| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| آخرين اخبار |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: در باب علومانسانی | |
سازگاري دوره هاي آموزش عالي علومانساني
با نيازهاي بازار كار ـ مورد علم اقتصاد
دکتر بايزيد مردوخي
استاد اقتصاد دانشگاه تهران
هزارهی سوم عصر آموزش و فناموزي براي زندگي در جامعهی دانايي است. در جامعهی دانايي، دانشآموختگان آموزش عالي بايد داراي چه ويژگي هايي باشند تا بتوانند با چالشهاي جهاني و جهان فرهنگهاي متعدد كنار بيايند؟ پيوند بين آموزش عالي و دنياي كار در جامعهی دانايي، از اهميت زيادي در فرآيند توسعه برخوردار است و بدون ترديد، اشتغال دانشآموختگان آموزش عالي به يكي از پيچيدهترين و بحث انگيزترين موضوعهاي زمانه ـ به ويژه در جامعهی ما ـ تبديل شده است.
جهانيشدن توسعهی اقتصادي، به آزادسازي اقتصادها از قيد مقررات تنظيمي و به ايجاد دولتهاي حداقلي منجر ميشود و در نتيجه، ايجاد فرصتهاي اشتغال به تقاضاي بازار واگذار ميشود. دولتها و بوروكراسيهاي دولتي كه سرچشمهی تقاضاي كار به ويژه براي دانشآموختگان آموزش عالي در رشتههاي علومانساني بودند، اينك اهميت خود را از اين نظر از دست دادهاند و لاغر شدن دولتهاي
فربه و رواج كار به صورت قراردادي، به ايجاد بازارهاي بيشتر رقابتي در بخش
غيردولتي منجر شده است. اين در حالي است كه تقاضاي آموزش عالي به شدت در
حال رشد است كه تا حدودي نتيجهي سياست تودهايكردن
آموزش عالي دولت و تا حدودي هم ناشي از اين حقيقت است كه چشمانداز اشتغال
براي افراد فاقد مهارت و تخصص، به سرعت رو به زوال ميرود.
دانشجوي
نوعي امروز ايران، احتمالاً سني بين 18 تا 25 سال دارد، عمدتاً مؤنث است و
به احتمال زياد، جوياي كار. اين دانشجو احتمالاً براي تحصيلات خود، پول
ميپردازد و يا در هر صورت، هزينه فرصتي براي آمدن سر كلاس خود در نظر ميگيرد. او در مقابل پول پرداختي و فرصت و وقت خود، انتظاراتي از آموزش عالي دارد و چشم به راه كسب يك شغل خوب و يا ارتقاي شغلي است.
چالش
آموزش عالي در قرن بيست و يكم، ايجاد تغييراتي است كه دانشآموختگان را از
تعادلي مطلوب بين دانش نظري، مهارت تخصصي، دانش چرايي و مهارتهاي ضروري
اجتماعي و زباني، برخوردار نمايد. اين دانشآموختهي آموزش عالي داراي سه
ويژگي خواهد بود كه «مثلث شايستگي» ناميده مي شود:
1.
استعدادهاي آكادميك، مانند دانش و دانايي تخصصي، سهولت بهكارگيري اين
دانايي، تفكر منطقي و تحليل نقادانه، استعدادهاي مشكلگشايي، برقراري
ارتباط نوشتاري و گفتاري، توانايي بهكارگيري آمارها و دادههاي كمي و
انجام مأموريتهاي پژوهشي.
2.
مهارتهاي توسعهي شخصي و اجتماعي، از قبيل اعتماد به نفس و خودتنظيمي،
خلاقيت، استقلال، تمايل به ادامهي يادگيري، آگاهي وسيع از امور
بينالمللي.
3.
شايستگيهاي كسب و كار، مانند رويكردهاي مثبت نسبت به فرصتها و تهديدها،
سهولت در اولويتگذاري وظايف، شايستگي روبهرويي با اشخاص و ارايهي
خويشتن، قدرت رهبري و كار در گروه، شايستگي فناوري.
اين شايستگيها بايد در بطن آموزشهاي عالي تعبيه شده باشند.
آموزش عالي در حوزه علومانساني،
سابقهاي ديرينهتر از ديگر رشتههاي آموزش عالي رسمي در ايران دارد.
ادبيات، حقوق، هنرها، جامعهشناسي، تاريخ، جغرافيا، باستانشناسي،
زبانشناسي، روانشناسي، اقتصاد و... جايگاه ويژهاي در اولين نهاد رسمي
آموزش عالي در ايران يعني دانشگاه تهران داشتهاند. به استثناي ادبيات،
حقوق قضايي و هنرها كه در بستر دانشهاي سنتي و بومي كشور شكل گرفتند،
بقيهي رشتههاي علومانساني،
از آثار و منابع غربي براي آموزش، تغذيه كردند و همچنان پس از نزديك به
يك قرن از همان سرچشمه بهره ميبرند. با توجه به اينكه دانش جهان، ميراث
بشر و مادر تمدن بشري است، تغذيه از اين منبع مادري بشري نه خطاست و نه
خلاف. آنچه كه قابل نكوهش است، اين است كه چيزي به آن نيافزودهايم، يا
به يافتههاي آن باور نداشتهايم، يا در كاربرد آن سهلانگار بوده، و يا
آن را بومي نكردهايم.
دانستهها و يافتههاي پارهاي از رشتههاي علومانساني،
در تدبير امور شخصي، خانوادگي، بنگاهي، و يا ملي به كار ميروند و در
بسياري از موارد تعيينكننده و سرنوشتسازند. علم اقتصاد، همانند پزشكي و
مهندسي، كاربردهاي مشخصي در حيات فردي و زندگي اجتماعي دارد و دانشجويان
اقتصاد به عنوان طبيبان و مهندسان نهادهاي خصوصي و عمومي آموزش ميبينند.
اما در جامعهي ما، به ندرت چنين نقشي به دانشآموختگان اقتصاد واگذار شده
است. سالهاي متمادي است كه در بنگاههاي خصوصي، نيازي به تخصص اقتصاد
احساس نشده است و در بخش عمومي و دولتي نيز، در تصميمسازيها و
تصميمگيريها، جاي آنها را ديگران اشغال كردهاند.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| پرونده |
|
شماره سوم، آذر 1387 فلسفه از نگاه فيلسوفان ![]() پروندههاي قبلي |
| سایتهای مرتبط |
![]() |
| از سایتهای دیگر |
|
:: گفتوگو با حمید طالبزاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران :: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم :: در ستایش زبالهگردی :: غبارزدایی از چهره سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب :: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟ :: ما روشنفکر بومی نیستیم :: اهمیت رواج فلسفه در مدرسههای ایران :: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی :: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال :: همنشینی با افلاطون و دریدا :: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ :: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکاملگرایی :: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
all rights reserved © 2008 Isphilosophy استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |