیری هستند که خیلی ساده و روان و مفهومیاند اما به نظر من دقت لازم را ندارند برای کتابی بسیار بسیار مهم که باید به هر واژه آن به دقت توجه شود. این در واقع سیر گذشته این کار است. اما حالا که ما با ترجمهای جدید به همت یک ایرانی مواجه هستیم متوجه می شویم که آقای پیروز سیار چه کار مهمی را انجام داده است که تقریباً بینظیر است. از مدتها پیش خود من این خیال را داشتم که ترجمه 1904 را ویرایش کنم، ترجمهای که لحن بسیار خاص و مؤثری دارد اما پر از ابهامات است. جملات کممعنی و بی معنی زیاد دارد، اصطلاحات عجیب و غریبی دارد که نه فارسی است و نه عربی و به هر حال این ترجمه به سادگی قابل فهم نیست مگر این که آدم از لحن آرکائیک آن خوشش بیاید که حتماً هم میآید. نظر من بر این بود که این ترجمه ویراستاری و لغات جدید جانشین لغات قدیمی شود و با توجه به تحقیقاتی که به خصوص در مورد عهد جدید شده بود ترجمهای جدید بر مبنای همان ترجمه قبلی چاپ کنم که این کار انجام نشد. دومین مسأله این بود که این ترجمه در واقع ترجمه روایت پروتستانی انجیل است و ما تا حالا هیچگونه روایت کاتولیکی از کتاب مقدس که گستردهترین مذهب جهان مسیحیت است نداشتهایم. در واقع ترجمه کتابهای عقیدتی بدون یک جور پیشزمینه تئولوژیک یا کلامی ممکن نیست که ترجمه شود و به هر حال هر کسی با یک جور نگاه خاص ترجمه میکند. بنابراین ترجمهای که آقای سیار از این کتاب ارایه کرده اولین روایت کاتولیکی ترجمه عهد جدید است و از این نظر به نظر من خیلی مهم است. امروزه توجه به الهیات مسیحی در ایران زیاد شده است و ما شاید در گذشته تقریباً هیچ کتابی راجع به کلام مسیحی نداشتیم اما امروزه دهها کتاب منتشر شده و اصلاً مؤسسهای هست که کتابهایی راجع به مسیحیت، الهیات مسیحی و کلام مسیحی در میآورد. الآن به طورجدی تحقیق درباره این کتاب در ایران آغاز شده و بنابراین لازم بود که عهد جدید به فارسی جدید و با دقت و صحت ترجمه شود. از این نظر است که من ترجمه آقای پیروز سیار را ترجمهای دورانساز میدانم که آغاز تازهای برای پژوهشهای دینی در پی خواهد داشت.
فانی پس از این تاریخچه، میکوشد به طور خلاصه به ساختار کتاب نیز اشارهای کند تا نشان دهد که این کتاب میتواند منبع اصلی تحقیق درباره مسیحیت برای ما باشد. «ایشان متنی را انتخاب کردهاند که متن معتبری است؛ یعنی همان کتاب مقدس اورشلیم که بخش عهد جدید آن ترجمه شده است. نکتهای را هم که باید بگویم این است که آقای سیار قبل از اینکه این کار را انجام دهند کار مهم دیگری هم انجام دادهاند. میدانید که درباره عهد قدیم بین پروتستانها و کاتولیکها اختلاف وجود دارد و ترجمهای که ما از عهد قدیم در دست داریم باز هم روایت پروتستانی آن بوده است. در روایت پروتستانی شاید بیش از 7 کتاب حذف شده یعنی در ترجمههای استاندارد آن کتابها را نمیآورند. کلیسای کاتولیک برعکس آنها را قبول دارد و معتقد است همان ارزش الهی و وحیانی را دارد و فقط کمی ارزششان پایین تر است. پروتستانها اما اگر هم این کتابهای عهد قدیم را چاپ کنند آنها را جداگانه منتشر میکنند. آقای سیار اولین کاری که کرد این بود که شروع کرد به ترجمه بخشهایی از عهد قدیم که تا حالا به فارسی ترجمه نشده بود و با نام "داستانهایی از عهد عتیق" چند سال پیش چاپ شد که خیلی هم مورد توجه قرار گرفت و نشان داد که باید خلاء فقدان برخی از کتابهای مقدس در زبان فارسی را پر کنیم. بنابراین ایشان با انتخاب متن اورشلیم کوشید که در واقع این کمبود و نقصانی را که ما در مورد آشنایی با عهد جدید داشتیم جبران کنند.»
فانی اما گویا باز هم نمیتواند از کوشایی و پیگیری سیار در انجام این کار مهم بگذرد: من از ابتدادر جریان کار آقای سیار بودم و پیگیری و کوشایی بینظیر ایشان را در کار می دیدم که با چه عشق و علاقه و ایثاری دست به این کار زدهاند و من کمتر مترجمی رادیده بودم که برای یک کتاب مفرد و تنها چنین برنامهریزی بسیار منظم و جدی و درازی را داشته باشد و سرانجام هم کار را به اتمام برساند.
وی اما عاقبت سخنانش را در باب خود کتاب میآغازد: کتابی که ایشان ترجمه کرده متن کامل عهد جدید است. معمولاً ما وقتی از عهد جدید سخن میگوییم که در قدیم هم این طور بوده، فقط اناجیل مدنظر است و در ترجمههای قدیم هم فقط انجیلها بود و تا همین ترجمه جدیدی که اروپاییها انجام دادند ما به هیچ وجه با بخشهای دیگر عهد جدید جز اناجیل چهارگانه آشنایی نداشتیم. آن هم بخشهایی که خیلی مهم است و اصلاً کلام مسیحی و الهیات مسیحی مبتنی بر آن بخشهاست نه بر چهار انجیل اول.
کتاب ایشان همانطور که گفتم کتابی تحقیقی است که مقدمهای مفصل راجع به کل عهد جدید دارد که بحثی تاریخی راجع به آن کرده است و هر بخش از کتاب یا هر فصل از آن هم مقدمهای مفصل دارد.
در قسمت دوم یعنی اعمال رسولان که از نظر تاریخی فوقالعاده مهم است نیز باز مقدمهای مفصل وجود دارد و بعد به نظر من میرسیم به مهمترین بخش عهد جدید که نامهها یا رسالت پولس است و اهمیت بسیاری در کلام مسیحی دارد. به خصوص به نظر من مسیحیت را آنگونه که هست بدون توجه به این بخش به خصوص نامه معروف پولس به رومیان و کرنتیان نمیتوانیم بشناسیم.
به زعم فانی مسیحیت صرفاً بر مبنای انجیلها قابل شناخت نیست و بدون آشنایی با نظرات سنت پل کل مسیحیت را نمیتوان شناخت: مقدمه نامههای سنت پل سی چهل صفحه است و نشان میدهد توجه اصلی متخصصین مسیحی در فرانسه چه بوده است و در ادامه به مکاشفات یوحنا میرسیم. خود این مقدمات یک دوره اطلاعات خیلی موجز ولی مهم را در اختیار ما میگذارد. در ترجمه ایشان هم البته دو بخش مهم وجود دارد: یک بخش ارجاعاتی است که در کنار صفحات وجود دارد و در آنها به نظیر آن آیات ارجاع داده شده است و بنابراین شما هزاران ارجاع را در این کتاب میبینید و بنابراین برای کسی که میخواهد تحقیق کند این ارجاعات بسیار کار را راحت کرده است.
بخش مهم دیگر پانویسهاست. خواندن این گونه کتابها بدون اینکه با توضیحات همراه باشد بیفایده است و برای فهم کتاب مقدس و عهد جدید بدون این پانویسها چیز زیادی نصیب شما نخواهد شد. بیش از دوسوم این کتاب پانویس است و تقریباً برای هر آیه توضیحات مفصلی آورده شده است. در واقع آقای خرمشاهی هم در ترجمه قرآن همین کار را کرده بودند تا شما بتوانید در همانجا لااقل اطلاعات اولیهای را راجع به معنی و مفهوم آیه به دست آورید.
فانی این پانویسها را دارای اهمیت بسیار میداند زیرا «این بخش به آقای سیار کمک کرده تا بتواند این کتاب را به خوبی ترجمه کند. به هر حال این ترجمه ترجمه سادهای نیست و خیلی هم راجع به هر آیه آن بحث میشود.» اما در پایان کتاب فهرستهایی آوزده شده است که آنها نیز برای کار تحقیقی بسیار مهماند. به ویژه فهرست واژگان کلیدی و فرهنگ پنج زبانی فارسی، عربی، انگلیسی، فرانسه و یونانی از اعلام کتاب مقدس که بسیار کاربردیاند. «آقای سیار درباره ضبط کلمات دقت فوقالعاده زیادی کرده است و مثلاً ضبط یونانی کلمات را با ضبط کمابیش من در آوردی عربی که سابقاًً در متون عربی و فارسی ما بوده آورده است. به هر حال درباره ضبط کلمات هم این موضوع به ما بسیار کمک خواهد کرد تا اگر ما در جایی واژههایی دیدیم از همین ضبط استفاده کنیم اگر چه ایشان بسیاری از ضبطهای جا افتاده را هم - به خصوص اگر عبری یا آرامی باشد - حفظ کرده و به نظر من فهرستی بسیار مناسب در اختیار کسانی که دنبال کتابهای اعلام هستند قرار داده است.
اما آنگونه که فانی میگوید آقای سیار این شانس را داشته است که حاصل کارش در آخرین مرحله به دست ناشری افتاده که واقعاً از کمنظیرترین ناشران ایران است در دقت و صحت و عشق و علاقه به کار. یعنی آقای همایی و نشر نی که این کتاب را که بسیار هم کار مشکلی است با این نفاست و زیبایی و دقت و چشمنوازی توانسته است چاپ کند و در واقع زحمات آقای سیار را در ویترینی زیبا به نمایش بگذارد.
فانی در پایان سخنانش را با این نکته به پایان میبرد که اهمیت عهد جدید در درجه اول به دلیل نامههاست. به ویژه دو نامه سنت پل به رومیان و کرنتیان. سنت پل به یک معنی بنیانگذار مسیحیت است و بدون شناخت سنت پل ما مسیحیتی که فعلاً وجود دارد را نمیتوانیم بشناسیم و تأکید اصلی و اساسی در جهان مسیحیت هم بر سنت پل گذاشته شده است. در این میان به ویژه، "نامه به رومیان"مهمترین بخش این کتاب است و به یک معنا جدا شدن پروتستانها از کاتولیکها در واقع به خاطر همین نامه بوده است و نیز "نامه به کرنتیان". این دو به این دلیل مهم است که در واقع یک انقلاب ایجاد کردهاند. بعد از صعود مسیح تکلیف روشن نبود که بالاخره وی دینی جدید آورده یا اصلاحگر بوده است و مخاطب او صرفاً یهودیان هستند یا دیگران هم مخاطب اویند. در واقع سنت پل بود که این جهت را به مسیحیت داد به خصوص در نامه به رومیان. سنت پل دو خطر را در زمان خودش حس میکرد: یکی خطر ذهن یونانی بود و دیگری خطر ذهن یهودی. نامه به کرنتیان در واقع به خطر ذهن یونانی میپردازد و در آن حکمت الهی را در مقابل حکمت انسانی قرار میدهد و خطر را اینگونه بیان میکند که یونانیها خیلی مغرور شدهاند به عقل خودشان و عقل الهی را فراموش کردهاند، پس موضوع بحث او در اینجا حکمت و عقل است. نامه به رومیان در واقع به نحوی خطاب به یهودیان است که مقهور شریعت و اجرای احکام شدهاند. در واقع سنت پل همه حرفش همین است که شما با اجرای احکام و اجرای شریعت نجات پیدا نمیکنید و در تمام اینها یک اصطلاح کلیدی وجود دارد که خیلی هم سخت است و اقای سیار دادگر ترجمه کردهاند و در متون قبلی عدل ترجمه شده است. یعنی از عدل الهی و عدل انسانی صحبت میکند و اینکه انسان باید عادل شود.
فانی در پایان دو نمونه از این ترجمه و ترجمه قدیمی که همان نسخه 1904 است و به اعتقاد او ما خیلی هم مدیون آن هستیم خواند و سخنان خود را خاتمه داد.
برتری بیچون و چرا در میان تمامی ترجمههای متون مقدس در زبان فارسی
«درباره ترجمه جناب آقای پیروز سیارمن بدون ذرهای مبالغه عقیده خودم را عرض میکنم که در زمینه ترجمه متون مقدس به زبان فارسی کار ایشان در ترجمه عهد جدید کاری است بینظیر و بیسابقه و به صورت بارز و شاخصی از همه کارهایی که در زمینه ترجمه متون مقدس به زبان فارسی صورت گرفته سرآمدی و برتری دارد و هیچ کدام از ترجمههای موجود به گمان بنده قابل قیاس نیست با ترجمهای که اخیراً از عهد جدید انجام دادهاند. در واقع نمونه علمی یک کار خوب است که اگرچه نام ترجمه برخودش دارد اما تحقیق به معنای دقیق کلمه است.» همین چند جمله از زبان مصطفی ملکیان که خود به وسواس و دقت در کارهایش شهره است کفایت کند تا ترجمه فعلی از عهد جدید را بس بسیار جدی بگیریم. ملکیان اگر چه نکات بسیاری را یادداشت کرده است اما «از آنجایی که استاد جناب آقای فانی تقریباً به همه اشاره کردند» وی فقط فهرستوار به آنها اشاره میکند:«اولاً متن بسیار موثقی را انتخاب کردهاند برای ترجمه به زبان فارسی که همان متن اورشلیم است. ثانیاً ترجمه خودشان هم ترجمهای بسیار بسیار دقیق و امین و کارشناسانه است. سوم مقدمههایی است که بر هر یک از کتابهای ترجمه شده نوشتهاند. وقتی میگویم بر هر یک گاهی هم بر چند تا یک جا مقدمهای نوشتهاند؛ مقدماتی که واقعاً روشنگر است و نمایانگر سرشت و سرنوشت آن کتاب مورد ترجمه.نکته چهارم حواشی و تعلیقاتی است که نوشتهاند و همانطور که استاد اشاره کردند بیش از دوسوم حجم کتاب را در بر میگیرد که عمدتاً ایضاحی است اما بعضاً نقدی هم هست. یعنی واقعاً متن (text) را در زمینه (context) آوردهاند و باز همانطور که اشاره شد اگر این حواشی نبود و ما از بستر آن متن بیخبر بودیم اکثر آنچه در متن میآمد ولو به زبان فارسی هم میبود باز برای ما قابل فهم نبود. علاوه بر این همانطور که اشاره شد همه ارجاعاتی که در هر قسمت عهد جدید به سایر قسمتهای عهد جدید و یا به عهد عتیق انجام گرفته نیز آورده شده که کار طاقتفرسایی هم بوده است. گاهشمار تاریخ عمومی و تاریخ کتاب مقدس مسیحیت هم در قسمت آخر کتاب آورده شده است که در آن به فلسطین آن زمان، تاریخ ناسوتی آن منطقه و نیز تاریخ لاهوتی آن و تقابل و احیاناً تکمیل آنها اشاره شده است، یعنی چه آنچه تاریخنگاران گفتهاند و چه آنچه ما اگر باشیم و متن مقدس، باید آنها را واقع بدانیم در آن زمانها و آن مکانها. اسامی خاص عهد جدید که به پنج زبان و به دقیقترین شکل ممکن آورده شده است و بعد هم فهرست آیات عهد عتیق و عهد جدید که مستقلاً فهرست شده است. اینها همه محاسن این کتاب است که اساتید به آنها اشاره کرده بودند.»
ملکیان در ادامه باز هم بر نقاط قوت این کتاب تأکید می ورزد و سپس می کوشد سه نکته نقدی بر این ترجمه را بیان کند: «حتا اگر در هر سه نکته هم حق با من باشد باز هم این کتاب کاری قابل تقدیر و شاخص است. نکته اول این است که آقای سیار تشخیص دادهاند و به حق هم تشخیص دادهاند که زبان ترجمهشان در فارسی باید زبانی آرکائیک و ادبی باشد و متون مقدس معمولاً زبانی ادبی وباستانی دارند و ایشان هم ترجمه را بر این اساس پیریزی کردهاند که به نظر من هم تشخیص درستی بوده است. اما به نظر من در موارد بسیار نادری در این آرکائیک بودن افراط شده و در موارد بسیار فراوانی خود آرکائیک بودن فراموش شده است. در آن موارد نادر که در آرکائیک بودن افراط شده میتوان به موردی مثل به کار بردن کلمه بهر اشاره کرد که کمتر از آن استفاده میشود. مثل "از بهر آنکه..." به نظر من این افراط در آرکائیک بودن است ولی ایشان به وفور از این کلمه استفاده کردهاند. ما حتی وقتی تاریخ بیهقی را هم میخوانیم با آن نثر دلاویز، باز چنین تعابیری حتی در آن زمان هم وجود نداشته است و بیشتر یاد ترجمه کشفالاسرار میافتیم که از آن ابوالفضل میبدی است و این کلمه را تا آنجا میبینیم اما به نظر من کلمهای مثل کلمه بهر خیلی آرکائیک است و افراط است. اما در مواردی هم آرکائیک بودن فراموش شده است. یکی از مواردی که خیلی شاخص است این است که در زبان آرکائیک ما، "را" بسیار کم استعمال میشده و شما در متون ادبی میبینید که "را" بر خلاف متون امروز خیلی کم استفاده میشده است و به نظر من ایشان باید بسیاری از این "را"ها را حذف میکردند. مثلاً در این متن بسیار هست که "چون این را بگفت..." که قدما اینطور نمیگفتند. آنها میگفتند "چون این بگفت..." یا مثلاً "گناهانشان را در شمار آورید" که قدما میگفتند "گناهانشان در شمار آورید". ایشان تقریباً درباب "را" البته جز مواردی که باید میبود فراموش کردهاند که با متن آرکائیک سر و کار دارند. یا مثلاً قدمای ما "نمودن" را به معنای "نشان دادن" به کار میبردند. حتی در جایی هم اگر ما فکر میکنیم که "نمودن" به معنای "کردن" است مثل لطف نمود، آنجا هم نمودن به معنای نشان دادن است چون لطف یک امر درونی است که باید آن را در بیرون بنمایند. در حافظ یا سعدی اگر لطف نمودن یا عنایت نمودن آمده است "نمودن" به معنای کردن نیست بلکه به معنای نشان دادن است. قدمای ما همیشه "نمودن" را به معنای "نشان دادن" به کار میبردند. امروزه ما "نمودن" را به وفور به معنای "کردن" به کار میبریم مثل اشاره نمود یا امر نمود که یعنی اشاره کرد یا امر کرد. بنابراین هرجا میخواستند "نشان دادن" را به کار ببرند خود "نمودن" را به کار میبردند. امروزه ما چون "نمودن" را به معنای کردن به کار میبریم پس اگر بخواهیم "نشان دادن" را بگوییم "نمایاندن" را به کار میبریم. آقای سیار نمایاندن به کار بردهاند که به نظر من درست نیست و نمایاندن برای امروز که ما "نمودن" را به معنای "کردن" به کار میبریم البته خوب است اما بناست نثر ما آرکائیک باشد و بنابراین باید "نمودن" به کار برد. به جای اینکه بگویند "پهلو و دستان خود را به آنها نمایاند" معمولاً میگفتند "پهلو و دستان خود به آنها نمود." یعنی "بر" نمیگفتند چون "نمودن" با "به" میآمده است و بعد هم "نمایاندن" نمیگفتند و "نمودن" را به کار میبردند. از طرف دیگر ایشان "نمودن" را به معنای "کردن" به کار بردهاند. مثلاً "شما باید خود را امین نموده باشید." که باید میگفتند "امین کرده باشید". یا مثلاً اگر ما قرار است نثر آرکائیک به کار ببریم نباید کلمه ارباب را استفاده کنیم، باید بگوییم سرور. ارباب کلمهای است که امروزه به کار میرود و جمع است و ما امروزه آن را به عنوان مفرد به کار میبریم. اینها مواردی است که خوب است مدنظر قرار گیرد که البته من چهل و هفت - هشت مورد یادداشت کردهام هرچند هنوز یکسوم کتاب را خواندهام. این یک مورد بود که به نظر من رعایت مدام نثر آرکائیک در ترجمه وجود ندارد.
اما اشکال دومی هم هست که به نظرم میآید مواردش زیاد نیست اما چشمگیر است و دوستان میدانند که همیشه وقتی چیزی خیلی شسته رفته و پاکیزه باشد چیزهای ریزش هم به چشم میآید. بنابراین از بس ترجمه ایشان دقیق، متین و عالمانه است این موارد در آنها ظاهر میشود. اشکال دومی که میخواهم عرض کنم به کار بردن الفاظ و تعبیراتی است که ارزشداورانه است. وقتی که ما میخواهیم بگوییم فلان شخص مبدع، بدعتگذار یا کجاندیش بود. در اینگونه متون باید یکی از این دو کار را بکنیم: یا باید بگوییم طبق تلقی مسیحیت نهادینه شده جاافتاده تثبیتشده امروزی مثلاً آریانوس بدعتگذاربود، یا نباید این الفاظ را به کار ببریم. به هر حال ما که میدانیم تاریخ با آدمهای حقطلب چه میکند که بعدها میگویند اینها بدعتگذار بودند. بنابراین اگر هم این تعبیرات را به کار میبریم باید تصریح کنیم که وقتی میگوییم "آریانوس بدعتگذار"، منظورمان ارزشداوری نیست بلکه ما از لحاظ آیین کاتولیک این موضوع را بیان میکنیم که فلانی کجاندیش یا بدعتگذار بود وگرنه اینها ارزشداوریهایی است که یا اصلاً نباید بشود یا باید بگوییم طبق تلقی آیین کاتولیک یا طبق تلقی مسیحیان صدر این گونه بوده است. در اینجا آقای سیارممکن است در جواب بنده بگویند که من دارم آیین کاتولیک را معرفی میکنم و آنها هر که را بگویند بدعتگذار است من هم نوشتهام بدعتگذار، که اینجا شق دوم اشکال پیش میآید؛ یعنی اینکه اگر شما تلقی آنها را میگویید دیگر نباید بگویید عیسای پیامبر چون آنها عیسی را خدا میدانند نه پیامبر ولی در نوشته آقای سیار چند جا آمده که اینها تعالیم عیسای پیامبر است. اگر تلقی آیین کاتولیسیسم را بیان میکنید آنها عیسی را پیامبر نمیدانند. بنابراین به نظر من این ارزشداوریها یا باید همگی حذف شوند یا تصریح شود در جایی که ما داریم از تلقی خاصی بیان مطلب میکنیم.
و اما نکته سومی که وجود دارد این است که متأسفانه با اینکه کار خیلی از نظر دقت در اغلاط پیشرفته است اما باز اغلاطی تایپی در آن راه پیدا کرده که هم مربوط به ارجاعاتی است که داده شده و هم کلماتی که نادرست تایپ شدهاند. من این مواردی که ذکر کردم به عنوان سپاس قلبی از کاری که ایشان انجام دادهاند و به عنوان شاگردی که از کار ایشان خیلی چیز یاد گرفتهام بود و الّا کار ایشان کاری بیسابقه، بدیع و نوظهور در ادبیات دینی در زبان فارسی است.
پیروز سیار
مترجم کتاب آخرین سخنران این نشست بود که در ابتدا از اساتید حاضر در جلسه و از انجمن حکمت و فلسفه ایران که همیشه مشوق معنوی انجام این کار بودهاند تشکر کرد. وی سپس کوشید گزارشی از انجام پروژه ترجمه کتاب عهد جدید ارایه کند: «این ترجمه حدود 12 سال است که آغاز شده و من مثل همه کسانی که سر و کار با کتاب در دنیا دارند شاید از حدود 25 سال پیش آشناییام با کتاب مقدس وکار و تحقیقم درباره این متن مقدس شروع شد. در وهله اول به ترجمههای فارسی رجوع کردم که اینها حتی برای فهمیدن مفاهیم ساده کتاب مقدس مشکلات زیادی در بر دارند. در نتیجه من چون با زبان فرانسه آشنایی داشتم به این سمت کشیده شدم که از منابع فرانسه که بسیار مهماند استفاده کنم. به نظر من سر حلقه مهم شروع تصحیحات و ترجمههای کتاب مقدس در قرن بیستم کتاب مقدس اورشلیم است. البته ترجمههای دیگری هم بعد از آن انجام شدهاند که بسیار مهماند ولی کتاب مقدس اورشلیم در هر حال یک اثر کلاسیک تجدیدناشدنی و غیرقابل تکرار است. این کتاب را 33 مترجم که جزء برجستهترین متخصصان آن بخش از کتاب مقدس بودهاند ترجمه کردهاند که 13 نفر از این افراد روی عهد جدید کار کردهاند.
شاید کاری که از لحاظ تصحیح، تحشیه، بازخوانی، قرائت و تفسیر کتاب مقدس در این مجموعه انجام شده روی هیچ کتابی صورت نگرفته باشد. این کار البته بیشتر روی کتابهای فرانسوی انجام شده است. من وقتی کتاب مقدس اورشلیم را دیدم فکر میکردم که آدم خیلی باید به این متن علاقهمند باشد که اولاً آن را فراهم آورده و بعد هم این متن را با این همه ملحقات بخواند و هیچ وقت به مخیله من هم خطور نمیکرد که قرعه فال به نام خود من بیفتد که نه تنها تمام این متن را بخوانم بلکه تمام آن را به زبان فارسی ترجمه کنم. کاری که من هیچ وقت آن را در استطاعت خودم نمیدیدم.
همانطور که آقای فانی هم فرمودند کار عهد جدید دومین پاره از طرح ترجمه من از کتاب مقدس بود. کار من روی ترجمه کتاب مقدس با کتابهایی شروع شد که این کتابها هیچگاه به زبان فارسی ترجمه نشده بودند و من ترجمه آنها از حدود 12 سال پیش شروع کردم. اول به شکل خیلی آزمایشی و محتاطانه چون وقتی آدم وسعت و عظمت یک کتاب را بشناسد و دشواریهای عظیم وارد شدن در این کار را، شک و تردید خواهد داشت که آیا میتواند از پس این کار برآید یا نه. کتاب مقدس سالی 12 میلیون نسخه به همه زبانهای دنیا فروش میرود و در نتیجه شما وقتی به عنوان یک مترجم روی کتاب مقدس کار میکنید مسئولیت بسیار سنگینی در انتقال مفاهیم خواهید داشت. نه فقط چون این کتاب، مرجع دینی بیش از دو میلیارد مسیحی در دنیاست بلکه این کتاب مورد استناد و استفاده محیطهای علمی و دانشگاهی و بیشمار انسانهایی است که اعتقاد قلبی، روحی و فکری به این کتاب دارند. بنابراین وارد شدن به این حوزه برای من با تردید و دودلی شروع شد. من چند سالی روی کتاب قانون ثانی بر اساس کتاب مقدس اورشلیم کار کردم که به اهتمام نشر نی منتشر شد. خوشبختانه بر خلاف پیشبینی من که فکر نمیکردم کتاب پرفروشی شود با استقبال خوبی مواجه شد که این نشان میدهد اقبال به تحقیقات دراین حوزه در ایران خیلی زیاد است و این آدم را برای ادامه کار دلگرم میکند.
همیشه کار کردن روی عهد جدید برای من خیلی مهم بود چون با آن بیشتر مأنوس بودم و آن را زیاد میخواندم. این آرزوی من بود که روی ترجمه آن کار کنم چون ترجمههای فارسی را ناکافی میدانستم اگرچه کار مجریان سابق کوچک نبوده است.
وقتی این ایده شکل گرفت آقای همایی از اجرای این پروژه حمایت کردند. در وهله اول من حدود ده روایت مختلف فرانسه را گرد آوردم که البته کتاب اصلی من کتاب مقدس اورشلیم بود. باید توجه داشت که غیر ممکن است که کسی در ترجمه کتاب مقدس از روایتهای مختلف استفاده کند چون بعد از بیست سی صفحه متوجه خواهد شد که ترجمهاش دارد تبدیل به آمیختن روشهای تفسیری و تصحیحی مختلف میشود و بنابراین اگر قرار است کتاب مقدس ترجمه شود باید فقط بر اساس یک متن باشد. اگرچه میتواند برای حل مشکلات خودش و فهم دقیقتر و عمیقتر برخی بخشها به کار مترجمان دیگر رجوع کند تا ببینید آنها چه کردهاند. ولی فقط در حد کمک برای فهم مطلب و نه عدول از متن اصلی.
سیاردر ادامه کمابیش میکوشد توضیحاتی درباره برخی موارد ذکر شده از سوی سخنرانان ارایه کند: از نظر من چارچوب زبانی ترجمه کتاب مقدس باید تجدید میشد. من به همه آن ترجمهها نگاه میکردم اما نه به این معنا که بخواهم از آنها الهام بگیرم. اصولاً آدم در چنین ترجمهای با تمام اندوخته زبانیاش وارد میشود، نه با الهام گرفتن از متنی خاص. نه اینکه آدم تاریخ بیهقی یا مقالات شمس را بخواند تا به نثر ترجمه انجیل برسد. شما با تمام اندوخته زبانی که طی دههها اندوختهاید وارد کار می شوید و میکوشید با الهام از متن اصلی خودتان زبان تازهای را ابداع کنید. حدود حفظ تعادل در این زبان ابداعی هم بستگی پیدا میکند به درجه معرفت و شناخت و سلایق فرد و واقعاً در این کار معیار و ملاک دیگری در دست نیست. هرکسی یک حد تعادل را برای جلو رفتن در کار ترجمه حفظ میکند.
گاهی مترجمان کتابی را ترجمه میکنند تا زبانشان بهتر شود در حالی که از نظر من کار ترجمه کتاب مقدس جای آزمون و خطا نیست. شما در اینجا باید تمام آنچه را که آموختهاید به کار بندید. دشواریهای ترجمه متون مقدس بحث مفصلی است و شاید بتوان گفت ترجمه متون مقدس جزء کهنترین متون ترجمه شده است. این متون در حالت الهامآمیز نوشته و تدوین شدهاند. شما وقتی حکمت سلیمان یا مزامیر داوود را میخوانید متنهایی عادی را نمیخوانید. مترجم اگر بخواهد که عطر این متون در بیاید باید بتواند دمساز این متون شود و خودش را در افق این متون قرار دهد. اگر بتواند چنین کند شاید متنش اضافه بر صحت، عطری هم از آن متن داشته باشد. همافق شدن با یک متن کاری سهل ممتنع است. دمساز شدن با یک متن فقط به معنای ترجمه مکانیکی یک متن نیست بلکه حس بازسازی روح یک متن است.
وی به ملحقات کتاب مقدس اورشلیم نیز میپردازد: همانطور که دوستان اشاره کردند این ملحقات بسیار اساسی است. به نظر من یکی از دلایلی که ترجمه کتابهای مقدس را با اشکال مواجه میکرده این بوده که مترجمان این کتابها در چارچوب یک نظام تفسیری واحد قرار نداشتند یا علم آن را نداشتند یا ملتزم به آن نبودهاند. این کتاب را 33 نفر عالم دومینیکن ترجمه کردهاند. این پروژه حدود ده نفر سرپرست داشته است. نظام تفسیریای که این کتاب بر اساس آن نوشته شده متجانس است. تمام این نظام در حواشی شرح داده شده و متنهایی که بالای این حواشی قرار گرفته بر اساس این نظام تفسیری ترجمه شده است. یعنی شما وقتی که ترجمهتان را بر اساس متنی که خود آن متن بر مبنای یک نظام تفسیری که برآمده و چکیده تاریخ کلیسای کاتولیک است همراه میکنید، آن تفسیر خودش استخوانبندی ساختار این ترجمه را تشکیل میدهد. یعنی تمام آنچه که در متن ترجمه شما آمده است را باید به وسیله حواشی توجیه کنید و بالعکس حواشی را هم باید به وسیله متن توجیه کنید. البته این کار را فوقالعاده دشوار میکند. میگویند بهتر است چنین کاری مرحله به مرحله انجام شود اما ما واقعاً سنگ سنگینی را برداشتیم که به نظر من ناگزیر از این کار بودیم زیرا صحت متن در گرو پیشبرد کار با این روش بود و من امیدوارم که توانسته باشم در این امر موفق بوده باشم.
سیار اما در پایان فراموش نمیکند که از آقای همایی، مدیر نشر نی و زحمات ایشان در انتشار این کار تشکر کند: ایشان این پروژه را از ابتدا حمایت کردند. پروژهای که حدود چهار سال و مجوزش از وزارت ارشاد حدود یک سال و نیم طول کشید. این اولین باری است که کتاب مقدس توسط یک گروه غیر مسیحی و یک ناشر غیر مسیحی در ایران منتشر میشود. سهم ایشان در انتشار کتابی با بیش از 1300 صفحه و با چاپ و صحافی بسیار اعلاء که در هر کتابفروشی اروپایی هم گذاشته شود چیزی کم از کار آنها نخواهد داشت بسیار است.
شاپور اعتماد جلسه را با قضاوت کامران فانی پایان میدهد: فانی گفت این ترجمه دورانساز است و بنا بر تجربه ناشران معروف، ترجمهی دورانساز معنای معینی دارد. یعنی به طور ملموس در پی این ترجمههای دورانساز کارهای تحقیقاتی بسیاری به وقوع میپیوندد. اگر چنین باشد بارها و بارها یکدیگر را در اینجا خواهیم دید.
اين گزارش پيشتر در سايت خبرآنلاين منتشر شده است.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| سایتهای مرتبط |
![]() |
| جستوجو در اينك فلسفه |
|
|
| از سایتهای دیگر |
|
:: گفتوگو با حمید طالبزاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران :: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم :: در ستایش زبالهگردی :: غبارزدایی از چهره سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب :: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟ :: ما روشنفکر بومی نیستیم :: اهمیت رواج فلسفه در مدرسههای ایران :: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی :: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال :: همنشینی با افلاطون و دریدا :: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ :: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکاملگرایی :: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
all rights reserved © 2008 Isphilosophy استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |