| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| آخرين اخبار |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: یادداشت | |
حنيف امين
از شمار دو چشم يک تن
کم
از شمار خرد هزاران بيش
امروز روز غريبي بود. آب و هواي سِفلهپرور سرزمين ما، امروز بسيار مناسب بود
براي مردن. و تو يقين منتظر نشسته بودي تا چنين روزي بيايد. خورشيد پاييز بيرمق ميتابيد
روي زمين سرد و فروبسته اين ملکي که لعنتي
انگار همه جايش بوي الرّحمان ميداد. دکتر ميگفت خبر دادهاي «کار کتاب هگل تمام
شده» و شايد ميخواستي بگويي خسته شدهاي و نگفتهاي و يقين از خيلي پيشتر ميدانستي
که اين دنياي حقير بيش از اين ارزش ماندن ندارد و تصميم به رفتن گرفتي. لابد پشت
پنجره اتاق کارت ايستادي، با چشمهاي روشنات که ذکاوت از آنها ميباريد به بيرون
نگاهي انداختي، نفس عميقي کشيدي، دستي به سبيلهاي سفيدت بردي و با خودت گفتي امروز
روز خوبي است. بعد پشت ميزت نشستي، کتابهاي هارتمان را باز کردي و شروع کردي به
نوشتن و بعد... حتماً به جاي خوبي هم رسيده بودي و با خودت گفتي وقت خوبي است، سرت
را روي ميز گذاشتي و به قلبت گفتي تمامش کن. ديگر تمام نوشداروها بياثر بودند و
با آن نفسهاي آخر شايد ميخواستي بگويي بگذاريد تا به آرزويم (مردن در اتاق کار)
برسم. ديگر تمام شد.
امروز استاد دکتر ابوالقاسم ذاکر زاده (استاد فلسفه دانشگاه بهشتي)، در كمال
ناباوري چشم از جهان فرو بست. ساعت يازده جلوي ورودي دانشکده ديده بوديمَش و هنوز
کار به نيم ساعت نکشيده بود که کالبد بيجانش را به سمت بيمارستاني بردند که گفته بود
از آن وحشت داشت؛ و اين پايان کار دانشمند ما بود. مردي که نا اميد از فضاي فرهنگي
وطن دوستداشتنياش، مدتها بود که در خلوت خود ميانديشيد و لجبازانه چيزي نمينوشت
(بهجز اين چند سال آخر که به تشويق دانشجويان خود، که بسيار محترمشان ميداشت،
شروع به نوشتن کرد)، چون بيرون از حلقه شاگردان و همکاران گوش شنوا و چشم بينايي
براي ديدن و فهميدن نمييافت. دانشورزي بارزترين خصيصهاش بود، «پزشکي فرهنگ» را مهمترين
وظيفه فيلسوف ميدانست و عميقاً معتقد بود که «شخص» در برابر فرهنگ، پشيزي ارزش
ندارد. پيرمرد مهربان غرغروي ما، دانشمند لجباز و سرکش ما، که سمپاتي و سمپاشي حول
شخصيت او بسيار بود، بزرگ بود و از اهالي امروز بود، و با تمامي افقهاي باز نسبت
داشت.
امروز دانشجويان سرزمين ما داغدار معلمي شدند، که يگانه بود و هيچ کم نداشت و
هيچ کم نگذاشت. امروز فرهنگ اين سرزمين، و فلسفهي آن (اگر چيزي بدين نام در آن
معنايي داشته باشد) فرزندي را از دست داد که در تمام عمر نان آن را خورد و هزاران
برابر سپاس برآورد؛ نه مانند آن بسياراني که به قول استاد نان فلسفه را ميخورند و
سنگ چيزهاي ديگر بر سينه ميزنند.
استاد ما، که فروتنانه خود را کسي در
کنار ديگر کسان ميدانست، غصهي اين ديگراني که بيتفاوت از کنارش ميگذشتند، قوت
مدامش بود و فکر و ذکرش دردهاي فرهنگ. او جهانـوطني بود که دل بر همه انسانها ميسوزاند
و بهجاي همه آنها حرص ميخورد و بهراستي فيلسوف فرهنگ، عنواني است تنها برازنده
قامت او. او رفت و حجمي عظيم از دانش را با خود به زير خروارها خاک برد تا فرهنگ اين
سرزمين، دردِ نبودِ او را سالهاي سال بر استخوانهاي پوک و رو به انحطاط خود تحمل
کند، اگر که بداند. يادش به خير بود، باشد.
و مرگ، مرگ بهراستي سخن ديگري است.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| سایتهای مرتبط |
![]() |
| جستوجو در اينك فلسفه |
|
|
| از سایتهای دیگر |
|
:: گفتوگو با حمید طالبزاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران :: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم :: در ستایش زبالهگردی :: غبارزدایی از چهره سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب :: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟ :: ما روشنفکر بومی نیستیم :: اهمیت رواج فلسفه در مدرسههای ایران :: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی :: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال :: همنشینی با افلاطون و دریدا :: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ :: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکاملگرایی :: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
all rights reserved © 2008 Isphilosophy استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |