تبليغاتX
اینک فلسفه
صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس

خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربه‌هاي ديگر



موضوع: گزارش |  

چهارمين نشست از سلسله‌نشست‌هاي بازخواني نگرش مدرن با حضور سياوش جمادي و با موضوع «متافيزيك در نگرش مدرن» در روز سه‌شنبه، 10 دي 1387، در تالار كمال دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران برگزار شد. گزارشی از اين نشست را که از سوي انجمن علمي دانشجويي فلسفه دانشگاه تهران و با همكاري سايت اينك فلسفه برگزار شد در ادامه می‌خوانید.

 

سیاوش جمادی که در طول سخنرانی‌اش چندان منسجم سخن نمی‌گفت سخنان‌اش را چنین آغاز کرد: مفهوم متا در متافیزیک به معنای مرز است. ژاک دریدا در کتاب  معروف Apolis که به معضل‌ها ترجمه شده است، مفهوم مرز، حد، پایان، نهایت، limit،ultimate ، extrime، boundry و غیره را در متافیزیک دوران جدید البته با اتکا و تمرکز بر روی مفهوم بودن به سوی مرگ در هستی و زمان هایدگر مطرح کرده است که این مفهوم در دوران مدرن اهمیت فراوانی دارد.

 هگل در کتاب فلسفه تاریخ خود  به انواع حکومت‌هایی می‌پردازد که در ایران باستان، چین و هند وجود داشته است و در نهایت مقایسه‌ای میان سیستم پارلمانی و دولتی انگلستان، فرانسه و آلمان انجام می‌دهد و کمابیش سیستم آلمانی‌ها را روشن‌تر، اهل روح و مبرا از خشونت و تجاوز می‌داند. او کتاب خود را به این صورت به پایان می‌رساند که تاریخ جهان با همه صحنه‌های گوناگون آن که خبرنامه‌ها یا وقایع‌نامه‌هایش عرضه می‌کند، فرایند بالندگی و تحقق روح است. تنها این بینش می‌تواند روح را با تاریخ جهان بپیوندد. تاریخ جهان آنگونه که رخ داده است و هر روزه رخ می‌دهد، تنها بدون خدا ممکن نیست بلکه اساساً کار خداست. کانت نیز کتابی دارد با عنوان دین در مرز‌های عقل صرف. یکی از برنامه‌های لایب‌نیتس اثبات وجود خدا بوده و اسپینوزا معروف است که سرشار از شور خدایی بوده است. همچنین دکارت در تأملات در فلسفه اولی در اهدائیه‌ای که شاید از لحاظ سیاسی از خود کتاب تأمل‌برانگیزتر باشد، به الهیات‌دان‌های سوربن توضیح می‌دهد که من این کتاب را برای مبارزه با الحاد نوشته‌ام. فحوای کلام دکارت و اصلاحاتی هم که متعاقباً انجام داده است، کاملاً روشن می‌سازد که دکارت مورد تعرض الهیات‌دان‌ها قرار می‌گیرد و خودش را موظف می‌داند که به نحوی پاسخ آن‌ها را بدهد و بگوید که اگر در کتاب خود به عهد عتیق و جدید استناد نمی‌کنم، جای نگرانی نیست، چون خدا و همچنین خلود و جاودانگی نفس را با همین عقل خودبنیاد و گوهر قائم به ذات اثبات می‌کنم.

در قرن نوزدهم طغیان عظیمی رخ می‌دهد که من آن را ارتداد علیه آیین غرب می‌نامم و مدرنیته به تدریج به صورت آیینی در می‌آید که بلافاصله با حجمه بسیار قوی نسبت به آن‌چه خارج از گفتمان مدرنیته بوده است، پاسخ می‌دهد. هسته‌های این جریان ضدمدرن با کیرکگارد، داستایوفسکی، نیچه از قرن نوزدهم و چه بسا از پیش از آن و حتی از همان صدر مدرنیته بوده است. به واقع، مدرنیته همراه خود، غیریتی را هم به وجود می‌آورد.

 بر خلاف تصوری که شاید متأثر از گروه‌های چپ و مارکسیستی در زمان شاه در ایران بود، به هیچ وجه چنان نیست که جریان مدرن، جریانی ملحد، ضددین و گسسته از دیانت باشد. چنان‌که هگل می‌گوید، تاریخ بدون خدا ممکن نیست و تاریخ در واقع ظهورات خداست. او در جاهایی نیز روح و ایده را با خود خدا متناظر می‌کند. چنین نیست که نوعی از الحاد مارکسیستی به ویژه مارکسیست استالینیستی که زمانی در کشور ما نغمه‌هایش بلند شد، در دوران مدرن به جز زمان گذار کوتاهی وجود داشته که پس از انقلاب 1989 فرانسه بوده باشد. الحادی که نامسئولانه و نااندیشیده نه تنها در زمینه‌های فلسفی بلکه در جریان‌های دیگر هم وجود داشته است. اما در دوران پس از انقلاب جهش‌هایی پیدا شد و برخی از روشن‌فکران، مکتب‌های فرانکفورت، نئومارکسیسم، تجدیدنظرطلب‌ها و مسائلی که به لحاظ نقد نظریات مارکسیستی در همان دوره‌ 1960 یعنی مقارن دهه 40 در ایران، در آلمان و کل دنیا مطرح بوده است را پی می‌گیرند و آثارشان را ترجمه می‌کنند.

از صدر مدرنیته یعنی از دوران نوزایی ملاحظه می‌کنیم که متافیزیک به معنای فرارفتن از این جهان یکسره کنار گذاشته نشد. دوران مدرن به معنای گسست از دین نیست. چه لزومی داشت که کانت اخلاق خود را از فتوای مطلق اخلاقی و عقل عملی استخراج کند که عام و جهانی است؟ چه لزومی داشت هگل فلسفه تاریخ خود را معادل پیشرفت و پیش‌روند تکاملی یک سوژه فراتر از سوژه‌های فردی ما قرار دهد؟ چه لزومی داشت دکارت به قول ادموند هوسرل در تأملات دکارتی، از قضیه می‌اندیشم پس هستم، جهشی به سمت استنتاج و استدلال به شیوه همیشگی پیدا کند؟ مفهوم متا در متافیزیک، معنای گذر از مرز را می‌رساند. اما این مرز عبور از چه سو به چه سو است؟ و این حرکت استعلایی که در هر متافیزیکی ناگزیر رخ می‌دهد، در دوران مدرن چه ویژگی خاصی دارد که در دوران پیشامدرن به نحو غالب و دقیق وجود ندارد؟ در تقسیمات تاریخی ما باید احتیاط به معنای اسپینوزایی داشته باشیم. نه معنای دست به عصا راه رفتن به لحاظ سیاسی. یعنی ببینیم ما در چه جایگاهی هستیم و ادعای گزاره‌هامان مربوط به چه جایگاهی است؟ کسی که تقسیماتی مانند تقسیمات کیهان‌مداری دوران یونانیت و خدامداری قرون وسطا و انسان‌مداری دوران جدید و... را ایجاد می‌کند، خود در کجا قرار دارد؟ به چه دلیل کانت چنان تصویری برای مرجعیت اخلاقی می‌سازد که متناظر می‌شود با مرجعیت مطلقه دینی؟ و چرا اصرار دارد که حکم اخلاقی و حکم الهی هیچ تفاوتی با هم ندارند؟ او فیلسوفی پروتستانیست است و نسبت به دین و خدا و آنچه آن سوی مرز قرار می‌گیرد و همین‌طور مرگ و فانی بودن انسان حساس است و مسائل متافزیک به معنای آن‌چه ورای ناسوت و این‌جهانی است، برای او مطرح بوده است. در پی‌گیری سیر مدرنیته، می‌بینیم که ما دورانی در دوران مدرن داریم با نمایندگانی مانند بیکن با ارغنون نو و کندرسه با کتاب طرحی از تصویر تاریخی پیشرفت ذهن بشر. کندرسه در فصل اول کتابش می‌نویسد زمانی خواهد آمد که زیر آفتاب تابان چیزی جز عقل بشر سروری نکند. بنابراین، دوران مدرن به معنای اعتراض علیه دین و کلیسا و تخریب نیست. دوران مدرن یعنی این‌که خرد انسانی مسؤولیت بزرگی را به عهده می‌گیرد. تمام دوران مدرن از دکارت تا هایدگر و مکتب فرانکفورت و بعد از آن، کشمکش این عقل است با مسائلی که از آغاز دوران مدرن مطرح بوده است. فاصله جایگاه فراروایت و فراتاریخی با این عقلی که با آن ما مسائل را توجیه می‌کنیم، هر اندازه که باشد، پرناشدنی است. هگل درباره تمام تاریخ دید فراروایتی دارد و درباره سیر بالندگی روحی که مساوی با خدا است، گزارش می‌کند. اما هگل برای حرف خود توضیحی دارد که این توضیح از این سو شروع می‌شود نه از آن سو. هگل هرگز نمی‌گوید حرف‌های من درست است چون ندایی از آن سو می‌شنوم. فیلسوف نه پیامبر است و نه متولی پیامبر. اما مگر چاره‌ دیگری هم هست؟ از جایی باید رفتن را آغازید؟ متافیزیک در دوران معاصر ناچار است از این سو شروع کند. از این سو که شروع می‌کند، باید پاسخ‌گو باشد و نمی‌تواند با لعنت و ناسزا مابعدالطبیعه و مقدسات را طرد کند یا به عکس در جای خدا و نماینده خدا تکیه بزند. مهم‌ترین ویژگی متافیزیک در عصر مدرن این است که درباره آن‌چه فراتر از مرز فیزیک و طبیعیات و ناسوت و این جهان است، چیزی می‌گوید و از این مبدأ شروع می‌کند. هگل از روح صحبت می‌کند چون این روح همان سوژه است و خود نیز صریحاً می‌گوید که آن سوژه بی‌نهایت، روح است و خدا هم سوژه است.

 

اين گزارش پيش‌تر در سايت خبرآنلاين منتشر شده است.

لینک مستقیم به مطلب

Share/Save/Bookmark



آخرین مطالب
:: دانلود خلاصه مقالات فارسي همايش بين‌المللي فلسفه اسلامي و چالش‌هاي جهان امروز
:: پوسترهاي همايش بين‌المللي فلسفه اسلامي و چالش‌هاي جهان امروز
:: کانت ایرانی به روایت دکتر مجتهدی و دکتر کلباسی
:: «رودكي» و مطالبي درباره هيچكاك، دن چاون و هرتا مولر
:: چه چیز، اثر هنری است؟؛ درباره کتاب «پرسش از هنر»
:: هنر در عصر رنسانس؛ درباره کتاب «هنر رنسانس»
:: بوناونتورا و فلسفه اسلامی
:: عليا «جنبش پديدارشناسي» را ترجمه مي‌كند
:: همايش بين‌المللي «فلسفه اسلامي و چالش هاي جهان امروز» برگزار مي شود
:: دوره آموزشی فلسفه علم برگزار مي‌شود
:: کرامت زن از نگاه ابن‌عربی بررسي مي‌شود
:: نشست نقد و بررسی «نامه‌های ایرانی» مونتسکیو برگزار شد
:: نشست «دين و حقوق بشر در فلسفه سياسي جان راولز» برگزار مي‌شود
:: امير نصري و كتاب‌هايي درباره هنر مسيحي
:: درس‌گفتار‌هایی درباره ایمان
:: «درسگفتارهایي در فلسفه اخلاق» در میزگرد خبرگزاری مهر نقد و بررسی شد
:: نوامیس؛ کتاب پنجم (Ε)
:: گزارشی از سخنرانی دکتر کریم مجتهدی در نشست «توفان و جهش روحی در تفکر آلمان»
:: گزارشی از سخنرانی محمد علی موحد در نشست «در باب فیه ما فیه»
:: فلسفه در جی. ان. یو
:: توفان و جهش روحی در تفکر آلمان بررسی می‌شود
:: دو كتاب جديد از مسعود عليا در راه است
:: فراستخواه: با «امر فرهنگی و نحوه مواجهه گفتمان‌هاي ایرانی با آن» مي‌آيم
:: زندگي همين چيزي‌ است كه هست
:: گزارشي از سخنراني ویکتوریا طهماسبی با موضوع «ديگري در لويناس»
:: اخلاق حرفه‌ای و موضعي روشن از اخلاق هنجاری
:: کتابی برای سنجشگرانه زیستن
:: هم دانش، هم مهارت
:: فلسفه با نومیدی مخالف است
:: آیا فلسفه بخوانیم؟


 


 


سایت‌های مرتبط



جست‌وجو در اينك فلسفه


از سایت‌های دیگر

:: گفت‌و‌گو با حمید طالب‌زاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران

:: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم

:: در ستایش زباله‌گردی

:: غبارزدایی از چهره‌ سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب

:: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟

:: ما روشنفکر بومی نیستیم

:: اهمیت رواج فلسفه در مدرسه‌های ایران

:: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی

:: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان

:: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی

:: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال

:: همنشینی با افلاطون و دریدا

:: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ

:: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکامل‌گرایی

:: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان

عضویت در خبرنامه





دعوت از دوستان














all rights reserved © 2008 Isphilosophy
استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است
نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست